زبان انگلیسی بایگانی - کتابکده دات کام

مطالب پربازدید

تبلیغات ویژه

no alt

کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۱

سه شنبه، ۲۱ شهریور ۱۳۹۶
212 views
۰دیدگاه
نوشته:مدیریت
Ariol Episode 11 - Apres la pluie, le beau temps

 کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۱

دانلود کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۱

دانلود رایگان کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۱

نام لاتین:

Ariol Episode 11 – Apres la pluie, le beau temps

توضیحات:

دوران کودکی بیشتر ما با کارتن‌های زیبا و به یاد ماندنی با شخصیت‌هایی مانند پینوکیو، سندباد، پسر شجاع، آلیس در سرزمین عجایب، سیندرلا و… پیوند خورده است.کارتون‌هایی که هر بار که آن‌ها را بر صحفه تلویزیون می‌بینیم ناخودآگاه خاطرات آن دوران زیبا در گوشه‌ای از ذهنمان جان می‌گیرد. اما امروز دیگر از آن کارتون‌های ساده شخصیت‌های صاف و ساده آن خبری نیست. موجودات بی‌ریا و ساده کاغذی که شخصیت‌های مثبت کارتون‌های امروزی دست مکارترین آن‌ها را از پشت بسته است و هزاران کارتون و داستان بی‌محتوای کودک که شخصیت‌های آن، گاهی شبیه هیچ موجود زنده‌ای در این کره خاکی نیستند و انگار از کرات دیگر فرازمینی فرود آمده و صحفه تلویزیون‌های ما را به تسخیر درآورده باشند و چشمان کودکان معصوم ما نیز آنقدر با آن‌ها انس گرفته است که برای بیشتر آن‌ها باب اسفنجی بیشتر از همسالان خود نمود خارجی دارد. در این زمینه باید گفت فرهنگ برآیند باورهای اجتماعی یک نسل است و کودکان امروز با باورها و اعتقادات خود فرهنگ فردای جامعه را شکل می‌دهند. حساسیت کودکان از لحاظ صفحه خالی ذهن آن‌ها برای یادگیری آموزه‌ها حائز اهمیت است و این در حالی است که در جامعه امروز هرکس به نوعی می‌خواهد این زمین خالی را بذرافشانی کرده و فرهنگ، باورها و اعتقادات خود را به آن‌ها القاء کند.

در این میان فرهنگ غرب که با زیرکی و استفاده از جنگ نرم  سعی در القای باورهای خود در کودکان جهان سوم و شرقی دارد و ابزارهای قوی‌تری را در این راستا به کار می‌گیرد تا چه بسا از کودک متعهد و مقید شرقی کودکی بسان کودکان غرب بسازند و اصلی‌ترین این ابزارها انیمیشن‌های جذاب و رنگارنگ تولیدشده در غرب است که کودکان جهان سوم که دارای فرهنگ‌ها، ارزش‌ها و هنجارهایی متفاوت هستند را هدف قرار داده به نوعی باعث ایجاد اعتیاد روانی کودکان به تماشای انواع کارتون‌ها و بازی‌های رایانه‌ای شده و به مرور آن‌ها را غرب‌زده می‌کند و در نهایت رنگ و بوی کشورهای غربی را در باور کودکان جهان سوم می‌گنجاند.
نقطه عطف تربیت یک انسان در کودکی شکل می‌گیرد
دکتر احمدرضا واعظی روانشناس کودک و نوجوان در این زمینه می‌گوید: از آن‌جایی که نقطه عطف تربیت یک انسان در کودکی شکل می‌گیرد و با توجه به این نکته که تلویزیون، ماهواره، اینترنت و دی‌وی‌دی‌ها جزء انکارناپذیر زندگی نسل حاضر شده است و کودکان ساعت‌ها وقت خود را صرف تماشای آن‌ها می‌کنند، باید حساس باشیم که کودکانمان مقابل صفحه جادویی در حال آموختن چه نکاتی هستند. بعضی از کارتون‌ها جنبه تخیلی دارند که خلاقیت کودک را رشد می‌دهند، برخی دیگر مروج یک دین یا مذهب خاص هستند که در این زمینه باید خانواده‌ها وسواس به خرج دهند. وی می‌گوید: بیشتر شخصیت‌های کارتون‌ها از نیرویی فوق‌بشری و ماورایی برخوردارند و از جانب نیروهای اهریمنی ناشناس حمایت می‌شوند و نیز مسائل دیگر که ذهن کودک و اقتضای سنی وی قدرت درگیر شدن با این مسائل را ندارد که در نتیجه باعث ایجاد یک سرگردانی برای کودک شده و اثرات مخرب آن بر کودکان و و نوجوانان در کوتاه‌مدت ظاهر خواهد شد. 
مریم نظری یکی از مادران نگرش مثبتی به این موضوع داشته و می‌گوید: «کودک سه ساله من بیشتر از آنکه وقت خود را به بازی اختصاص دهد، نسبت به تماشای برنامه‌های کارتونی تلویزیون علاقه پیدا کرده است. البته از اینکه او ساعت‌ها مقابل تلویزیون آرام و ساکت می‌نشیند، روی برنامه‌ها تمرکز می‌کند و گاه جملات یا لغات آن‌ها‌ را در زندگی کودکانه‌اش به‌کار می‌گیرد، بسیار خوشحالم اما او به‌طور وسواس‌گونه‌ای نسبت به تماشای برنامه‌های تلویزیونی اصرار دارد. به نظر می‌رسد او از آن‌ها درس‌های زیادی می‌گیرد و کارهای شخصیت‌های کارتونی را در بازی‌های کودکانه‌اش تکرار می‌کند، من و پدرش به خاطر علاقه‌مندی فرزندم به کارتون در مقابل کارهای مثبتی که انجام می‌دهد، به او یک سی‌دی کارتون جایزه می‌دهیم.»
 کارتون‌های خارجی عنصر تخیل را در کودک ایرانی سرکوب می‌کنند
کارتون‌های خارجی عنصر تخیل را در کودک ایرانی سرکوب می‌کنند. صادق شهرانی، استاد دانشگاه با اشاره به این موضوع می‌گوید: به خاطر عدم هماهنگی موضوعات کارتون‌های ساخته‌شده خارجی با روحیات کودکان ایرانی، در بیشتر موارد کودکان ما دچار سردرگمی می‌شوند و عنصر تخیل در ذهنشان رشد نمی‌کند. وی در ادامه می‌افزاید: در آثاری که برای کودک و نوجوان ساخته و پخش می‌شوند، اهداف آموزشی و فرهنگ‌سازی بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد و اهمیت توجه به آثار آن‌ها به مراتب بیشتر از رده‌های سنتی بالاتر است، چون آثاری که برای سنین بالاتر ساخته می‌شوند، بیشتر با هدف سرگرمی تهیه می‌شوند و اهداف آموزشی حضور کمرنگ‌تری در این آثار دارد. شهرانی می‌گوید: توجه به تاثیر پخش این آثار بر ذهن کودکان باید در دستور کار پخش‌کنندگان این آثار قرار بگیرد. وی گفت: در حیطه آثار کودکان، ما با آثاری مواجه هستیم که تصاویر آن برای کودکان ما متناسب نیست و برخلاف مسیر رشد ذهنی کودک، او را دچار سرگیجه و معناگریزی می‌کند. مثلا در حال‌حاضر کارتونی از شبکه‌های داخلی ما پخش می‌شود که اسم نقاشان برجسته ایتالیایی را روی لاک‌پشت‌های رزمنده‌ای گذاشته‌اند که بسیاری از کودکان ما متوجه این موضوع نمی‌شوند و کسی هم هیچ توضیحی در این‌باره به آن‌ها نمی‌دهد. شهرانی در ادامه با اشاره به مسئله بی‌هویتی در آینده کودکان، می‌گوید: بی‌هویتی، عدم‌ثبات شخصیت و بسیاری از رفتارهای نابسامان تحت‌تاثیر این پیام‌های متعارض در مخاطبان کم سن و سال ما شکل می‌گیرند. آثار تولیدشده غربی در کنار بازی‌های کامپیوتری، مجموعه عمده سرگرمی‌های کودکان و نوجوانان را تشکیل می‌دهند و همه این موارد زمینه و بستر مناسبی برای رشد کودکان ایجاد می‌کند که متاسفانه ما از این موقعیت به‌خوبی استفاده نمی‌کنیم. وی می‌افزاید: ما برای بیشتر نشدن این معضل باید میزان تولیدمان را افزایش بدهیم و در کنار رشد کمی، برای رشد کیفیت محصولات نیز تلاش کنیم.
خشونت در کارتون‌های خارجی بر رشد فکری کودکان تاثیر منفی دارد
 خشونت موجود در برخی ساخته‌های تلویزیونی و کارتون‌های خارجی، کودکان را از رشد فکری بازمی‌دارد. رضا بابک به‌عنوان یکی از بازیگران و سازندگان برنامه‌های کودک در این زمینه، می‌گوید: در این برنامه‌ها لحظاتی پر از جنگ، خشونت،‌ کشتن و ترور به تصویر درمی‌آید که همه این‌ها تاثیری منفی در رشد فکری کودکان دارد و با راهی که کارتون‌های خارجی در تلویزیون ما باز کرده‌اند، شرایط سختی برای حضور و موفقیت برنامه‌های تلویزیونی داخلی فراهم شده است. بابک در ادامه می‌افزاید: ما در گذشته برای کودکان تله‌تئاتر ضبط و پخش می‌کردیم و کودکان خود را به دیدن اینگونه برنامه‌ها عادت می‌دادیم. اینگونه برنامه‌ها برنامه‌هایی بود که منطبق با فرهنگ و الگوهای رفتاری ما ساخته می‌شد و قدمی موثر در رشد فکری کودکان بود، اما متاسفانه امروزه کارهای خوب متعلق به کودکان زیاد ساخته نمی‌شود و ما حتی در حوزه سینمای کودک و ساخت فیلم کودک نیز در رده پایینی قرار داریم. این کارشناس و سازنده برنامه‌های کودک معتقد است: کارهایی که در داخل برای کودکان انجام می‌شود زیاد جدی نیست، در صورتی که سرمایه‌گذاری برای کودکان یک نوع کار فرهنگی است و نوعی آینده‌سازی به‌شمار می‌رود. این کم‌کاری و کم‌توجهی شاید به این برمی‌گردد که متولیان امر احساس نیازی در این حیطه نمی‌کنند. چه‌بسا اگر در این حیطه احساس نیازی می‌شد،‌ سرمایه‌گذاری جدی‌تری نیز در این بخش صورت می‌گرفت. 
انیمیشن و کارتون‌ها یکی از مقوله‌های جذاب، مهم و اثرگذار در دنیای کودکان و نوجوانان هستند که اثرات بارزی بر شخصیت فردی و اجتماعی آن‌ها می‌گذارد. توجه و دلبستگی کودکان به دنیای انیمیشن انکارناپذیر است. آنچه در یک قصه، برای کودکان اهمیت دارد، قهرمان قصه است. کودکان در تمام قصه‌ها با شخصیت داستانی زندگی می‌کنند، با او می‌خندند و ناراحت می‌شوند و به هیجان می‌آیند، در تمام مبارزات، خود را در نقش قهرمان می‌بینند. با او همزادپنداری می‌کنند، همراه با او بر رذائل چیره می‌شوند و خواهان پیروزی نیروهای مثبت هستند. انیمیشن‌هایی که در دوران گذشته و کودکی ما پخش ‌می‌شد پر از لطافت بود، اما امروزه جهان به طرز توفنده‌ای به سمت خشونت می‌رود و کارتون‌ها و بازی‌های یارانه‌ای با نتیجه‌گیری از پیش تعیین ‌شده ساخته می‌شوند تا اثری که سازندگان این انیمیشن‌ها می‌خواهند بر روح و روان کودکان گذاشته شود. ما امروزه با سرعت پیشرفتی که سایر کشورها دارند، کار سختی را پیش‌رو داریم و باید در این حیطه برنامه‌ریزی‌های کامل و دقیقی صورت گیرد و بودجه و هزینه کافی برای این امر تزریق شود. باید هنرمندان توانا و خلاقی که در این زمینه داریم از شهرهای دور و نزدیک دعوت به کار شوند و تولیدات داخلی خود را تا مرحله‌ای پیش بریم که دیگر شاهد پخش کارتون‌های خشن و خارجی از تلویزیون نباشیم

ادامه مطلب و دانلود کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۱
no alt

کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۴

سه شنبه، ۲۱ شهریور ۱۳۹۶
22 views
۰دیدگاه
نوشته:مدیریت
Ariol Episode 4 - L'Entorse

 کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۴

دانلود کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۴

دانلود رایگان کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۴

نام لاتین:

Ariol Episode 4 – L'Entorse

توضیحات:

کارتون هایی که این روزها بچه ها تماشا می کنند، متفاوت تر از قبل است و بچه ها با تماشایشان، درگیر هیجان های پررنگ تری می شوند. شاید شما هم متوجه شده باشید که بچه های بیش فعال و بچه های بیش از اندازه کنجکاوی که مرتب جنب و جوش دارند و بی قرارند، به محض اینکه مشغول بازی کامپیوتری یا دیدن برنامه های کارتونی می شوند، دیگر پلک هم نمی زنند و با تمام تمرکز مشغول بازی یا دیدن برنامه می شوند.
جذابیت این برنامه ها آنقدر زیاد است و آن قدر فرایند تخلیه هیجان در جریان تماشایشان خوب اتفاق می افتد که حتی مهارناپذیرترین بچه ها هم با دیدنشان احساس خوبی پیدا می کنند.
من می تونم؛ چون تو می تونی
بچه ها خزانه لغات پایینی دارند و ادراک شناختی شان پایین است. به همین دلیل از بیان خواسته هایشان ترس دارند. کارگردان های انیمیشن، از میل این بچه ها به تخریب، رهایی و تخلیه هیجان خبر دارند و به همین دلیل در کارتون هایشان شخصیت هایی را می سازند که شبیه آنچه بچه ها آرزو دارند خودشان رفتار کنند، زندگی کنند.
در واقع بچه ها در این کارتون ها خودشان را می بینند و شاهد هستند که شخصیت محبوبشان هرچه را که آن ها در زندگی واقعی توان انجام دادنش را ندارند، تجربه می کند.
هرچقدر که یک قصه یا کارتون هیجان بیشتری ایجاد کند، تاثیر بیشتری بر کودک می گذارد. کارتون هایی که موسیقی و شادی در آن ها زیاد است یا شخصیت هایشان ابرقهرمان هایی هستند که پرواز می کنند و همه را نجات می دهند و… به خاطر هیجان بالایی که ایجاد می کنند، تاثیر زیادی بر کودک می گذارند.
نترسید؛ طبیعی است
تاثیر این کارتون ها در سال های خیال پردازی بچه ها خودش را نشان می دهد. شروع این زمان سه ساگلی است و کودک در سنین سه تا شش سالگی بیشترین تاثیر را از کارتون ها می گیرد.
این سال ها، دوران کودکی اول است و در کودک یدوم که از شش سالگی شروع می شود و تا دوازده سالگی ادامه دارد هم شاهد این تاثیر هستیم اما میزان آن کمتر از سال های قبل است. ما در زمانی که بچه ها حدودا سه تا چهار ساله هستند، به هیچ وجه با خیالاتشان مقابله نمی کنیم.
در این سال ها ما هم وارد خیال پردازی بچه ها می شویم؛ چرا که این خیال پردازی ها مرحله ای از رشد کودکان است و پرورش دادنش، به رشد بچه ها کمک می کند.
برای مثال، اگر در این دوره زمانی کودک ظرف میوه خیالی را برایمان می آورد و از ما می خواهد که یک موز برداریم، موز را در بشقاب خیالی می گذاریم و به او می گوییم که اگر اشکالی ندارد یک توت فرنگی هم بردارم! درواقع ما در این سال ها برای گسترش خیال کودک تلاش می کنیم.
 شخصیت های محبوب  بچه 
می خواهم قهرمان باشم
قصه گویی به رشد ذهنی و رشد مهارت های اجتماعی کودک کمک می کند و انس گرفتن با شخصیت های کارتونی هم در این سال ها می تواند چنین تاثیری را داشته باشد. تصور نکنید که میل فرزندتان به تبدیل شدن به «السا» یا «بن تن» سلامت روان یا سبک زندگی اش را تهدید می کند.
در دوران کودکی اول و حتی تا اندازه ای در کودکی دوم، بچه ها به شکل طبیعی دوست دارند جای شخصیت های کارتونی محبوبشان قرار بگیرند و از این طریق هیجان هایشان را خالی کنند.
از آنجا که در دوران کودکی اول ما از انگیزه های درونی بچه ها خبر نداریم، می توانیم به این کارتون ها تکیه کنیم و ببینیم که فرزندمان با الگوگیری از یک شخصیت چه آرزوها، هیجان ها و تمایلاتی را به نمایش می گذارد. درواقع می توان گفت که از طریق شخصیت های محبوب کارتونی فرزندمان، می توانیم او و درونیاتش را بیشتر بشناسیم.
هم من توام؛ هم تو منی
بچه ها با مشاهده الگوها، الگوسازی می کنند. دختر چهارساله ای که مادرش را در حال آرایش کردن می بیند، روزها سراغ لوازم آرایش مادر می رود و پسری که پدرش را در حال فوتبال دیدن می بیند، در زمان بازی به یک گزارشگر ورزشی تبدیل می شود و در حالی که توپ را شوت می کند، یک بازی هیجان انگیز را هم گزارش می کند.
طبیعی است که مشاهده الگوهای کارتونی هم باعث الگوگیری از این شخصیت ها شود. برای مثال، بعد از دیدن زورو، روسری مادرش را به جای شنل زورو به شانه اش بیندد یا دختری که کارتون توت فرنگی کوچولو را می بیند، دوست داشته باشد مثل توت فرنگی همه مسئله ها و مشکلات را با درایت حل کند.
مرزها را بشناسید
با این اوصاف باید گفت که نباید از این الگوگیری ها بترسیم و تصور کنیم که به شخصیت و سلامت روان بچه ها آسیب می زند. اگر ما در زمانی که کودک به اقتضای سنش در این دنیای تخیلی زندگی می کند او را به زور از آن بیرون بکشیم، در آینده و با تاخیر، بار دیگر به این دنیا وارد می شود.
دنیای کودکی دنیای عجیب، زیبا و رنگارنگی است. کودکان آنقدر در رویا و تخیلات خودشان غرق هستند که می‌توانند یک روز خود را در مقام پادشاه ببینند و روز دیگر، یک سوپرمن باشند. این دنیای فانتزی بسیار دوست‌داشتنی است و شاید، طلایی‌ترین دوران زندگی هر کسی باشد. در این میان انیمیشن‌های مختلف جزء لاینفک دوران کودکی هستند و هر کدام از آنها می‌توانند روی ذهن کودک چنان تاثیر بگذارند که تا بزرگسالی پابرجا بماند.
یکی از افرادی که توانست نام خود را برای همیشه در دنیای کودکان دنیا ثبت کند «والت دیسنی» بود. او به خوبی با رویا‌های کودکان آشنا بود و انیمیشن‌های مطرح و ماندگاری را ساخت. در این گزارش به بعضی از ساخته‌های او اشاره می‌کنیم و به این پرسش‌ها می‌پردازیم که چرا ماندگار شده‌اند و چه پیامی برای کودکان دنیا داشته‌اند.
 تاثیر انیمیشن های معروف روی ذهن کودک
دیو و دلبر: زیبایی به ظاهر نیست
دیو و دلبر، فیلمی که در ۲۲ نوامبر سال ۱۹۹۱ میلادی توسط والت دیسنی پیکچرز ساخته شده، برگرفته از داستان دیو و دلبر اثر «ژنی ماری لی پرنس دی بیومونت» است. این پویانمایی برنده چند جایزه از ‌جمله جایزه اسکار بهترین ترانه و موسیقی شده‌ است. ابتدای داستان، یک زن گدا یک شاهزاده جوان بدرفتار را نفرین و او را به یک دیو زشت تبدیل می‌کند، زن جادوگر به او یک آینه جادویی که او را از حوادث مطلع می‌کند و یک گل رز می‌دهد که تنها تا بیست‌ویکمین سال تولدش شکوفه می‌دهد، او باید تا آن هنگام عشق واقعی را حس کند تا نفرین را بشکند وگرنه تا پایان عمر همان جانور زشت باقی خواهد ماند.
در سویی دیگر دختری زیبا به‌ نام بل همراه پدر مخترعش موریس زندگی می‌کند. آخرین اختراع موریس یک ماشین چوب خردکن است و هنگامی که او از طریق جنگل برای به نمایش گذاشتن اختراعش در نمایشگاهی می‌رود، گرگ‌ها وی را تعقیب و او را به قصر هدایت می‌کنند و دیو او را زندانی می‌کند. بل دنبال پدرش می‌رود و با دیو برخورد می‌کند و دیو پس از مدتی که او و پدرش را زندانی کرد، عاشق بل می‌شود و عشق واقعی را حس می‌کند و نفرین شکسته می‌شود. یکی از ویژگی‌های این انیمیشن این است که کودکان به خوبی متوجه می‌شوند که مهربانی کردن و خوب بودن چقدر می‌تواند در ارتباط با دیگران موثر باشد و همین زبان یعنی مهربانی می‌تواند یک غول را رام کند.
سفیدبرفی و هفت کوتوله
انیمیشن سفیدبرفی و هفت کوتوله در سال ۱۹۳۷ میلادی به کارگردانی «دیوید هند» و براساس افسانه متل آلمانی به قلم برادران گریم ساخته شده است. این فیلم از نگاه انجمن فیلم آمریکا، برترین فیلم جهان در سبک پویانمایی (انیمیشن) است. سفیدبرفی و هفت کوتوله اولین انیمیشن طولانی از مجموعه انیمیشن‌های کلاسیک والت دیسنی است. داستان این فیلم از اینجا شروع می‌شود که در یکی از شب‌های سال ۱۹۳۴ میلادی والت دیسنی انیماتورهای خود را جمع کرد و به آنها گفت که می‌خواهد انیمیشنی بسازد. منتقدان باور داشتند که چون این انیمیشن بیش از ۸ دقیقه است پس برای موفقیتش نمی‌توان امیدی داشت اما دیسنی تصمیم گرفته بود انیمیشنی بلند بسازد و انیماتورها دست به کار شدند.
انیمیشن «سفیدبرفی و هفت کوتوله» ۳ سال زمان برد و منابع عظیم مالی شرکت را به اتمام رساند تا اینکه در کریسمس سال ۱۹۳۷ میلادی روی پرده رفت. این انیمیشن این پیام را برای کودکان دنیا دارد که نیروی عشق، همبستگی و تلاش انسان را به آرزوها و آمالش می‌رساند و در این بین همکاری ۷ کوتوله با یکدیگر نشان از همکاری و ارتباط دوستانه است که بسیار زیبا به تصویر کشیده شده است.
یادگیری مشاهده‌ای و تاثیر رسانه‌ها در رفتارهای کودکان
آموزش و فراگیری رفتارهای جدید در کودکان، بیشتر از آنکه از طریق آموزش مستقیم کلامی شکل بگیرد، از طریق مشاهده رفتارهای دیگران و الگوبرداری از آنها صورت می‌پذیرد، بنابراین والدین اگر ساعت‌ها هم در مورد رفتارهای مناسب با کودکان صحبت کنند، یادگیری زمانی خواهد بود که کودکان رفتارهای مناسب و مهارت‌های لازم مانند همدلی، جرات‌ورزی، ارتباط موثر و… را مشاهده کنند و با تقلید و الگوسازی از روی آنچه مشاهده می‌کنند، بیاموزند.
نظریه یادگیری مشاهده‌ای که به یادگیری از راه مشاهده، تقلید و الگوبرداری اشاره می‌کند، برای اولین بار توسط «آلبرت بندورا» روان‌شناس ارائه شده و یکی از موثرترین و فراگیرترین روش‌های یادگیری رفتاری است که حتی از طریق رسانه‌هایی مانند تلویزیون، سینما و تئاتر، تاثیر خود را می‌گذارد و اهمیت رسانه‌هایی مانند تلویزیون، تئاتر و سینما و انتخاب محتوای قصه‌هایی که از راه‌های مختلف برای کودکان مورد نمایش قرار می‌گیرد را نشان می‌دهد. در نگاهی کلی به قصه‌هایی که ماندگار شده‌اند، می‌توان به وضوح دریافت قابلیت تقلید و الگوبرداری از شخصیت‌های اصلی داستان یکی از رکن‌های اساسی ماندگاری این داستان‌ها هستند. بنابراین توجه به داستان‌های کهن و فاخر ایرانی مانند شاهنامه فردوسی و ساخت انیمیشن‌هایی با این مضامین و اجرای نمایش‌های مرتبط می‌تواند به تربیت کودکان ما کمک کند. مثلا انیمیشن باخانمان که شخصیت اصلی داستان با به نمایش گذاشتن مهارت‌های فردی مناسب با مشکلات مواجه می‌شود می‌تواند الگویی مناسب برای کودکان باشد.
یخ‌زده: ملکه‌ای در قلب کودکان
منجمد یا یخ‌زده یک فیلم موزیکال آمریکایی ساخته والت دیسنی پیکچرز است. این فیلم بر پایه رمان ملکه برفی اثر نویسنده مشهور «‌هانس کریستیان آندرسن» ساخته شده است. یخ‌زده در مدت کوتاهی توانست به پرفروش‌ترین پویانمایی تاریخ تبدیل شود و در رتبه ۷ فهرست پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما قرار بگیرد. داستان فیلم با تعدادی یخ‌شکن که در حال جمع‌آوری یخ از روی یک دریاچه منجمد در نقاط سردسیر نروژ در آرندال هستند، آغاز می‌شود. میان آنها یک پسربچه ۸ ساله که «کریستوف» نام دارد همراه گوزن شمالی کم‌سن خود «سون» سعی در جمع‌آوری یخ دارد. یخ‌شکنان پس از جمع‌آوری یخ کافی به سوی شهر حکومتی «ارندل» رهسپار می‌شوند. درست در همان زمان در کاخ ارندل دو شاهزاده خردسال زندگی می‌کنند.
پرنسس «آنا» خواهر بزرگ‌تر خود «السا» را دیروقت از خواب بیدار می‌کند تا با او برف بازی کند زیرا السا دارای قدرتی جادویی است که می‌تواند به‌وسیله آن برف و یخ تولید کند. آن دو به یکی از سالن‌های بزرگ کاخ می‌روند و شروع به بازی می‌کنند. حین بازی، وقتی السا می‌خواهد از سقوط آنا جلوگیری کند، به‌طور اتفاقی با یکی از اشعه‌های یخی خود به سر آنا ضربه می‌زند و باعث می‌شود او بی‌هوش شود. السا، مادر و پدرش را صدا می‌کند و پادشاه و همسرش همراه السا و آنای بیهوش، برای حل این مشکل، شبانه به سوی «دره سنگ زنده» جایی که ترول‌ها، موجودات سنگی کوچک با قدرت‌های خاص خود سکونت دارند، رهسپار می‌شوند.
بین راه کریستوف با گوزن کوچکش، سون، در حال بازگشت بودند، اما وقتی می‌بینند که ردی یخی پشت سر اسب‌های پادشاه و ملکه باقی می‌ماند، به تعقیب آنها می‌پردازند. آنا به کمک ترول‌ها به هوش می‌آید اما قدرت السا باعث ایجاد ترس در پادشاه و ملکه می‌شود. «پبی بزرگ» که بسیار دانا و رئیس تمام ترول‌هاست، به آنها می‌گوید شانس آورده‌اند که یخ به قلب آنا اصابت نکرده زیرا قلب به آسانی درمان نمی‌شود. پادشاه تصمیم می‌گیرد تا زمانی که السا یاد بگیرد قدرتش را کنترل کند، دروازه‌های کاخ را بسته و قدرت او را از همه مخفی کند و تا آن موقع دو خواهر را از یکدیگر جدا کند.
چند سال بعد زمانی که آنا در سن ۱۵ سالگی و السا در سن ۱۸ سالگی قرار دارند، پادشاه و ملکه با کشتی به سفر می‌روند، اما کشتی آنها در توفان غرق می‌شود و السا مجبور به پذیرفتن حاکمیت می‌شود و به دنبال آن مشکلات زیادی برای خودش و مردم کشورش ایجاد می‌کند که ناشی از عدم کنترل قدرت جادویی‌اش است. در پایان داستان السا بالاخره متوجه می‌شود که کلید کنترل قدرتش که مدت‌ها دنبال آن بوده، در واقع عشقی حقیقی است. او به‌وسیله عشق تمام برف شهر را آب می‌کند و خساراتی که زمستان فناناپذیرش به شهر وارد کرده بود، در یک لحظه ناپدید می‌کند و تابستان دوباره به جریان می‌افتد و خورشید دوباره تابناک می‌شود. این داستان فانتزی به کودکان می‌آموزد که دنیا بدون عشق و مهربانی جای سرد و یخ‌زده‌ای است که پر از تاریکی و سکوت است و وقتی انسان با عشق ورزیدن به دیگران و کمک به آنها زندگی کند، گرمای مطبوعی در زندگی‌اش ایجاد می‌شود.
سیندرلا: صبوری و امید به آینده
سیندرلا نام داستانی افسانه‌ای و محبوب و بازگوکننده افسانه‌ای قدیمی است که ده‌ها گونه متفاوت از این نوع در همه ‌جای دنیا وجود دارد. محبوب‌ترین این داستان‌ها به قلم نویسنده فرانسوی، «شارل پرو» در سال ۱۶۹۷ میلادی به رشته تحریر درآمده است. به‌طور کلی واژه «سیندرلا» به معنی کسی است که پس از دورانی از گمنامی و بی‌خبری ناعادلانه، به کامیابی و سرشناسی می‌رسد. کمپانی والت دیسنی در سال ۱۹۵۰ میلادی یک فیلم کارتون مشهور براساس همین داستان ساخته است. این انیمیشن هنوز که هنوز است با کودکان سراسر دنیا ارتباط برقرار می‌کند و در این انیمیشن کودکان به خوبی با مفهوم صبر و امید داشتن به آینده آشنا می‌شوند.
معرفی والت دیسنی: مرد رویاهای کودکانه
«والت دیسنی» (که نام واقعی‌اش والتر الیا دیزنی بود)، در ۵ دسامبر سال ۱۹۰۱ میلادی در شهر شیکاگو و در یک خانواده کشاورز به دنیا آمد. پدرش ایرلندی و مادرش اهل آمریکا بود. «والت» چهارمین فرزند از ۵ فرزند «الیا» و «فلورا» دیزنی بود. به‌دلیل تفاوت سنی بسیار زیادی که میان برادران و خواهرانش وجود داشت، میان او و «روی» (یکی از برادران والت) صمیمیت و پیوندی تنگاتنگ به وجود آمد. بعدها «روی» یکی از شرکای والت در کمپانی بزرگ «والت دیزنی» شد. «والت» در سن ۱۳ سالگی، تحصیلات خود را در رشته نقاشی آغاز کرد و در دوران دبیرستان نیز همین رشته را ادامه داد.
هنگامی که در دبیرستان مشغول انتشار یک نشریه گرافیکی بود، جنگ‌جهانی اول شروع شد، اما از آنجایی که به سن قانونی (۱۸ سال) نرسیده بود، نتوانست در جنگ شرکت کند بنابراین، در صلیب سرخ به‌عنوان راننده مشغول به کار شد. سپس به فرانسه رفت و در آنجا نقاشی و کارهای گرافیکی روی ماشین‌های صلیب سرخ را برعهده گرفت.
بعد از جنگ‌جهانی اول، در مطبوعات مختلف به‌عنوان نقاش و کاریکاتوریست مشغول به کار شد. در سال ۱۹۲۰ میلادی، والت و یکی از همکارانش به نام «آیورک» برای اولین بار در ساخت یک فیلم کارتونی در کانزاس‌سیتی شرکت کردند. والت با یک دوربین عاریتی در یک گاراژ شروع به آزمایشات مختلف کرد. کار در این گاراژ، تجربه‌ای برای موفقیت‌های بعدی و ایده‌های بزرگ‌تر وی برای ساخت فیلم کارتونی شد.
دیزنی از این نقطه، راهی را آغاز کرد که پایانش درخشش و شهرت عالمگیر وی بود و دریچه‌ای به دنیایی دیگر گشود؛ دنیایی که سادگی‌هایش نه‌تنها برای کودکان، بلکه برای بزرگ‌ترها نیز جذابیتی چشمگیر داشت.
اولین فیلم کارتونی که دیسنی ساخت، از نظر مالی برای او فاجعه به بار آورد و نتوانست موفقیتی کسب کند. با این حال وی قصد داشت ساختن فیلم‌های کارتونی را ادامه دهد. بنابراین، در جولای ۱۹۲۳ میلادی در حالی که فقط ۴۰ دلار در جیب داشت، به ‌هالیوود رفت و ساخت کارتون را آغاز کرد. در آنجا، بعد از اینکه چند بار با عدم موفقیت روبرو شد، بالاخره استودیوی جدیدی را راه‌اندازی کرد که در آن فیلم‌های کارتونی و واقعی تولید می‌شد. سرمایه اولیه این استودیو را برادرش «روی» در اختیار او قرار داد.
این استودیو که در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۳ میلادی تاسیس شد، کمپانی «والت دیسنی» نام گرفت. نخستین کار بزرگش آفرینش چهره‌ای به نام «میکی‌ماوس» بود. اولین فیلم این کمپانی با نام «آلیس در سرزمین عجایب» ۲ روز بعد از تاسیس آن پدید آمد. دیسنی خود شخصا ۱۵۰۰ نقاشی مختلف برای ساخت قسمت اول این سریال کارتونی تهیه کرد. از سال ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۶ میلادی نزدیک به ۶۰ قسمت از سری فیلم‌های «آلیس» ساخته شد. از سال ۱۹۲۸ میلادی یعنی از زمان ظهور فیلم‌های ناطق بر پرده سینما، فیلم‌های کارتونی والت دیسنی مورد توجه همه مردم و همه سنین بوده است. «کشتی بخار ویلی» که اولین فیلم کوتاه ناطق والت دیسنی است، در سال ۱۹۲۸ میلادی ساخته شد و میکی‌ماوس نخستین شخصیت کارتونی خلق‌شده توسط او در قالب حیوان بود. دیسنی و کمپانی‌های مختلف آن، به‌دلیل فیلم‌ها، کارتون‌ها و تکنیک‌های نوین فیلمسازی، موفق به دریافت ۴۸ جایزه اسکار از طرف «آکادمی علوم و هنر تصاویر متحرک» شدند.
علاوه بر این، کمپانی دیسنی بارها و بارها از طرف مجامع هنری مختلف آمریکایی و بین‌المللی مورد تجلیل قرار گرفت. این هنرمند که ۳۰ جایزه اسکار را از آن خود کرد، در سال ۱۹۶۶ میلادی در شهر لس‌آنجلس درگذشت. او در ۱۵ دسامبر ۱۹۶۶ میلادی به‌دلیل سرطان ریه در کالیفرنیا چشم از جهان فرو بست. یک سال بعد، ساخت و ساز استراحتگاه والت دیسنی در فلوریدا آغاز شد. برادرش روی دیسنی، قلمرو پادشاهی سحر و جادو که یکی از اولین ساخته‌های ۴ پارک تفریحی دیسنی است را در ۱ اکتبر ۱۹۷۱ میلادی افتتاح کرد.
پینوکیو: دروغ گفتن ممنوع!
ماجراهای پینوکیو رمانی ایتالیایی نوشته «کارلو کلودی» است که در قرن ۱۹ نوشته شده است. شخصیت اصلی این رمان آدمکی چوبی به نام پینوکیو (به ایتالیایی: Pinocchio) است و دماغ چوبی این شخصیت تخیلی مشخصه بارز او است.
در سال ۱۸۸۱ میلادی پینوکیو در یک مجله کودکان ایتالیایی توسط «کارلو لورنزینی» چاپ شد. نام مستعار او «کارلو کلودی» بود که این نام را از روستای زادگاه مادرش وام گرفته بود. او از کودکی عاشق الاغ‌ها بود و تمامی کاردستی‌ها و نقاشی‌هایش از این حیوان بود. کارلو با وجود روزنامه‌نگاری در مطبوعات لیبرال، سر از نوشتن برای بچه‌ها درآورد. او در ۲۴ نوامبر ۱۸۲۶ میلادی متولد شد و در ۱۸۹۰ میلادی در ۶۴ سالگی درگذشت و نفهمید که پینوکیوی او در کتاب‌های درسی ایتالیا برای بچه‌ها چاپ شد. در ایتالیا پارک بزرگی به نام پینوکیو برای بچه‌ها وجود دارد که پر است از مجسمه‌های این آدمک چوبین.
امروزه از پینوکیو برای انواع تبلیغات استفاده می‌شود، حتی برای نشان دادن دروغگویی سیاستمداران و اعتراض به سیاست و وعده‌های دروغین دولتمردان‌ در بسیاری از موارد از این آدمک چوبی استفاده می‌شود. ماجراهای پینوکیو در ایتالیا چنان مورد استقبال قرار گرفته که تدریس بخش‌هایی از آن جزو برنامه مدارس آن کشور قرار گرفته ‌است.
پینوکیو به صورت عروسک‌های کوچک خیمه‌شب‌بازی یکی از معروف‌ترین سوغاتی‌های ایتالیاست. داستان در مورد پیرمرد نجاری به نام پدر ژپتو است که بچه‌ای ندارد و تنهاست. او ‌همراه یک گربه و دارکوب زندگی و با درست کردن اشیای چوبی امرار معاش می‌کند. او با درست کردن عروسکی چوبی به اسم پینوکیو باور می‌کند که کودکی دارد. فرشته‌ای مهربان وقتی متوجه آرزوی قلبی پیرمرد می‌شود، با زنده کردن عروسک آرزوی پیرمرد را برآورده می‌کند. مدتی می‌گذرد، پدر ژپتو پینوکیو را به مدرسه می‌فرستد اما او در راه مدرسه از روی سادگی و خوش‌قلبی گول روباه مکار و گربه نره را می‌خورد و به تماشای نمایش خیمه‌شب‌بازی می‌رود و روباه مکار او را به صاحب خیمه‌شب‌بازی می‌فروشد.
پینوکیو ‌همراه آنها از شهری به شهر دیگر می‌رود و ستاره نمایش خیمه‌شب‌بازی می‌شود؛ تا اینکه فرار می‌کند اما در راه خانه، باز فریب روباه مکار را می‌خورد و سکه‌هایی را که از صاحب خیمه‌شب‌بازی گرفته بود از دست می‌دهد او بارها گول آنها را می‌خورد ولی باز هر بار با سادگی و خوش‌قلبی به آنها اعتماد می‌کند؛ تا اینکه سرانجام برای یافتن پدر ژپتو به دریا می‌رود و او را در شکم نهنگ پیدا می‌کند و نهایتا پس از اینکه با شجاعت پدر ژپتو را نجات‌ می‌دهد توسط پری مهربان به انسان تبدیل می‌شود.

ادامه مطلب و دانلود کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۴
no alt

کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۰

سه شنبه، ۲۱ شهریور ۱۳۹۶
13 views
۰دیدگاه
نوشته:مدیریت
Ariol Episode 10 - Ariol plante un arbre

کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۰ 

دانلود کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۰

دانلود رایگان کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۰

نام لاتین:

Ariol Episode 10 – Ariol plante un arbre

توضیحات:

اگر به روزهای شیرین و عروسکی کودکیتان برگردید، حتما به خاطر می‌آورید که آن روزها شما را از چه می‌ترساندند: <لولو>، <بچه دزد>، <کیسه به دوش>، <هیولا>، <یه سر و دو گوش>، <نمکی….> 
در ذهن بسیاری از کودکان این شخصیت‌های غیرواقعی جان می‌گیرند و می‌شوند دلیلی برای ترس کودکان. در کنار همه اینها، بازی‌های کامپیوتری خشن، فیلم‌های ترسناک، هیولاها و موجودات عجیب‌ و غریب کارتون‌های جدید، دلیلی دیگر برای ترس کودکان این دوره و زمانه‌است. 
کارتون‌های قدیمی پر بود از حیوانات مهربان جنگل، موسیقی، دوستی و مهربانی. اما این روزها شرکت‌های کارتون‌سازی و سازندگان بازی‌های رایانه‌ای، برای نوآوری و در دست گرفتن بازار فروش به خلق موجودات عجیب و غریبی روی آورده‌اند که دارای قدرت‌هایی فراتر از موجودات عادی هستند. موجوداتی که یک چشم بزرگ دارند، صدها دست و پا دارند، هیبت‌هایی بزرگ و پرمو دارند و صداهای مهیب از خود در می‌آورند، برروی ذهن و روان کودکان اثرات نامطلوبی به جا گذاشته و موجب ترس و دلهره‌ گاه و بیگاه کودکان می‌شوند. 
ترس کودکان از شخصیت‌های کارتونی، فیلم و بازی رایانه‌ای چگونه به وجود می‌آید و چگونه می‌توان به کودکان کمک کرد تا از این ترس‌ها گذر کنند؟ نتایج یک تحقیق که برروی بیش از ۲هزار دانش‌آموز کلاس دوم تا هشتم در <اوهایو> انجام شد، نشان داد که هر چه بر تعداد ساعات تماشای تلویزیون در شبانه روز افزوده شود، بروز علایم ناراحتی روانی از قبیل عصبانیت، ترس و استرس در کودکان افزایش خواهد یافت. نتایج یک تحقیق دیگر برروی ۵۰۰ کودک کودکستانی نیز نشان دارد؛ افراط در تماشای تلویزیون و داشتن تلویزیون در اتاق خواب، موجب اختلال در خواب کودکان می‌شود. تقریبا ۹۰درصد از والدین این کودکان تاکید داشتند که کودکشان حداقل یکبار در هفته دچار کابوس می‌شود. جالب است بدانید نتایج یک پژوهش نشان داده‌است، ۶۲ درصد والدین کودکان ۲تا‌۷ساله گفته‌اند که کودکان آنها از چیزی در یک برنامه تلویزیونی، فیلم یا کارتون، می‌ترسند. 
تحقیقاتی شبیه به این و بسیاری از گزارش‌های دیگر نشان می‌دهند، بسیاری از افراد، منشا ترس بلند مدت خود از حیوانات خاص مانند سگ‌ها، گربه‌ها و حشرات را تماشای تصاویر کارتونی نظیر <آلیس در سرزمین عجایب> و <دیو و دلبر> یا تماشای فیلم‌های ترسناک در دوران کودکی‌شان دانسته‌اند. 
پدران و مادران باید به این نکته توجه کنند که اثرات این تصاویر، به فکر و مغز ختم نمی‌شود، بلکه اختلال خواب به دلیل این ترس‌های واهی، کودکان را به سمت بیماری‌های جسمی و اختلال در انجام تکالیف مدرسه سوق می‌دهد. 
● ترس بچه ها، واقعی یا مجازی؟ 
هر چه سن کودک بالاتر می‌رود، اهمیت ظاهر تصاویر کمتر می‌شود. کودکان پیش‌ دبستانی از چیزهایی که ظاهر ترسناک دارند ولی واقعا بی‌ضرر هستند (مانند ET، موجود فرازمینی مهربان ولی با ظاهری عجیب و غریب) بیشتر از چیزهایی که جذاب به نظر می‌رسند ولی واقعا خطرناکند‌، می‌ترسند. 
برای کودکان بزرگتر که به دبستان می‌روند و ۶ تا ۱۱ ساله هستند، ظاهر نسبت به رفتار یا خطرناک بودن شخصیت آن، اهمیت کمتری دارد. کودکان وقتی بالغ می‌شوند، از واقعیت‌ها بیشتر ناراحت می‌شوند و نسبت به خطرات غیرواقعی به تصویر کشیده شده در فیلم‌ها، کمتر حساسیت نشان می‌دهند. کودکان در سال‌های آغاز دوره راهنمایی بیشتر از صحنه‌های جنایت و خونریزی در فیلم‌ها و رسانه‌ها، دچار هراس و استرس می‌شوند. 
● خوب و بدکارتون‌ها 
گرچه هنوز هم برخی پژوهشگران و کارشناسان عقیده دارند، رفتارهای خشونت‌آمیز کارتون‌ها و شخصیت‌های ترسناک آنها، به دلیل کمدی بودن و غیرواقعی بودن، فقط موجب سرگرمی کودکان شده و هیچ اثر مخربی برروی ذهن و فکر کودک به جا نمی‌گذارند، ولی نتایج مطالعات و تحقیقات گسترده دیگر، عکس این مطلب را ثابت می‌کنند. یکی ازنخستین مطالعاتی که در این زمینه انجام شد، بررسی ۲۴ کودک بود که ۱۲ نفر از آنها کسانی بودند که بخش‌های خشونت‌آمیز کارتون <وودی وودپگر> را می‌دیدند و به آن علاقه‌مند بودند و مابقی افرادی بودند که روز خود را با دیدن کارتون <مرغ قرمز>، کارتونی که اصلا صحنه خشونت‌آمیز ندارد، می‌گذراندند. پس از اتمام مشاهده کارتون، کودکان به اتاقی هدایت شدند تا چندین ساعت با یکدیگر تنها باشند و بازی کنند. 
نتایج مشاهده پژوهشگران نشان داد کودکانی که کارتون <وودی> را می‌دیدند بیش از گروه دیگر تمایل به ضربه زدن به دیگران، جنگ و گریز و خراب کردن اسباب بازی‌ها داشتند و این ناشی از همان تاثیر نامرئی کارتون‌ها و فیلم‌ها بر فکر و رفتار کودکان است. 
● نترس، عزیزم! 
همه کودکان در زندگی خود با حوادث واتفاقات ترسناک مواجه می‌شوند، از صحنه‌های خشن فیلم‌ها گرفته تا موجودات غیرواقعی که والدین برای ترساندن کودکانشان از آنها نام می‌برند. بسیاری از پدران و مادران تمام تلاششان را می‌کنند تا کودکشان را از شرایط هراس‌آور، دور نگه دارند ولی محافظت از کودکان در برابر این احساسات به صورت ۱۰۰درصد امکان‌پذیر نیست، به خصوص تصاویری که از رسانه‌ها پخش می‌شود و کودک هرروز با آنها در تماس است. والدین باید توجه کنند، ترس‌های کودکان با هم متفاوت است. 
یک کودک ۲ ساله ممکن است از صدای مهیب رعد و برق، کامیون و قطار فیلم‌ها دچار هراس شود ولی یک کودک ۴ ساله از هیولای کارتونی که زیر تخت و یا داخل کمد لباسش پنهان شده می‌هراسد. بنابراین به عنوان نخستین قدم باید عوامل مختلف هراس و ترس کودکان شناسایی شوند. 
والدین باید بپذیرند، ترس بخشی از زندگی کودک است و می‌توان با صبر و ملایمت به کودک کمک کرد تا از این تنش‌ها و اضطراب‌ها گذر کند. شاید در ذهن شما، شخصیت‌های کارتون‌ها و فیلم‌‌ها، دروغین و غیرواقعی باشند ولی در ذهن کودک کاملا زنده و واقعی هستند و درصورتی‌که هراسی از آنها داشته باشند نیز این ترس کاملا واقعی و ملموس است. اگر والدین با کودک خود همدلی کنند و در شرایطی که ترس بر او غلبه کرده است، در کنارش باشند، کودک می‌فهمد که هر قدر هم ناراحت و آشفته باشد، دو پشتیبان قدرتمند در کنار او هستند که علاوه بر حمایت، او را درک می‌کنند. 
● ۷ فرمان برای عبور از ترس 
۱) ‌‌تحقیر و تمسخر ممنوع 
به‌خاطر داشته باشید، نباید به کودکان به خاطر ترسشان خندید و یا آنها را تحقیر کرد. این ترس ممکن است از هیولای فیلم کارتونی که داخل کمد پنهان می‌شود تا هراس از آسیب موجودات فضایی باشد. شما هرگز نباید با گفتن جملاتی مانند <تو چقدر ترسویی> یا <مگر هیولا هم ترس دارد؟> کودک را مورد قضاوت و داوری قرار دهید. چرا که همه این شخصیت‌ها در ذهن کودک، زنده و واقعی هستند. 
۲) بگذارید حرف بزند 
به کودکان فرصت دهید درباره آنچه از آن می‌ترسند با شما صحبت کنند. صحبت کردن از شخصیت‌های ترسناک به کودک این امکان را می‌دهد که با ترس خود روبه‌رو شود و از آن گذر کند. به جای اینکه بپرسید <چرا می‌ترسی؟> با همدلی و مهربانی به حرف‌های کودک گوش دهید. 
۳) حرفش را تصدیق کنید 
سعی کنید با صمیمت، احساسات آنها را درباره موضوع ترسشان مورد تایید قرار دهید. گفتن جملاتی مانند <بله عزیزم، می‌دانم که تو از این موضوع می‌ترسی> و یا اینکه<>می‌دانم برای این از تنها خوابیدن می‌ترسی که مبادا موجودات فضایی تو را با خود ببرند> به شما کمک خواهد کرد که به فرزندتان اطمینان و آرامش خاطر دهید. 
۴) حالا‌ واقعیت را بگویید 
به کودکتان کمک کنید به تدریج با واقعیت روبه رو شود و بر شرایط پیرامون خود و احساساتش تسلط و کنترل پیدا کند، چون اگر این شرایط ادامه پیدا کند ممکن است این ترس‌در وجود کودک تثبیت شود و در آینده دردسرساز شود. 
۵) صفت‌های بد ممنوع 
هیچ‌گاه کودک را به خاطر ترسش، در بین دوستان و آشنایان، <بزدل> و <ترسو> خطاب نکنید. مطمئن باشید اینکار نه تنها ترس را از او دور نخواهد کرد بلکه اعتماد به نفس او را هم تهدید خواهد کرد. کودک برای مقابله با ترس‌های خود به اعتماد نفس و حمایت و محافظت اطرافیان و به ویژه پدر و مادرش نیاز دارد. 
۶) خط قرمز تعیین کنید 
اگر می‌دانید کودک شما ازکدام شخصیت فیلم و کارتون می‌ترسد و یا کدام نوع فیلم او را می‌ترساند، طوری برنامه‌ریزی کنید که او این برنامه‌ها را نبیند. شما حتی می‌توانید این فیلم‌ها و کارتون‌ها را قبلا به تنهایی نگاه کنید و بعدا در صورتی که مطمئن شدید، صحنه وحشتناکی ندارد، به کودک اجازه دیدن آن را بدهید. به عنوان مثال اگر کودک شما از جن و روح می‌ترسد، به او اجازه ندهید فیلم‌هایی را که این پدیده‌ها جزء شخصیت‌های آن هستند، تماشا کند. 
۷) برایش قصه بگویید 
قصه‌ها و کتاب‌های داستانی که مخصوص کودکان است، پر از شخصیت‌های دوست داشتنی و محبوب کودکان است که با شخصیت‌های بد و پلید با شجاعت می‌جنگند و مبارزه می‌کنند و در نهایت پیروز می‌شوند. 
در داستان <جک و ساقه لوبیا> که داستان مبارزه یک کودک با یک غول است و یا در <سفید برفی> که موجوداتی دوست‌ داشتنی با جادوگر سیاهپوش، با شجاعت روبه‌رو می‌شوند و در نهایت پیروز می‌شوند، کودک خود را در جایگاه شخصیت محبوب داستان قرار می‌دهد و با شجاعت و اعتماد به نفس در مقابل شخصیت بد و ترسناک قرار می‌گیرد و از ترسش گذر می‌کند. در حقیقت شجاعت قهرمان داستان به کودک می‌آموزد که شجاع و قهرمان باشد.

ادامه مطلب و دانلود کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۰
no alt

کارتون آموزش نام پرندگان و نوشتن آن به انگلیسی

جمعه، ۲۰ مرداد ۱۳۹۶
1,197 views
۰دیدگاه
نوشته:مدیریت
Birds - Pre School - Learn English Words (Spelling) Video For Kids and Toddlers

کارتون آموزش نام پرندگان و نوشتن آن به انگلیسی 

دانلود کارتون آموزش نام پرندگان و نوشتن آن به انگلیسی

دانلود رایگان کارتون آموزش نام پرندگان و نوشتن آن به انگلیسی

نام لاتین:

Birds – Pre School – Learn English Words (Spelling) Video For Kids and Toddlers

توضیحات:

مشکلات آموزش زبان انگلیسی چیست و چرا پس از چند دوره آموزش زبان انگلیسی، انگیزه خود را از دست می دهیم؟ 

مشکلات آموزش زبان انگلیسی چیست و چرا پس از چند ترم شرکت در کلاس های آموزش زبان انگلیسی باز هم نمی توانیم نیاز خودرا رفع کنیم؟ 

مشکلات آموزش زبان انگلیسی چیست و چرا به خاطر وجود وقفه هایی در فرآیند آموزش زبان انگلیسی، آموخته هایمان را به فراموشی می سپاریم؟ 

مشکلات آموزش زبان انگلیسی چیست و اینکه چرا پس از یادگیری شمار زیادی از واژگان، هنوز هم در حین صحبت کردن با کمبود واژه روبه رو می شویم؟

 مشکلات آموزش زبان انگلیسی – جنبه روانی

در واقع، از اولین مشکل آموزش زبان انگلیسی جنبه روانی زبان آموز است. در این میان، نظریه های روان شناختی کشورهای دیگر و از جمله کشورهای غربی با فرهنگ زبان آموزان کشور ما تطابق ندارد و هیچ جای شگفتی نیست که با به گارگیری این گونه نظریه ها در آموزش زبان انگلیسی، نتیجه دلخواه را به دست نیاوریم . بنابراین، در بحث تدوین مطالب آموزشی مربوط به یادگیری زبان انگلیسی، توجه به ویژگی های فرهنگی و اجتماعی" >فرهنگی و اجتماعی کشور از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. متأسفانه نظام آموزشی، نوع تفکر آموزشی و همچنین مطالب آموزشی زبان های خارجی که در کشورمان مورد استفاده قرار می گیرند، در بسترهایی بهترین نتیجه را خواهند داد که زبان دوم زبان آموزان، انگلیسی باشد، و این در حالی است که زبان دوم زبان آموزان ما انگلیسی نیست (زبان دوم در کشور ایران زبان آذری است).

 مشکلات آموزش زبان انگلیسی – به کارگیری زبان انگلیسی

مسئله دوم که آموزش زبان انگلیسی را در کشور ما با چالش رو به رو ساخته، نبود محیطی است که بتوان داده های زبانی فرا گرفته شده را در آن مورد استفاده قرار داد. از این رو در رابطه با مسئله آموزش زبان در کشورمان، به تحولی ساختاری نیازمندیم تا با بهره گیری از مطالب آموزشی و همچنین نحوه آموزش زبان های خارجی، کلیه خلأهای موجود را پر کنیم.

 مشکلات آموزش زبان انگلیسی – نیاز سنجی زبان آموز
مسئله دیگری که در جایگاه سوم اهمیت قرار دارد، مسئله نیاز سنجی زبان آموز است که در طراحی و تدوین مطالب آموزشی زبان انگلیسی، در کشورمان آن طور که باید و شاید مورد توجه قرار نمی گیرد. در واقع، پیش از شروع یک دوره آموزشی، کارشناسان آموزش می بایست نیاز اصلی زبان آموز را شناسایی و دوره آموزشی را بر اساس نیاز سنجی صورت گرفته طراحی کنند.
برای مثال، یک مهندس متالورژی میان سال را در نظر می گیریم که به منظور ادامه تحصیل قرار است به کشور کانادا مهاجرت کند. چنانچه از او هیچ کونه نیاز سنجی به عمل نیاید، به احتمال قوی پس از یک مصاحبه شفاهی در مورد مسائل روزمره مثل معرفی خود، غذای مورد علاقه و اینکه اوقات فراغت خود را چگونه می گذراند، از ایشان خواسته می شود که زبان آموزی را با یکی از مجموعه ک

تاب های آموزش زبان انگلیسی موجود در بازار کتاب آغاز کند.

اولین مسئله جدی در بحث آموزش زبان انگلیسی ، جنبه روانی زبان آموز است. نظریه های روان شناختی آموزش زبان کشورهای دیگر با فرهنگ کشور ما تطابق ندارد بنابراین . .

حال این سؤال پیش می آید که کتاب گفته شده برای کدام گروه سنی نوشته شده است، چنین مجموعه ای چقدر با فرهنگ یک فارسی زبان نزدیکی دارد، چند درصد از آموزش هایی که در این کتاب وجود دارند برای موقعیت دانشگاهی یک مهندس متالورژی مفیدند. یادگیری واژگان انگلیسی در ارتباط با انواع موسیقی و نام غذاهای مختلف، چقدر به درد یک مهندس متالوزی می خورد؟

حال زمانی را در نظر بگیریم که پس از انجام دادن یک نیاز سنجی کامل و جامع، مشخص می شود که همان فرد مبانی ضروری زبان انگلیسی را از پیش فرا گرفته است و در زمینه برقراری ارتباط در حوزه مسائل روزمره خود در زبان انگلیسی مشکل چندانی ندارد. در واقع، دلیل ایشان برای اقدام به شرکت در کلاس زبان انگلیسی، کسب تبحر در حوزه واژگان و اصلاحات انگلیسی موردنیاز درباره رشته تحصیلی خود در یک موقعیت دانشگاهی و همچنین سؤال و جواب و تحلیل و ارزیابی در زمینه مسائل مهندسی است.

اکنون به نظر می رسد که به پرسش هایی از قبیل

چرا پس از چند دوره آموزشی زبان انگلیسی، انگیزه خود را از دست می دهیم؟

چرا پس از چند ترم شرکت در کلاس های زبان انگلیسی باز هم نمی توانیم نیاز خودرا رفع کنیم؟

چرا به خاطر وجود وقفه هایی در فرایند زبان آموزی خود، آموخته هایمان را به فراموشی می سپاریم؟

و اینکه چرا پس از یادگیری شمار زیادی از واژگان، هنوز هم در حین صحبت کردن با کمبود واژه روبه رو می شویم؟

با ذکر مثال بالا پاسخ گفته ایم. به طور حتم، یکی از مسائلی که یادگیری زبان انگلیسی را به یکی از مهارت های کاربردی زبان آموزان تبدیل می کند، مرتبط بودن زبان مد نظر با زندگی روز مره زبان آموز است. زمانی که یک مهندس متالورژی واژگانی را فرا می گیرد که هیچ ارتباطی با نیاز اصلی وی ندارند و گره ای از مشکل ارتباطی او در زبان انگلیسی باز نمی کنند به مرور زمان انگیزه خود را از دست می دهد. حال زمانی را در نظر بگیریم که او دقیقا همان چیزی را فرا می گیرد که به آن نیاز داشته و در مطالعات، مکالمه زبان انگلیسی و مکاتبات روزمره خود با آن ها سرو کار دارد، در چنین حالتی نه تنها یادگیری زبان انگلیسی او تقویت می شود بلکه با مشاهده اثر بخشی دوره در زندگی کاری و شخصی اش، انگیزه وی برای ادامه کلاس ها دوچندان می گردد.

بخش در خورد ملاحظه ای از کتاب های آموزش زبان انگلیسی موجود در کشورمان را واژگانی تشکیل می دهند که برای ایرانیان نامأنوس و ناشناخته اند. در واقع، چه ضرورتی دارد که یک زبان آموز ایرانی اسامی غذاها، نوشیدنی ها و مدهای لباس را یاد بگیرد و ذهن خود را با واژگان نامأنوسی پر کند که حتی تا آخر عمر هم ممکن است آن هارا یک با ر به کار نبرد؟ چه لزومی دارد زبان آموز اصطلاحات مورد نیاز برای موقعیت هایی را فرا بگیرد که هرگز در دنیای واقعی برایش اتفاق نخواهند افتاد؟

در واقع، ما با آموزش نکات غیر ضروری به افراد، که در بسیاری موارد زبان آموزان خردسالی هستند که در ابتدای راه یادگیری زبان انگلیسی قرار دارند، ذهن ایشان را مثلا با نام تعداد زیادی از حیوانات و اشیاء پر می کنیم که عملا کاربردی نیستند.

اولین مسئله جدی در بحث آموزش زبان انگلیسی ، جنبه روانی زبان آموز است. نظریه های روان شناختی آموزش زبان کشورهای دیگر با فرهنگ کشور ما تطابق ندارد بنابراین . .

با ذکر مقدمه ای کوتاه و یک مثال، به این نتیجه می رسیم که گزینش ونحوه ارائه واژگان در بخش قابل توجهی از کتاب های آموزش زبان انگلیسی، عطش زبان آموز را برطرف نمی کند و واژگان کاربردی زبان انگلیسی را در اختیار وی قرار نمی دهد همان طور که گفته شد، این گونه کتاب های آموزشی به هیچ وجه مطابق با نیاز ها و دغدغه های فارسی زبان ها و به طور کلی زبان آموزان ایرانی طراحی نشده اند. از سوی دیگر، بر کسی پوشیده نیست که در فرایند آموزش زبان انگلیسی تنها مجموعه ای از عناصر ارتباطی از زبان جدید بلکه به طور قطع روح و فضای فرهنگی و روان شناختی کشوری که زبان مقصد در آن مورد استفاده قرار می گیرد، به ما منتقل می شود. از آنجا که با توجه به میانگین سنی افراد، کشور ما کشور جوانی است و بیشتر زبان آموزان کشورمان را نوجوانان و رده سنی زیر ده سال تشکیل می دهند، تاثیرات فرهنگی منفی بر این گروه سنی را نمی توان نادیده گرفت؛ چراکه از طریق موضوعات جنبی همچون آموزش، مسائل فرهنگی خیلی راحت تر انتقال پیدا می کنند. البته ناگفته نماند که کسب اطلاعات فرهنگی در مورد زبان انگلیسی، عاملی مهم در برقراری ارتباط از طریق زبان مد نظر است. به عبارت دیگر، با اطلاع از مسائل فرهنگی یک زبان خارجی، می توان با کسانی که به آن زبان صحبت می کنند، ارتباط قوی تری بر قرار کرد. شایان گفتن است که مسائل فرهنگی همواره ترکیبی ار هنجار شکنی ها و معیارهای فرهنگی قابل قبول بوده اند.

 مشکلات آموزش زبان انگلیسی – خطای راهبردی

چهارمین مورد در ارتباط با اولین مشکل آموزش زبان انگلیسی، مسئله ای است که می توان آن را «خطای راهبردی» نامید. منظور از خطای راهبردی شروع آموزش یک زبان خارجی با رسم الخط آن زبان است. در سال های اخیر که هم مسئولان و هم والدین نگاهی جدی تر به آموزش زبان انگلیسی داشته اند، شاهد تأثیرات منفی تکیه بر رسم الخط در یادگیری زبان بوده ایم. چراکه زبان آموز در آغاز کار که همان سنین خردسالی است، به اقتضای روحیاتش تمایل دارد از طریق بازی و سرگرمی آموزش ببیند. از این رو، با آموزش از طریق نوشتن رابطه خوبی بر قرار نمی کند. در نتیجه، بسیاری از بی انگیزگی ها ریشه در مراحل ابتدایی آموزش دارد و این در حالی است که تجربه نشان داده است که آموزش از طریق نمادسازی می تواند به میزان در خورد توجهی زبان آموزان را جذب کند.

 مشکلات آموزش زبان انگلیسی – نگاه آزمون گرایانه

اولین مسئله جدی در بحث آموزش زبان انگلیسی ، جنبه روانی زبان آموز است. نظریه های روان شناختی آموزش زبان کشورهای دیگر با فرهنگ کشور ما تطابق ندارد بنابراین . .

پنجمین مشکل آموزش زبان انگلیسی، وجود نگاه آزمون گرایانه به بحث آموزش زبان انگلیسی در کشور است. نقش کلیدی زبان، برقراری ارتباط بین اعضای یک جامعه است: خواه این جامعه محدود به یک کشور باشد خواه با دیدی کلی گرایانه، یک جامعه جهانی را در بر گیرد. زبان، زادگاه هویت و نهادهای اجتماعی است خواه این جامعه محدود به یک کشور باشد خواه با دیدی کلی گرایانه، یک جامعه جهانی را در برگیرد. زبان، زادگاه هویت و نهادهای اجتماعی است و داشتن دیدی تک بعدی و در عین حال آزمون گرایانه به بحث آموزش زبان اکاری بس نادرست است. به عبارت دیگر، زبان چیزی است که باید به آن عشق ورزید و با آن زندگی کرد تا بتوان آن را به یک مهارت کاربردی و فراموش نشدنی مبدل ساخت. حال چگونه می توان انتظار داشت که مقوله ای مهم با چنین ابعاد گسترده ای تنها در قالب آزمون های پایان دوره یا آزمون های بین الملل چون IELTS مورد سنجش قرار گیرد؟ در واقع، اهمیت دادن کاذب به آزمون هایی از این دست به پیکره زبان آموزی کشور آسیب های جدی وارد آورده است. نکته در خورد توجه این است که آزمونی بین المللی همچون IELTS نمی تواند به طور صد در صد مهارت های زبان آموزی شما را بسنجد؛ چرا که با یادگیری مجموعه ای از تکنیک های موفقیت برای شرکت در چنین آزمون هایی می توان نمره قابل قبولی در آن ها کسب کرد ولی در عین حال از مهارت های لازم برای برقراری ارتباط در موقعیت های واقعی محروم بود.

 مشکلات آموزش زبان انگلیسی – روش های آموزش

این سؤال که چه روشی برای آموزش زبان مناسب است، سؤال درستی نیست؛ چراکه هر روش در جایگاه خود تأثیرات مثبتی دارد. حال با طرح این مسئله، به ششمین چالش آموزش زبان در کشورمان، که مسئله روش ها و شیوه های آموزش زبان است، نگاهی اجمالی می اندازیم.
ما انسان ها در طول زمان سبک های یادگیری متفاوتی را تجربه می کنیم. برای مثال، به نظر می رسد که در سنین ابتدایی آموزش برای کودکان که الگوی حرکتی در آن ها کاراکتر است، روش هایی بیشترین اثر بخشی را دارند که آموزش زبان انگلیسی را از طریق حرکت و بازی ارائه می دهند. در عین حال، ممکن است با گذشت چندسال و غالب شدن الگوهای دیداری یا شنیداری، روش هایی با بهره گیری از راهکار مؤثر بر این الگوها اثر بخشی بیشتری داشته باشند. از این رو هیچگاه نمی توان از یک روش آموزشی کاملا جانب داری کرد و روشی دیگر را نا کارآمد نشان داد. برای نمونه، از یک روش آموزشی با عنوان «روش ترجمه مستقیم دستور زبان» یا GTM یاد می کنیم. این روش در سطوح ابتدایی آموزش زبان بسیار کارایی دارد اما در سطوح بیشرفته آموزش، که مبتنی بر مهارت های ارتباطی است، چندان مفید نیست. بنابراین، برای کسب نتیجه ممطلوب باید از هر روش در زمان مقتضی خود استفاده کرد. در واقع یک روش جامع و کاربردی جهت یادگیری زبان انگلیسی روشی است که در برگیرنده همه روش های مؤثر آموزشی برای فرد باشد، در زمان مقتضی مورد استفاده قرار گیرد و این قابلیت را داشته باشد که توانمندی ذهن را در یادگیری زبان انگلیسی افزایش دهد و به عبارت دیگر، بخش هایی از مغز را که به یادگیری زبان انگلیسی مربوط اند، تقویت کند. این مهم امکان پذیر نیست مگر با به کارگیری روش های مؤثر آموزشی و همچنین ترکیب آن ها با مقوله روان شناختی زبان آموز، به گونه ای که بیشترین اثر بخشی را داشته باشند.

 مشکلات آموزش زبان انگلیسی – مکالمه و دستور زبان انگلیسی

هفتمین مورد، جداسازی دو مقوله مکالمه زبان انگلیسی و گرامر زبان انگلیسی در فرایند آموزش زبان انگلیسی است. متأسفانه با وجود اهمیت فراوانی که در نظام آموزشی زبان انگلیسی در کشورمان همواره این موضوع را بیان کرده اند که اگر یک زبان آموز بخواهد زبان انگلیسی بیاموزد، حتما با دو گزینه متفاوت رو به روست: مکالمه زبان انگلیسی و گرامر زبان انگلیسی. مسئله ای که در اینجا به ذهن خطور می کند این است که این نوع تقسیم بندی در آغاز آموزش زبان انگلیسی، این ذهنیت را در زبان آموز ایجاد خواهد کرد که مؤلفه های یادگیری زبان انگلیسی در یکی از این دو گزینه خلاصه می شوند. بنابراین در اولین گام یادگیری زبان انگلیسی وجود چنین ایده ای بسیار اشتباه است.

از طراحان مواد آموزشی که به آموزش زبان انگلیسی چنین نگاهی دارند باید پرسید که چگونه بدون برداشتی منطقی از ساختارهای دستوری زبان انگلیسی، می توانیم در مکالمه زبان انگلیسی به تسلط و مهارت کافی دست پیدا کنیم. برای روشن شدن رابطه دستور زبان و مکالمه، این دو مقوله مهم در هر زبان را می توان به ترتیب به سیمان و آجرهای تشکیل دهنده یک دیوار تشبیه کرد. همان طور که استفاده از سیمان موجب ارتباط آجرهای تشکیل دهنده دیوار از یک سو و استحکام آن از سوی دیگر می شود، بر خورداری از یک پایه دستوری قوی از یک سو متضمن مرتبط ساختن اجزای زبان، شامل واژگان، اصطلاحات و غیره با یکدیگر به شکلی منطقی است و از سوی دیگر مکالمه را زیبا جلوه می دهد و همچنین جایگاه اجتماعی گوینده را آشکار می سازد.

طبیعی است که با توجه به موارد گفته شده، زبان آموزان ما حتی با شنیدن واژه «دستور زبان» عکس العملی کاملا منفی نشان می دهند و این واژه برای آن ها یادآور مجموعه ای از قوانین خسته کننده است که هیچ گونه کاربردی در مکالمه ندارند. در واقع، ما شاهد این موضوع بوده ایم که زبان آموز می بایست یکی از این دو مورد را انتخاب کند: یا با هجمه سنگین قواعد کسالت بار در کلاس های گرامر زبان انگلیسی رو به رو شود یا در کلاس های مکالمه آموزش هایی بسیار ناکافی در زمینه مهارت های ارتباطی دریافت کند. به نظر می رسد تنها راهکار، بستر سازی و ایجاد هماهنگی بین این دو مؤلفه ضروری و تلفیق این دو با یکدیگر است که کسب نتیجه مطلوب را امکان پذیر می سازد. آنچه تصویری منفی را که در طول سالیان دراز برای بیشتر زبان آموزان به وجود آمده به تجربه ای لذت بخش از آموزش گرامر زبان انگلیسی تبدیل می کند، این است که دستور زبان انگلیسی را به عنوان ابزاری معرفی کنیم که ما را یاری می دهد تا بتوانیم زیباتر و با برنامه تر صحبت کنیم. اما آنچه در واقعیت با آن مواجهیم این است که متأسفانه زبان آموزان آموختن گرامر را یک اجبار می دانند که هیچ روش دل پسندی نیز برای انتقال آن وجود ندارد. این طرز تفکر از آنجا ناشی می شود که «نکات دستوری و قواعد زبان انگلیسی» طوری به زبان آموزان ارائه می شوند که گویی نقشی اضافی یا الحاقی در مقوله یادگیری زبان انگلیسی دارند و آن ها باید نکات دستوری را به اجبار به اندوخته های زبانی خود اضافه کنند. این در حالی است که «دستور زبان» از پایه های اساسی یادگیری زبان انگلیسی است و دیگر ارکان زبان را نمی توان جایگزین آن کرد. تجربه های عینی و تحقیقی در مورد شیوه یادگیری گرامر انگلیسی، ما را با این حقیقت رو به رو کرد که آموزش گرامر انگلیسی بر اساس آنچه کتاب های رایج و روش های متداول بیان می کنند ، کاملا اشتباه است. اگر نکات دستوری به نحوی به زبان آموزان منتقل شود که اهمیت آن ها در موقعیت های واقعی در مکالمات روزمره نمایان شود، زبان آموزان به طور حتم ارتباط بیشتری با این نکات بر قرار خواهند کرد.

آنچه تا کنون مشاهده شده، ارائه نکات دستوری در قالب چارچوبی مستطیلی با تعدادی مثال مرتبط است. چنین رویکری زبان آموز را در معرض مفهومی انعطاف ناپذیر و غریبه قرار می دهد، چراکه نکات دستوری گفته شده با موقعیت های واقعی، که زبان آموز با آن ها مواجهه خواهد شد، ترکیب نشده اند. پس شایسته و بایسته است که زبان آموز در آغاز به طور غیر مستقیم با یک بحث دستوری در قالب یک متن، مکالمه، شعر و …. رو به رو شود. سپس، مطابق با دریافت عینی و شهودی اش از آن موضوع، دستور زبان را در کالبد ذهنی و درونی خود تجسم کند. به بیان دیگر، نگاه ما به بحث دستور زبان باید منطقی باشد که هر کس بنا بر میزان نیاز ها و توانای هایش از آن بهره مند گردد. آنچه به تکرار دیده می شود، این است که کتاب های آموزش دستور زبان موجود در کشور، دستور زبان را بدون هیچ پیش زمینه ای به زبان آموزان ارائه می دهند. متأسفانه این دسته از کتاب ها از دستور زبان جدید حرفی نمی زنند و دستور زبان را طوری آموزش می دهند که زبان آموز قادر به درک استثناهای موجود در موضوعات طرح شده نخواهد بود. در مقابل، وی می بایست کلیه این قوانین را بدون کم و کاست حفظ کند، غافل از اینکه یک نکته دستوری بنا بر موفعیتی که در آن مورد استفاده قرار می گیرد. می تواند نقش کاملا متفاوتی ایفا کند.

زبان آموزی که گرام انگلیسی را با چنین روشی فرا گرفته باشد، خلاقیت بیانی محدودی خواهد داشت، چراکه در گام نخست به وی نیاموخته اند که در برخی موارد می بایست دستور زبان را فدای معنی کند و نباید به صرف اینکه قاعده ای را فرا گرفته است، از معنی دور شود. آنچه یادگیری گرامر انگلیسی را به تجربه ای لذت بخش مبدل می سازد ، مرتبط ساختن چنین مواردی با مسائل تحقیقی در خارج از کلاس درس است. تجربه نشان داده است که یادگیری زبان انگلیسی تا حد زیادی وابسته به تحقیق و جست و جوی زبان آموز در خارج از کلاس درس است. درواقع، به جای آنکه زبان آموز را در میان انبوهی از اطلاعات متنوع و متفرق قرار دهیم و اورا خسته کنیم، پیش از گفتن یک موضوع دستوری می توانیم از وی بخواهیم که به بررسی و تحقیق در مورد آن بپردازد. در این صورت از میزان سختی و بیگانگی موضوع کاسته خواهد شد و آن ساختار و همچنین کاربردش برای زبان آموز ملموس می شود.

از آنجا که فراگیرندگان همواره به معلم و استاد زبان انگلیسی خود به چشم مرجعی نگاه می کنند که حرف اول و آخر را می زند، اکثر زبان آموزان به تحقیق و کار خارج از کلاس گرایشی نشان نمی دهند. در حقیقت، درست آن است که به معلم و استاد بیشتر به چشم ناظر و مکمل نگاه کنیم. اگر چنین دیدی به معلم و استاد داشته باشیم، معرفی یک مرجع به زبان آموزان برای تحقیق خارج از کلاس درس ضروری خواهد بود. مسئله دیگری که آموزش زبان انگلیسی، و به خصوص گرامر زبان انگلیسی، را با چالش رو به رو ساخته است، استفاده از لحن رسمی و خشک برای انتقال مسائل دستوری است؛ در حالی که در این فرایند به طور حتم می بایست از ادبیاتی لطیف و آمیخته با شوخی و طنز استفاده کنیم. امید است که بدین وسیله زبان آموزان با میل و رغبت بیشتری به این مباحث بپردازند و این نکات، ماندگاری بیشتری در ذهن آن ها داشته باشد.

برای مثال، چنانچه بخواهیم تفاوت بین دو زمان ماضی نقلی و ماضی نقلی استمراری را بیان کنیم، می توانیم آن را که بیشتر از جنس حسی است، در قالب یک داستان به صورت زیر بیان کنیم.

روزی سام و دوستش، لئوناردو، با هم قرار گذاشتند به سینما بروند. آخرین سئانس سینما ساعت ۹ شب شروع میشد. از این رو آن ها قرار گذاشتند که همدیگر را رأس ساعت ۸:۴۵ در سالن انتظار سینما ببینند. سینما از خانه سام خیلی دور بود و او ساعت ۹:۲۰ دقیقه به سر قرار رسید لئوناردو خیلی از دست سام عصبانی بود: چون بخشی از فیلم را از دست داده بود. بنابراین، برای اینکه نشان دهد که چقدر منتظر دوستش بوده و حس واقعی خود را بیان کند، از ساختار زیر استفاده کرد:

I,ve been wating for you 

 حال ممکن است این سؤال برای زبان آموز پیش بیاید که چرا لئوناردو از ساختار I,ve wated for you  استفاده نکرد؟؟؟ 

در اینجاست که معلم می تواند تجربه آموزش دستور زبان را به تجربه ای به یاد ماندنی برای زبان آموزان مبدل سازد، با توضیح این مسئله که هر زمان بخواهیم در مورد کاری اغراق کنیم یا شدت چیزی را به طرف مقابلمان نشان دهیم. می توانیم از زمان ماضی نقلی استمراری استفاده کنیم.

حال که مشخص شد مشکلات دستور زبانی بیشتر زبان آموزان از کجا ناشی شود، به آسانی می توان توضیح داد که چرا بسیاری از آنان به «اشباع زبانی» می رسند. در واقع، اشباع زبانی وقتی پیش می آید که زبان آموز به دلیل نداشتن پایه ای درست و ماندگار از آموزه های زبانی، مجبور به تکرار نکات و مطالبی طی ترم های متوالی می شود. در چنین شرایطی، او کاملا از موضوع مورد بحث آگاه است اما در به کارگیری آن با مشکلات زیادی رو به روست. برای مثال، بیشتر دانشجوان با آنکه در دوران تتحصیل خود نکات دستوری زیادی را فرا گرفته اند، باز هم در ترم اول دانشگاه به گذراندن واحد های پیش نیاز زبان نیاز دارند. در واقع، به منظور جلوگیری از چنین رویدادی می بایست گام های آغازین یادگیری زبان انگلیسی را درست برداشت و زبان را درونی یا به اصطلاح اینترنالایز (Internalize) کرد.

 مشکلات آموزش زبان انگلیسی – خصوصیات زبان آموز

هشتمین مورد در رابطه با آسیب شناسی آموزش زبان در کشورمان، نبود تعریفی جامع از زبان آموز در فرهنگ ماست. به عبارت دیگر، زبان آموزان معنی زبان آموز بودن و وظایف زبان آموز را به درستی درک نکرده اند. برای مثال، اکثر آنان با الفبای آوانگاری آشنایی ندارند و در نتیجه، نمی توانند درستی یا نادرستی تلفظ یک واژه انگلیسی را در فرهنگ لغت مربوطه بررسی کنند. آشنایی با این علائم هموار کننده راه زبان آموز در مسیر یادگیری یک زبان خارجی است، حال آنکه بسیاری از زبان آموزان از این مهم غافل اند و به نکات پراکنده ای که در طول ترم های متوالی در اختیارشان قرارا می گیرد، اکتفا می کنند. یکی دیگر از ویژگی های یک زبان آموز این است که بتواند معنی واژگان را به زبان مورد نظر بیان کند. این در حالی است که زبان آموزان ما اغلب به جای تعریف کردن یک واژه مثلا به زبان انگلیسی، برای آن مترادف می آورند. از دیگر خصوصیات بسیار مهم زبان آموز، آگاهی از تفاوت واژگان و مترادف های آن هاست. گاهی مشاهده می شوند که زبان آموزان به دلیل نا آگاهی از معنای درونی واژگان یا «Connotative Meaning» مرتکب اشتباه های بارزی می شوند. به مثال زیر توجه کنید.

مایکل که آلمانی بود و داشت زبان انگلیسی را یاد می گرفت، برای واژه Thin به معنای لاغر دو مترادف Skinny و Slender را حفظ کرده بود اما در یک مهمانی شرایط بسیار دستپاچه کننده ای برایش به وجود آمد. او که یکی از دوستانش را پس از سال ها دیده یود، متوجه کاهش وزنش شد و در صدد برآمد که او را برای رژیم غذایی مناسبش تحسین کند. مایکل پس از گفتن جمله You,re very skinny متوجه نگاه سرد و ناراحتی دوستش شد در واقع، او خبر نداشت که واژه Skinny بار منفی دارد و نمی دانست که این واژه به کسی اطلاق می شود که به دلیلد سوء تغذیه لاغر شده است.

با ذکر این مثال، اهمیت و لزوم بسیار زیاد آگاهی از معانی مختلف به منظور برقراری ارتباطات مؤثر تر مشخص می شود.

 مشکلات آموزش زبان انگلیسی – مهارت های جانبی

نهمین مورد از موارد آسیب شناسی آموزش زبان در کشورمان، نگاهی است که بیشتر استادان و بالطبع، زبان آموزان به مهارت های مختلف زبان انگلیسی دارند. در واقع، این اعتقاد که یادگیری زبان انگلیسی مستلزم آموختن چهار مهارت گفتن، شنیدن ،خواندن و نوشتن است، باعث می شود که از مهارت های زیر شاخه یا به اصطلاح Subcategories غافل شویم. برای مثال، چنانچه زبان آموزی در مهارت مکالمه زبان انگلیسی Speaking مشکل داشته باشد، می بایست پس از تحلیل مشکلات وی در این زمینه، این مشکلات را در زیر مجموعه های مهارت گفتن، شامل دامنه واژه، تلفظ، روان صحبت کردن، صحیح صحبت کردن، فشار صوتی در سطح کلمه یا جمله، دستور زبان و غیره، جست و جو کرده و پیرو آن، راهکار مناسب را اتخاذ کنیم. این گونه راهکارها به فرایند یادگیری زبان انگلیسی سرعت می بخشند ،چراکه با آگاهی از زیر مجموعه های مهارت های کلیدی می توان مستقیما به مشکلات و رفع آن ها پرداخت.

 مشکلات آموزش زبان انگلیسیهنر یادگیری

بیشتر استادان زبان به زبان به چشم یک درس نگاه می کنند. همین امر ما را بر آن داشت تا چالش دهم را به این موضوع اختصاص دهیم که زبان یک علم، و روش به کارگیری آن یک هنر است. در واقع، اگر ما یادگیری زبان انگلیسی را با یادگیری درس هایی چون ریاضی و فیزیک مقایسه کنیم، دست به کاری بس اشتباه زده ایم. در حقیقت، آنچه یادگیری زبان انگلیسی را از دیگر درس ها متمایز می سازد، انعطاف پذیری زبان انگلیسی است. ذکر تفاوت های درسی مثل ریاضیات و هنری همچون زبان، از حوصله این بحث خارج است اما برای روشن شدن مطلب به ذکر دو نمونه اکتفا می کنیم. برای مثال، قوانین درس ریاضیات همیشه و همه جا ثابت اند و نمی توان برای آن ها استثنا قائل شد. درس ریاضیات یک درس سلسله مراتبی است؛ به این معنی که دانستن قوانین پایه ای این درس – مثل چهرا عمل اصلی- برای تکمیل مراحل بعدی الزامی است. این در حالی است که داشتن چنین نگاهی در ارتباط با یادگیری زبان انگلیسی نه تنها برای زبان آموزان مفید نیست بلکه فرایند یادگیری را دچار اختلال می کند. قوانین زبان انگلیسی بر خلاف درسی همچون ریاضیات انعطاف پذیرند و فراگیرنده ملزم به پیروی از آن ها بدون در نظر گرفتن هیچ گونه استثنایی نیست. در فرایند یادگیری زبان های انگلیسی، زبان آموز ملزم به یادگیری مثالا مهارت گفتاری و سپس مهارت نوشتاری نیست بلکه چنین مهارت هایی را می تواند به طور هم زمان فراگیرد.

 مشکلات آموزش زبان انگلیسی – سن یادگیری

مشکل یازدهم که جزو آسیب شناسی آموزش زبان انگلیسی در کشور ما به حساب می آید، بحث سن زبان آموزان است. در برخی کلاس های آموزش زبان مشاهده می شود که زبان آموزانی با طیف های سنی متفاوت کنار هم نشسته اند. این مسئله می تواند فرایند زبان آموزی را به نوعی مختل کند. در واقع، افرد نه تنها در سنین مختلف از ظرفیت های یادگیری متفاوتی برخوردارند بلکه سبک های یادگیری متفاوتی نیز دارند. برای مثال، در کلاس هایی که اختلاف سن زبان آموزان بسیار زیاد است، مباحث درسی ممکن است گروهی از زبان آموزان را جذب کند و مورد استقبال گروهی دیگر قرار نگیرد.

 پیشینه یادگیری زبان انگلیسی

چالش دوازدهم را با ذکر مثالی شرح می دهیم. از مزایای برخورداری از پزشک خانوادگی این است که هر یک از اعضای خاانواده یک پرونده جداگانه دارد. به این ترتیب، پزشک معالج می تواند پیشینه پزشکی بیمار خود را دنبال کند.
در واقع، پزشک با علم به خصوصیات فردی بیمار خود و همچنین آگاهی از سرعت بهبود او و بسیاری معیارهای دیگر، بهترین درمان را در نظر می گیرد. برخی از کارشناسان آموزش زبان انگلیسی در دنیا آنچنان به این مسئله اغراق آمیز نگاه کرده اند که اعتقاد دارند برای هر زبان آموز یک معلم زبان مجزا می بایست در نظر گرفت. در واقع، داشتن چنین رویکردی نسبت به کلاس ها ی زبان صحیح تلقی نمی شود؛ چرا که فرایند یادگیری زبان انگلیسی در کلاس های گروهی به مراتب تأثیر گذارتر است اما با الهام از چین رویکردی حداقل می توان انتظار داشت که هر زبان آموز یک پرونده شخصی داشته باشد. در حقیقت، با پرکردن خلا مشاوره در کنار آموزش زبان می توان به چنین نمایه هایی دست یافت که در بردارنده پیشینه زبان آموزی فرد همچنین دغدغه ها، علایق، نقاط ضعف و قوت، الگوی یادگیری زبان انگلیسی و دیگر اطلاعات شخصی هستند که در فرایند یادگیری زبان انگلیسی تأثیر گذارند.

 مشکلات آموزش زبان انگلیسی – خانواده

آخرین مورد از موارد آسیب شناسی یادگیری زبان انگلیسی، مربوط به خانواده زبان آموز است. تجربه نشان داده است خانواده هایی که فرایند زبان آموزی فرزندانشان را دنبال می کنند، شاهد پیشرفت فرزندانشان خواهند بود.

مشکلات آموزش زبان انگلیسی

البته آنچه در اینجا اهمیت دارد، این است که نظارت خانوانده نباید به دخالت در فرایند یادگیری زبان تبدیل شود. برای روشن شدن این مطلب به مثال های زیر توجه کنید؛ پدرو مادری را در نظر بگیرید که برای فرزند خردسال خود در دو سالگی معلم خصوصی زبان می گیرند و با این کار همانند بسیاری از دیگر والدین مرتکب بک اشتباه راهبردی می شوند. در واقع، آن ها در حالی که نمی دانند یادگیری زبان انگلیسی در زیر ۳٫۵ سالگی کاری نادرست است، امید دارند آینده روشنی برای فرزند خود رقم بزنند. قرار دادن کودک در چنین شرایطی مانع از آن می شود که کلیه توانمندی های یادگیری وی مورد استفاده قرار گیرد. حال ممکن است این سؤال پیش آید که پس چگونه کودکان فارسی زبان خارج از کشور، هم زمان دو زبان را فرا می گیرند.
در پاسخ می توان گفت که زبان انگلیسی، برای مثال، برای چنین کودکانی به منزله زبان دوم است. از این رو، کودک به طور کاملا طبیعی همان طور که زبان مادری خود را یاد می گیرد، زبان دوم را نیز فرا خواهد گرفت.
دسته دیگر از والدین آن هایی هستند که درگیر کردن خود در فرایند زبان آموزی فرزندشان را با دخالت در زبان آموزی وی اشتباه می گیرند. در حقیفت، این گروه از والدین به جای ایجاد فرصتی برای فرزندان خود برای تمرین آموخته های کلاسی شان در محیطی فارغ از هر گونه نگرانی، دست به آموزش نکات دستوری و حتی ترجمه واژگان می زنند. این در حالی است که آگاهی از نحوه یادگیری زبان آموز، راهکارهای آموزش و کاربرد شناسی تنها چند مورد از معیار هایی هستند که یک معلم زبان با برخورداری از آن ها اقدام به آموختن زبان به زبان آموزان می کند.
خانواده ها با ایجاد محیطی رقابتی، انگیزشی و اثر بخش می توانند تأثیر درخور ملاحظه ای در فرایند زبان آموزی فرزندانشان داشته باشند.

در خاتمه این بخش با آگاهی از مسائلی که آموزش زبان را در کشور ما تحت الشعاع قرار داده اند، لازم است تعریفی از نظام آموزشی را اراده دهیم. به طور کلی، نظام به مجموعه ای منظم اطلاق می گردد که هدف خاصی را دنبال می کند و ویژگی ها و جزئیات منحصر به فردی دارد. مجموعه ای که به آن «نظام آموزشی» اطلاق می شود، باید مسائلی چون هدف نظام، رده سنی مورد نظر، و نتیجه مطلوب خود را در مورد روش های کارآمد زبان آموزی روشن سازد.

 گفتنی است که یک نظام آموزشی قوی و مدوّن که مناسب و فراخور حال اقشار مختلف جامعه، از تحصیل کرده تا بی سواد و از جوان تا پیر باشد، می بایست دست کم ویژگی های زیر را دارا باشد:

 ایجاد میل و انگیزه در زبان آموزان برای فعالیت بیشتر؛

 پرورش زبان آموز در تمام مسائل کاربردی زبان انگلیسی؛

 استفاده از زبان ساده و طنز در انتقال مفاهیم دستوری زبان انگلیسی؛

 ایجاد فضای متنوع در نظام آموزشی؛

 تلفیق نکات دستوری و مکالمه زبان انگلیسی با یکدیگر؛

 فرصت بخشیدن به زبان آموزانی که به علت وجود مسائلی نظیر استعداد باطنی در یادگیری زبان انگلیسی و مشکلات شخصی از برنامه مورد نظر عقب می مانند؛

 نهادینه سازی بحث آموزش زبان انگلیسی در زبان آموز؛

 ایجاد فضایی پویا به منظور ارتقای روابط زبان آموزان با یکدیگر (Group Dynamics)؛

 ایجاد شرایطی به منظور ارتقای عزت نفس زبان آموزان؛
و ….. .

ادامه مطلب و دانلود کارتون آموزش نام پرندگان و نوشتن آن به انگلیسی
no alt

کارتون آموزش زبان انگلیسی تامبلینا

چهارشنبه، ۱۸ مرداد ۱۳۹۶
49 views
۰دیدگاه
نوشته:مدیریت
Thumbelina

کارتون آموزش زبان انگلیسی تامبلینا 

دانلود کارتون آموزش زبان انگلیسی تامبلینا

دانلود رایگان کارتون آموزش زبان انگلیسی تامبلینا

نام لاتین:

Thumbelina

توضیحات:

آیا آموزش زبان دوم باید از سن بسیار پایین آغاز شود؟

آنچه می‌خوانیم بررسی عوامل تأثیرگذار بر فراگیری زبان دوم در گروه‌های سنی پیش دبستانی و دبستان، جوانان و نوجوانان است.

عده ای از پژوهشگران، شاخص <<سن>> را یکی از عوامل مهم در پذیرش و به خاطر سپردن آموخته‌ها می‌دانند و معتقدند هر چه سن کمتر باشد، فراگیری او نیز بیشتر است و این شاخص به ویژه در آموزش‌هایی چون فراگیری زبان دوم و فعالیت‌های هنری تأثیر بیشتری دارد.

اما گروهی نیز بر این باورند که علاوه بر شاخص سن، عوامل دیگری نیز در تسریع یا کند شدن روند آموزش- فراگیری مؤثر است و فراگیری زبان دوم و فعالیت‌هایی از این دست، تنها وابسته به سن نبوده و عوامل دیگری نیز در روند فراگیری دخیل هستند.

آنچه می‌خوانیم بررسی عوامل تأثیرگذار بر فراگیری زبان دوم در گروه‌های سنی پیش دبستانی و دبستان، جوانان و نوجوانان است.

نخستین گام در راه آموزش برای یافتن برنامه ای صحیح و آموزش بر مبنای آن لازم است تا پیش از هر اقدامی به سه پرسش مهم پاسخ داد 

در حقیقت نخستین قدم، پاسخ به پرسش‌هایی است که می‌تواند خط مشی درست آموزش زبان دوم را مشخص کرده و فرآیند آموزش- فراگیری را در مسیری درست هدایت کند:

۱- آغاز آموزش زبان دوم چه سنی است؟

۲- چه روش تدریسی برای آموزش انتخاب شود؟

۳- استعداد و توانایی لازم برای فراگیری زبان دوم چقدر است؟ از منظری دیگر چه میزان استعداد توانایی برای فراگیری زبان دوم کافی و لازم است؟

آیا آموزش زبان دوم باید از سن بسیار پایین آغاز شود؟

این نظریه که کودکان به سرعت زبانی را که اطرافیان به آن زبان صحبت می‌کنند، فرا می‌گیرند به اثبات رسیده است و به همین ترتیب زبان دوم را نیز سریع تر از بزرگسالان می‌آموزند، اما آیا آموزش زبان دوم الزاماً باید از سن بسیار پایین آغاز شود؟

مقایسه کودکان و دانش آموزان نشان می‌دهد توانایی کودکان در صحبت کردن، بیش از توانایی آنها در تلفظ صحیح کلمات- توجه کنیم که گاه کودکان در تکلم به زبان مادری خویش نیز لغاتی را اشتباه تلفظ می‌کنند- استفاده درست از دستور زبان (گرامر) و به خاطر سپردن لغات است و این نشان می‌دهد که فرآیند فراگیری زبان دوم در کودکان به سرعت آغاز می‌شود؛ اما با این همه نمی توان به طور قطع درباره فواید و اثرات آغاز آموزش زودهنگام زبان دوم نظری قطعی صادر کرد.

بسیاری از پژوهشگران آغاز آموزش زبان دوم را پیش از شروع مدرسه و بسیاری از دوره ابتدایی می‌دانند، چرا که معتقدند جدا از سن، عوامل دیگری نیز در آموزش زبان دوم دخیل است. در حقیقت پاسخ قطعی به این پرسش که <<بهترین سن شروع آموزش زبان دوم چه زمانی است؟>> منوط به آن است که بدانیم هدف از آموزش زبان دوم چیست؟ به این معنی که اگر هدف تنها اثبات قدرت فراگیری بالای کودکان نسبت به رده‌های سنی دیگر باشد، می‌توان سرعت فراگیری در دوره کودکی را با این روش به اثبات رساند، اما اگر هدف، بررسی میزان فراگیری واقعی کودکان باشد، بی شک باید نکات دیگری را نیز در نحوه فراگیری و میزان فراگیری آنها مؤثر دانست.

نتایج حاصل از پژوهش‌ها نشان می‌دهد هر چند الزامی به آغاز آموزش زبان دوم پیش از سن ۶ سالگی (آغاز مدرسه) نیست، اما کودکان در این دوره بیش از هر زمان دیگری فراگیری داشته و دروس آموزش داده شده را به سرعت به ذهن می‌سپارند.

بنابراین اگر معتقد باشیم که آموزش زبان دوم از قانون <<شروع زود هنگام برابر با موفقیت حتمی>> پیروی می‌کند، باید به این نکات نیز توجه داشته باشیم:

– کودکان فراگیری زبان را با دریافت و به خاطر سپردن کلمات که عموماً نیز برایشان نامفهوم و دشوار است، آغاز می‌کنند، بنابراین برای تسریع روند فراگیری برنامه منظم آموزشی و روش تدریس مناسب الزامی است تا ابهامات آنها برطرف شود. تدریس آسان و صحیح زبان نه تنها روند فراگیری کودکان را تسریع می‌بخشد، بلکه می‌تواند اشتیاق آنها را نیز برای فراگیری افزایش دهد. این نکته برای آموزش زبان به جوانان و نوجوانان نیز باید مدنظر قرار بگیرد.

– تاثیر سن روی آموزش و در نهایت مهارت و تسلط فرد در فراگیری صددرصد نیست. از نگاهی دیگر آموزش زبان به بعضی از کودکان تنها در حد فراگیری تلفظ صحیح کلمات یا لهجه خوب و فراگیری دستور زبان خلاصه می‌شود، اما در عده ای دیگر از بزرگسالان آموزش زبان به حدی کامل است که آن را می‌توان در حد تسلط به زبان مادری دانست، بنابراین صرف نظر از سن، عوامل دیگری نیز در آموزش زبان دوم دخیل است.

– تفاوت فراگیری زبان دوم در کودکان و بزرگسالان به علایق این دو گروه بازمی گردد. در کودکان علاقه به فراگیری <<لهجه>> بیش از فراگیری لغات و دستور زبان (گرامر) است و به همین دلیل کودکان سریع تر از بزرگسالان از جهت <<لهجه>> پیشرفت کرده و می‌توانند مانند افراد بومی با لهجه زبان مورد نظر تکلم کنند، اما روند فراگیری لغات و دستور زبان در بزرگسالان سریع تر از کودکان است.

اگر <<مهارت>> در فراگیری هدف باشد، آموزش زبان دوم به کودکان، آموزشی وابسته به <<سن>> است و لازم است تا با استفاده از مربیان مجرب، آموزش زبان دوم انجام شود.
 
از این رو برنامه‌های آموزشی باید با پیروی از این الگوها اجرا شود:

– تکمیل آموزش زبان دوم با ادغام آموزش‌های پیشرفته و انتخاب بهترین شیوه آموزشی

– فرصت دادن به فراگیران برای درگیر شدن با مطالب آموزش داده شده از طریق مطالعه شخصی و تبادل نظر با همکلاسان و آموزگار

– ارتباط زبان آموزان با افرادی که زبان آموزش داده شده، زبان مادری آنهاست تا به این ترتیب آموزش زبان دوم تکمیل شود

– و تمرکز روی آموزش واقعی و آموزش دقیق مهارت‌ها و نیازهای آموزشی کودکان به دور از حذف آموزش‌های صحیح و دقیق به بهانه آسان کردن آموزش و فراگیری زبان دوم.

یکی از نکات مورد بحث و اختلاف، نگرانی والدین و آموزگاران از آموزش زبان دوم است؛ به این معنی که معتقدند توجه بیش از حد به فراگیری زبان دوم، عاملی جهت به تعویق افتادن آموزش‌های دیگر، حتی زبان مادری است.

اما مطالعات نشان می‌دهد آموزش زبان دوم نه تنها باعث به تعویق افتادن فراگیری سایر درس‌ها نمی شود، بلکه دانش آموزانی که زبان دوم را فرا می‌گیرند در درس ریاضی و درس‌های شفاهی نسبت به همسالان خود سرآمد هستند و مهارت آنها در حل مسائل ریاضی و به خاطر سپردن درس‌های حفظی بیش از کودکانی است که به اصطلاح <<یک زبانه>> بوده و غیر از زبان مادری، زبان دیگری را فرانگرفته اند. از سوی دیگر قدرت تجزیه و تحلیل و توان شناخت و تشخیص کودکان دوزبانه، بالاتر از کودکان یک زبانه گزارش شده است.

با این همه نباید چشم بر نواقص برنامه‌های مختلف و شیوه‌های مختلف آموزشی زبان دوم به ویژه برنامه‌هایی که از آنها به عنوان <<روش‌های برتر آموزش>> یاد می‌شود، بست، چرا که مطالعات نشان می‌دهد تعدادی از برنامه‌های اجرا شده در <<کانادا>> برای آموزش زبان فرانسه به عنوان زبان دوم به کودکان انگلیسی زبان و یا آموزش زبان انگلیسی به کودکانی که زبان مادری آنها غیر از زبان انگلیسی است، با شکست مواجه شده است.

بنابراین دقت در انتخاب برنامه و شیوه آموزشی یکی از نکات بسیار مهم، جدا از در نظر گرفتن سن زبان آموز است.

آموزش زبان دوم به پایه پیش دبستانی و دبستانی

<<جذابیت>> و ایجاد <<اشتیاق>> در دانش آموز و به طور کلی <<فراگیران>> اگر تنها راه مطمئن برای آموزش نباشد، اما بی تردید یکی از موثرترین شیوه‌های آموزشی است. 

برای دانش آموزان بالاتر از پایه پیش دبستانی و دبستانی یا به عبارتی نوجوانان و جوانان، آموزش مؤثر عبارت است از:

– آموزش مستقیم زبان موردنظر

– آموزش منظم و برنامه ریزی شده قوانین و دستور زبان (گرامر)

– آموزش مکالمه زبان با صحبت کردن به زبان آموزشی در تمام طول مدت کلاس درس.

در واقع هدف از آموزش باید بر پایه فهماندن و فهمیدن دقیق مفاهیم درسی، به جای بیان کلیشه ای ساختارهای دستوری یا مکالمه ای زبان موردنظر استوار باشد.

تعادل در آموزش یکی از مهمترین نکات آموزشی است، چرا که تمرکز و تاکید بیش از حد روی مفاهیم درسی باعث از بین رفتن قدرت خلاقیت و نامتعادل شدن آموزش مفاهیم ساختاری می‌شود. از طرفی تمرکز بیش از حد روی مورد ذکر شده باعث افت مهارت مکالمه شده و تمرکز بیش از حد روی موارد ذکر شده، آموزش لغت را ناکام می‌کند.

از این رو لازم است آموزش به صورت هماهنگ و متعادل انجام شود، چرا که تمرکز روی هر بخش – مکالمه، دستور زبان یا آموزش لغت- باعث بی حوصلگی دانش آموز و افت شدید او می‌شود.

در یک برنامه آموزشی صحیح، اندکی تمرکز روی اصول دستور زبان ساختارهای دستوری- مکالمه ای زبان موردنظر می‌تواند استعدادهای دانش آموز را شکوفا کرده و روند فراگیری او را تسریع بخشد؛ توجه کنیم تنها اندکی تمرکز به دور از مکث و تمرکز بیش از حد توصیه می‌شود.

پژوهشگران معتقدند برای آموزش بهتر زبان مورد نظر می‌توان از بازی با کلمات، جمله سازی، توجه به آوا و آهنگ کلمات و هر شیوه مناسبی که می‌تواند اشتیاق زبان آموز را به فراگیری زبان بیشتر کند، استفاده کرد.

پژوهش‌های تکمیلی نشان می‌دهد برقراری تعادل بین ساختارهای پایه ای زبان مورد نظر و مفاهیم کلیدی می‌تواند بهترین شیوه جهت آموزش بهتر زبان دوم باشد و این نکته را نیز به خاطر بسپاریم که تمرکز بیش از حد روی هر یک از بخش‌های مکالمه، لغت و دستور زبان، افت شدید دانش آموزان را به دنبال دارد.

همه افراد می‌توانند زبان دوم را به خوبی فرابگیرند

نخستین شاخص جهت شناسایی توان فراگیری زبان دوم در افراد مختلف، استعداد هر فرد در فراگیری زبان دوم است. در میان جوانان و نوجوانان، <<استعداد>> همراه با <<اشتیاق و انگیزه>> دو شاخص مهم جهت فراگیری زبان دوم است.

<<استعداد>> دانش آموز برای فراگیری زبان دوم به راحتی و با استفاده از آزمون‌های ویژه قابل تشخیص است و نکته جالب این که براساس پژوهش‌های انجام شده، پس از شاخص <<سن>> ، <<استعداد فرد>> دومین عامل مهم جهت فراگیری زبان دوم است.

به عقیده پژوهشگران مفهوم <<استعداد>> در فراگیری زبان دوم، ترکیبی از چند شاخص شامل، حساسیت در تشخیص اصوات که عامل مهمی جهت تلفظ صحیح کلمات است، حساسیت به شناخت و فراگیری ساختارهای زبان که عاملی جهت فراگیری دستور زبان است و حافظه قوی برای فراگیری سریع آموزه‌ها به ویژه لغات جدید و کاربرد به جا و مجدد آن است که مجموع این شاخص‌ها <<استعداد>> فرد برای فراگیری زبان دوم را نشان می‌دهد.

علاوه بر شاخص‌های ذکر شده – استعداد و اشتیاق- سه شاخص سن، قرار گرفتن در محیطی که به زبان موردنظر صحبت می‌کنند و شناخت و شناسایی تفاوت‌های زبانی – لهجه متفاوت افراد با یکدیگر و تشخیص لهجه صحیح- عوامل مهم جهت فراگیری زبان دوم است.

در نهایت، استعداد – که تعاریف متعددی برای آن ارائه می‌شود- مهمترین شاخص جهت فراگیری زبان دوم به ویژه در میان جوانان و نوجوانان است ، چرا که کودکان اغلب به دلیل کنجکاوی، بکر بودن و محدود بودن آموخته‌هایشان – در صورتی که تحت تعلیم صحیح قرار بگیرند- سریع تر از جوانان و نوجوانان زبان دوم را می‌آموزند و به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران معتقدند سن کم کودکان خود عاملی تأثیرگذار برای آموزش بوده و نوعی استعداد موسوم به <<استعداد ناشی از پایین بودن سن>> را در آنها ایجاد می‌کند که این استعداد متفاوت از استعداد جوانان و نوجوانان در فراگیری زبان دوم است.

سفر به کشورهای دیگر، قرار گرفتن در شرایط خاص مانند فراگیری زبان، دستیابی به هدفی خاص چون مطالعه کتاب، استفاده از اینترنت، تماشای فیلم یا کارتون مورد علاقه و… برقراری ارتباط با ملت‌های دیگر و… از مهمترین علل ایجاد علاقه و اشتیاق در جوانان و نوجوانان برای فراگیری زبان دوم است.

جمع بندی

انتخاب زبان دوم و تصمیم برای فراگیری زبان دوم به عوامل متعددی به این شرح بستگی دارد:

– سن شخص

– استعداد، انگیزه و اشتیاق او برای فراگیری

– زمان مناسب برای آموزش

– تفاوت بین توان فراگیری افراد- به ویژه تفاوت در فراگیری یک فرد بومی و غیربومی

– شیوه و برنامه آموزشی

در کودکان، شروع آموزش از سن کم می‌تواند باعث افزایش تسلط به زبان دوم- بدون تمرکز بیش از حد برای درک و آموزش مفاهیم دشوار- شود که البته ایجاد جذابیت برای آموزش یکی از نیازهای اصلی آموزش در این رده سنی است. انتخاب برنامه‌های آموزشی منظم، اما با ساعت‌های کم و محدود در طول هفته و تکمیل آموزش‌ها با استفاده از کتاب، فیلم، مجله، مسابقه‌ها و… بهترین شیوه آموزشی به کودکان است.

در جوانان و نوجوانان، علاوه بر توجه به نکات ذکر شده لازم است تا آموزش‌ها طبق برنامه ای منظم و ترکیبی از تکرار و تمرین و برقراری ارتباط کلامی یا نوشتاری با افرادی که زبان آموزش داده شده زبان مادری آنهاست، انجام شود.

فراموش نکنیم، آموزش مستقیم شامل پایه ای دستور زبان، فراگیری و به خاطر سپردن لغات جدید و آواشناسی زبان و حفظ تعادل در آموزش همه این نکات است و آموزش باید بر پایه آموزش متعادل مفاهیم و تکمیل آموزش‌ها با استفاده از تجهیزات کمک آموزشی چون فیلم، کتاب و… استوار باشد.

ادامه مطلب و دانلود کارتون آموزش زبان انگلیسی تامبلینا
صفحه 1 از 6212345678910...قبلی »

پشتیبانی آنلاین

اپراتور در حال حاضر آفلاین است . پیام شما ذخیره و در فرصت مناسب پاسخ داده خواد شد

سوالات خود را بفرستید تا کمکتان کنیم

دکمه اینتر را جهت شروع چت فشار دهید