no-img
کتابکده دات کام

کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۳۵ - کتابکده دات کام


کتابکده دات کام
مطالب ویژه
اطلاعیه های سایت

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

MP4
کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۳۵
mp4
مهر ۱۱, ۱۳۹۶
15 مگابایت
زمان : 4 دقیقه
قیمت رایگان

کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۳۵


کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۳۵ 

دانلود کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۳۵

دانلود رایگان کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۳۵

نام لاتین:

Ariol Episode 35 – La devinette(1)

توضیحات:

امروزه اصطلاح جهانی شدن که احساسات مثبت و منفی زیادی را برانگیخته است، در صفحه­ی اول روزنامه­ها به چشم می­خورد. کسانی که جهانی شدن را محکوم می­کنند، عمیق­تر شدن فاصله­ی بین مردم و کشورهای غنی و فقیر را به طرز چشم­گیری نتیجه­ی جهانی شدن می­دانند. از طرفی دیگر عده­ای از آن استقبال می­کنند زیرا تاسیس بازارهای جهانی، داد و ستد همه جانبه را افزایش می­دهد.

یکی از ابعاد جهانی شدن که از نظر متخصصین آموزش و پرورش اهمیت دارد، افزایش فزاینده­ی مهاجرت از کشوری به کشور دیگر است. عوامل بسیاری باعث جابه­جا شدن مردم می­شود: رسیدن به شرایط بهتر اقتصادی، نیاز به نیروی کار در کشورهایی با نرخ زاد و ولد کمتر، کشمکش­ها و سرکوب­های گروهی و یا فجایع بومی. همچنین یکی شدن اتحادیه اروپا، از نظر اقتصادی، باعث جابجایی راحت کارگران و خانواده­هایشان بین کشورهای عضو شده است. و این واقعیت که امروزه رفت و آمد سریع بین کشورها جابجایی جمعیت را آسان­­تر کرده است.

تنوع زبانی، فرهنگی، مذهبی و «نژادی» از پیامدهای جابه­جایی جمعیت است. برای مثال در تورنتوی کانادا، ۵۸ درصد بچه­های مهد کودک، اهل کشورهایی هستند که زبان اصلی آن­ها انگلیسی نیست. مدارس اروپا و آمریکای شمالی سال­هاست که به صورت بحث انگیزی با این نوع ناهمگونی مواجه بوده و هنوز هم هستند. تدابیر آموزشی و عملی بین کشورها و حتی در داخل کشورها بسیار متفاوت است. گروه­های نئو فاشیست در بعضی از کشورها آشکارا و بی­پروا از سیاست­های نژاد پرستانه درباره­ی مهاجران و اقلیت­های جوامع مختلف حمایت می­کنند. احزاب و گروه­های سیاسی دیگر نیز تا حدی موضع روشن­بینانه اتخاذ کرده و در پی یافتن روش­هایی برای «حل معضل» اقلیت­های گوناگون و ادغام آن­ها در مدارس و جامعه هستند. با وجود این، آن­ها از حضور اقلیت­های مختلف به عنوان «معضل» یاد می­کنند و معتقدند پیامدهای مثبت کمی برای کشور میزبان به ­همراه دارند. آن­ها نگران هستند که تنوع زبان، فرهنگ، «نژاد» و مذهب هویت کشور میزبان را تهدید کند، بنابراین برای حل این معضل از تدابیر آموزشی کارساز حمایت می­کنند.

در حالی­که گروه­های نئوفاشیست از اخراج مهاجران و یا به حاشیه کشاندن آن­ها از جریان اصلی جامعه (برای مثال جدا کردن مدارس و مناطق مسکونی) حمایت می­کنند، بسیاری از گروه­های لیبرال طرفدار پذیرفتن آن­ها در بطن جامعه هستند. درست است که «پذیرش» مهاجران و «محروم کردن» آن­ها از بسیاری جهات به هم شباهت دارند، اما هر دو برای حل «معضل» طراحی شده­اند. در هر دو این خط­مشی­ها گروه­های مختلف فرهنگی نادیده گرفته می­شوند. روش­های جذب مهاجران، دانش آموزان را از حفظ و نگه­داری زبان مادری­شان ناامید می­کند. و اگر آن­ها زبان و فرهنگ­شان را حفظ کنند، در آن صورت در جریان اصلی فرهنگی و آموزشی جامعه کمتر جذب می­­شوند. 

هرچند دانش­آموزان در مدرسه به علت صحبت کردن به زبان مادری­شان تنبیه بدنی نمی­شوند (قبلا در بسیاری از کشورها چنین رفتاری اعمال می­شد)، این پیام شدیداللحن به آن­ها القا می­شود که برای پذیرش از جانب جامعه و معلم­ها باید از هر گونه سرسپردگی به فرهنگ و زبان اصلی­شان چشم­پوشی کنند.

این نوع جهت­گیری­ها در «حل معضل»، هنوز هم در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی وجود دارد که با کمال تاسف می­تواند نتایج مصیبت باری برای بچه­ها و خانواده­هایشان به­بار آورد: متزلزل کردن رابطه­ی آن­ها و والدین­شان. هر متخصص با تجربه­ای براین باور است که مدارس باید بر پایه­ی تجربه و میزان دانش دانش­آموزان بنا گردد. همچنین آموزش باید توانایی و استعدادهای آن­ها را نیز بارور سازد. خواه ناخواه ، وقتی زبان مادری کودکان را از آن­ها گرفته و روابط­­شان را با والدین، مادر بزرگ­ها و پدر بزرگ­ها قطع کنیم، در واقع آموزش را از جوهره­اش تهی کرده­ایم. 

از بین بردن زبان و فرهنگ در مدارس برای خود جامعه­ی میزبان نیز زیان­بار است. در عصر جهانی سازی، جامعه­ای که با منابع چند زبانه و چند فرهنگی سر و کار دارد، شایستگی آن را دارد که از نظر اجتماعی و اقتصادی نقش مهمی در صحنه جهانی برعهده گیرد. در تاریخ بشر، هویت تمامی جوامع بر اساس تقابل و اختلاط فرهنگی بوجود آمده. هویت جوامع و گروه­های قومی هرگز ایستا نبوده و ساده ­اندیشانه است باور کنیم در عصری که آهنگ تغییر جهان مانند امروز بسیار سریع است، آن­ها همچون نقاشی تک رنگ و موزه­ی تک فرهنگی ثابت مانده­اند.

چالش متخصصین تعلیم و تربیت و سیاست­مداران برای شکل دادن به رشد هویت ملی به گونه­ای است که حقوق تمامی شهروندان (از جمله دانش­آموزان) رعایت شده و منابع اقتصادی، زبانی و فرهنگی کشور به بیشترین حد بهره­دهی رسانده شود. هدر دادن منابع زبانی کشور از طریق دلسرد کردن کودکان از رشد زبان مادری­شان، از نقطه نظر منافع ملی و همچنین نقض حقوق کودک، کاری نابخردانه است. 

مدارس چگونه می­توانند برای دانش­آموزانی که از نظر فرهنگی و زبانی تفاوت دارند، آموزش مناسبی را ارایه دهند؟ اولین قدم آگاهی از تحقیقات انجام شده در مورد نقش زبان، مخصوصا زبان مادری، در پیشرفت تحصیلی آنهاست.

آن­چه ما درباره­ی رشد زبان مادری می­دانیم

تحقیقات نشان می­دهد که زبان مادری کودکان دوزبانه در رشد شخصیتی و آموزش آن­ها نقش بسیار مهمی ایفا می­کند. جرئیات بیشتر درباره­ی یافته­های این تحقیق چنین است:

دوزبانگی تاثیر مثبت بر فرایند زبانی و رشد تحصیلی دانش­آموزان دارد. وقتی دانش­آموزان در دوره­ی ابتدایی توانایی­هایشان را در دو یا چند زبان بپرورانند، شناخت عمیق­تری نسبت به زبان و چگونگی استفاده­ی مؤثر از آن را کسب می­کنند. اگر آن­ها در فرایند یادگیری هم زمان هر دو زبان بیشتر تمرین کنند، مخصوصا وقتی سطح سواد را در هر دو مورد رشد دهند، در حقیقت می­توانند هر دو زبان را نظم داده کنار هم گذاشته و با هم مقایسه کنند. بیش از ۱۵۰ تحقیق انجام شده در طول ۳۵ سال گذشته بر آن­چه فیلسوف آلمانی، گوته، اظهار داشته است صحه می­گذارد: کسی که فقط یک زبان می­داند، در واقع با آن زبان آشنایی کامل ندارد. همچنین تحقیقات نشان می­دهد که دانش­آموزان دو زبانه، از طریق زبان­های مختلف، در پردازش اطلاعات انعطاف پذیری بیشتری از خود نشان می­دهند. 

میزان رشد زبان مادری دانش­آموزان، مسلما باعث رشد بیشتر زبان دوم آن­ها می­شود. دانش­آموزانی که با پایه­ی قوی در زبان مادری­شان وارد مدرسه می­شوند، در یادگیری دروس زبان مدرسه توانایی بیشتری از خود نشان می­دهند. والدین و سرپرست­های کودکان ( مثلا پدر بزرگ­ها و مادر بزرگ­ها) اوقاتی را با بچه­ها می­گذرانند، داستان تعریف و یا با آن­ها درباره­ی موضوعات مختلف بحث می­کنند، در نتیجه دایره­ی لغات و مفاهیم زبان مادری کودکان تقویت شده و وقتی با آمادگی کامل برای یادگیری زبان دوم وارد مدرسه ­شوند، از نظر آموزشی موفق­تر هستند. دانش و قابلیت­های آن­ها در زبان مادری که در خانه یاد گرفته­اند به زبانی که در مدرسه می­آموزند، منتقل می­شود. از نقطه نظر رشد آن­ها در مفاهیم و مهارت­های اندیشه، هر دو زبان لازم و ملزوم یکدیگرند. انتقال زبان می­تواند به دو صورت انجام گیرد: در مدرسه از زبان مادری حمایت شده (به­طور مثال در برنامه­ی آموزشی دو زبانه)، مفاهیم، زبان و مهارت­های یادگیری که کودکان از زبان اکثریت آموخته­اند به زبان خانه منتقل شود. در نتیجه وقتی محیط آموزشی به کودکان اجازه­ی دسترسی به هر دو زبان را ­دهد، دو زبان همدیگر را حمایت می­کنند.

حمایت از زبان مادری در مدرسه نه تنها زبان مادری که توانایی­های دانش­آموزان را در یادگیری زبان مدرسه رشد می­دهد. این یافته با توجه به یافته­های قبلی غافل­گیر کننده نیست، یافته­هایی مانند: الف- دو زبانگی دانش­آموزان را با اصول زبان­شناسی آشنا می­کند. و ب- قابلیت­های هر دو زبان به­طور چشم­گیری به هم مربوط و یا لازم و ملزوم یکدیگرند. در صورتی که زبان مادری در مدرسه به­طور موثر تدریس شود، عملکرد دانش­آموزان دو زبانه بهتر شده و سطح سواد آموزی در آن زبان افزایش می­یابد. بر عکس، وقتی برای نادیده گرفتن زبان مادری­شان تشویق شوند، رشد آن­ها کند و شالوده­ی ذهنی و شخصیتی­شان نیز برای یادگیری خدشه­دار می­شود.

صرف اوقات آموزشی برای زبان اقلیت در مدرسه هیچ آسیبی به رشد آکادمیک دانش­آموزان در زبان اکثریت نمی­رساند. تنی چند از متخصصین تعلیم و تربیت و والدین به برنامه­های آموزشی دو زبانه یا تدریس زبان مادری شک داشتند، زیرا نگران بودند که در اجرای این برنامه­ها زمان بسیاری صرف شود. برای مثال، در برنامه­ی دو زبانه که ۵۰ درصد وقت صرف تدریس به زبان مادری و ۵۰ درصد به زبان اکثریت است، به یادگیری زبان اکثریت لطمه وارد می­شود؟ یکی از یافته­های بدیهی تحقیقات آموزشی که در بسیاری از کشورهای جهان اجرا شده، نشان می­دهد که برنامه­های عملی کارآمد دو زبانه می­تواند سطح سواد و آگاهی را در زبان اقلیت بدون هیچ تاثیر منفی در پیشرفت زبان اکثریت دانش­آموزان افزایش دهد. برای مثال در اروپا، در بلژیک، برنامه­ی فویر که توانایی­های آموزشی و تکلم دانش­آموزان را به سه زبان (زبان مادری، هلندی و فرانسه) در دوره­ی ابتدایی شکوفا کرده، بیانگر مزیت­های آموزش به دو یا سه زبان است.

از یافته­های تحقیقاتی مذکور، می­توان متوجه چگونگی رخ داد آن شد. وقتی در مدرسه دانش­آموزان دروس را به زبان اقلیت هم یاد بگیرند (برای مثال زبان مادری)، فقط این زبان را در سطح محدود فرا نمی­گیرند. آن­ها مفاهیم و مهارت­های عقلانی را که کاملا به توانایی آن­ها در کارکرد زبان اکثریت مربوط است یاد می­گیرند. دانش­آموزانی که می­توانند ساعت را به زبان مادری­شان بگویند، مفهوم زمان را به خوبی درک کرده­اند و برای گفتن ساعت به زبان دوم دیگر نیازی به یادگیری دوباره­ی مفهوم زمان ندارند؛ آن­ها برای قابلیت عقلانی که قبلا فرا گرفته­اند، کافی است به سادگی قالب­های جدید و یا «ساختارهای ساده» را جایگزین کنند. همچنین در مراحل پیشرفته­تر، مهارت­های آموزشی و آکادمیک مانند تشخیص ایده­ی اصلی از جزئیات فرعی یک داستان یا مقاله، شناختن علت و معلول، تمییز حقیقت از نظریه، تنظیم توالی حوادث یک داستان یا روایت تاریخی از طریق زبان منتقل می­شود.

زبان مادری آسیب پذیر است و به آسانی در اوایل دوران مدرسه خدشه­دار می­شود. برای بسیاری از مردم شگفت انگیز است که کودکان دو زبانه در اوایل دوران مدرسه چه­قدر سریع مهارت­های گفتاری را از زبان اکثریت «جذب می­کنند» (ولی برای کسب مهارت­های آکادمیک پروسه زمانی بیشتری طول می­کشد). متخصصین تعلیم و تربیت اغلب از این که دانش آموزان چه­قدر سریع می­توانند توانایی­شان را در به­ کارگیری زبان مادری­شان، حتی در محیط خانه، از دست دهند، آگاهی کمتری دارند. میزان و سرعت از دست دادن این توانایی بستگی به تجمع خانواده در گروه زبانی خاص دارد. اگر در بیرون از مدرسه زبان مادری به­طور گسترده­ای استفاده شود، این زبان در میان بچه­ها کمتر از بین می­رود. و یا اگر جایی برای ارتباطات زبانی متمرکز و مناطق خاصی برای «اسکان» وجود نداشته باشد، آن­ها توانایی ارتباط با زبان مادری­شان را در طول ۲ یا ۳ سال بعد از مدرسه از دست می­دهند. آن­ها ممکن است مهارت­های ادراکی­ را حفظ کنند اما هنگام صحبت با هم­سالان و خوهران و برادران و در جواب دادن به والدین­شان از زبان اکثریت استفاده کنند. وقتی آن بچه­ها بزرگ شوند، جدایی زبانی بین والدین و فرزندان به شکاف عمیق عاطفی تبدیل می­شود. با نتایج قابل پیش بینی دانش آموزان نسبت به هر دو فرهنگ مدرسه و خانه بیگانه خواهند شد- بحران هویت.

برای کاهش میزان از دست دادن زبان، والدین باید تدابیر زبانی خانگی قوی اعمال کنند تا فرصت­های زیادی برای وسعت بخشیدن به کاربرد زبان مادری برای بچه­ها فراهم آید. مواردی همچون ارتباط با زبان مادری، بازی­های گروهی، رفتن به کشور مبدا و ….

معلم­ها می­توانند به دانش­آموزان در حفظ و رشد زبان مادری­شان کمک و ارزش دانستن یک زبان بیشتر را به آن­ها منتقل کنند. برای مثال برنامه­هایی همچون موارد زیر در کلاس اجرا کنند: الف- با ارزیابی و تجلیل از دانش آموزان دو زبانه در کلاس، آگاهی آن­ها را نسبت به اهمیت زبان بالا برند. ب- هر روز یک دانش آموز لغت خاصی را از زبان مادری­اش در کلاس مطرح کرده و تمام دانش آموزان حتی معلم آن لغت را یاد گرفته و درباره­ی آن در کلاس صحبت کنند- مشارکت زبانی.

بی اعتنایی به زبان کودک مساوی است با نادیده گرفتن خود کودک. وقتی این پیام، چه تلویحی و چه آشکار، که «زبان و فرهنگ خودت را پشت در کلاس بگذار» به دانش­­آموزان منتقل شود، آن­ها همراه با این پیام هویت­شان را نیز پشت در کلاس جا می­گذارند. آن­ها وقتی احساس کنند که طرد شده­اند، در فعالیت­های کلاسی غیرفعالانه و با اعتماد به نفس کمتری شرکت می­کنند. این کافی نیست که معلم با بی­اعتنایی زبان و تفاوت فرهنگی دانش­آموزان را در مدرسه قبول کند بلکه باید ابتکار عمل را برای تایید هویت زبانی آن­ها در دست گرفته، با انجام کارهایی همچون نصب پوستر از زبان­های مختلف و تشویق برای نوشتن هم به زبان مادری و هم به زبان اکثریت فضای آموزشی پدید آورند که زبان و مهارت­ فرهنگی تمام دانش آموزان به طور فعالانه، تایید و پذیرفته شود.

ساختن هویتی پویا برای آینده. 

متخصصین تعلیم و تربیت تدابیر زبانی را در مدرسه رشد داده، برنامه درسی و آموزشی را طوری سازمان دهی کنند که زبان و فرهنگ دانش­آموزان در تمامی روابط متقابل در مدرسه رعایت شده، مدرسه نیز نگرش­های منفی و عدم بی­اطلاعی درباره­ی تنوع موجود در جامعه را کنار ­گذارد. با به چالش طلبیدن ساختار قدرت جبری، مدرسه از دانش آموزان دو زبانه حمایت کرده و نگرش مثبتی به آن­ها دهد تا بدانند چه کسی هستند و در آینده در جامعه چه نقشی خواهند داشت. دانش­آموزان چند زبانه در ساختن جامعه و در مقیاس وسیع­تر در جامعه جهانی نقش مهمی دارند، اگر ما متخصصین تعلیم و تربیت هر آن­چه که به آن اعتقاد داریم و به صلاح آن­هاست به مرحله­ی عمل در آوریم:

– فرهنگ دانش­آموزان و مهارت زبانی آن­ها در خانه، پایه­ی یادگیری آتی آن­ها را می­سازد. و ما باید آموزش آن­ها را بر روی پایه­های قبلی بسازیم نه بر روی خرابه­های آن.

– هر دانش­آموزی حق دارد استعدادهایش کشف شده و در مدرسه شکوفا شود.

خلاصه این که به تفاوت­های زبانی و فرهنگی به عنوان «معضلی که باید حل شود» نگاه نکنیم و به جای آن چشم­هایمان را باز کرده و منابع عقلانی، فرهنگی و زبانی آن­ها را ببینیم که چطور از وطنشان به مدرسه و جامعه­ی ما به همراه آورده­اند. اگر چنین کنیم، آن­گاه سرمایه عقلانی، زبانی و فرهنگی جامعه­مان به طور چشم گیری افزایش خواهد یافت.

References:

Baker, C. (2000). A parent's and teacher's guide to bilingualism. 2nd Edition. Clevedon, England: Multilingual Matters.

Cummins, J. (2000). Language, power, and pedagogy. Bilingual chindren in the crossfire. Clevedon,, England: Multilingual Matters.

Skutnabb- Kangas, T. (2000). Linguistic genocide in education- or worldwide diversity and human right? Mahwah, NJ: Lawrence Erlbaum Associates
 



تصاویر پیش نمایش


کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۳۵-1
کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۳۵-1

درباره نویسنده

مدیریت

کتابکده ارائه دهنده تحقیق و پروژه های دانش آموزی و دانشجویی رایگان .در صورت تمایل میتوانید پروژه های خود را برای ما از طریق ایمیل info[at]ketabkadeh[dot]com ارسال کنید تا با نام خودتان در سایت منتشر شود.در صورت نیاز به مشاوره پروژه با آی دی تلگرام : ketabkadehcompub@ تماس بگیرید.با نظرات پیشنهادی و انتقادی خود ما را در ادامه راه خود همیاری کنید

مدیریت 2455 نوشته در کتابکده دات کام دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *