کتابکده دات کام - صفحه 2 از 475 - دانلود کتاب کودک، کلیپ آموزش زبان،هندبوک ،...

مطالب پربازدید

تبلیغات ویژه

no alt

کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۴

سه شنبه، ۲۱ شهریور ۱۳۹۶
20 views
۰دیدگاه
نوشته:مدیریت
Ariol Episode 4 - L'Entorse

 کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۴

دانلود کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۴

دانلود رایگان کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۴

نام لاتین:

Ariol Episode 4 – L'Entorse

توضیحات:

کارتون هایی که این روزها بچه ها تماشا می کنند، متفاوت تر از قبل است و بچه ها با تماشایشان، درگیر هیجان های پررنگ تری می شوند. شاید شما هم متوجه شده باشید که بچه های بیش فعال و بچه های بیش از اندازه کنجکاوی که مرتب جنب و جوش دارند و بی قرارند، به محض اینکه مشغول بازی کامپیوتری یا دیدن برنامه های کارتونی می شوند، دیگر پلک هم نمی زنند و با تمام تمرکز مشغول بازی یا دیدن برنامه می شوند.
جذابیت این برنامه ها آنقدر زیاد است و آن قدر فرایند تخلیه هیجان در جریان تماشایشان خوب اتفاق می افتد که حتی مهارناپذیرترین بچه ها هم با دیدنشان احساس خوبی پیدا می کنند.
من می تونم؛ چون تو می تونی
بچه ها خزانه لغات پایینی دارند و ادراک شناختی شان پایین است. به همین دلیل از بیان خواسته هایشان ترس دارند. کارگردان های انیمیشن، از میل این بچه ها به تخریب، رهایی و تخلیه هیجان خبر دارند و به همین دلیل در کارتون هایشان شخصیت هایی را می سازند که شبیه آنچه بچه ها آرزو دارند خودشان رفتار کنند، زندگی کنند.
در واقع بچه ها در این کارتون ها خودشان را می بینند و شاهد هستند که شخصیت محبوبشان هرچه را که آن ها در زندگی واقعی توان انجام دادنش را ندارند، تجربه می کند.
هرچقدر که یک قصه یا کارتون هیجان بیشتری ایجاد کند، تاثیر بیشتری بر کودک می گذارد. کارتون هایی که موسیقی و شادی در آن ها زیاد است یا شخصیت هایشان ابرقهرمان هایی هستند که پرواز می کنند و همه را نجات می دهند و… به خاطر هیجان بالایی که ایجاد می کنند، تاثیر زیادی بر کودک می گذارند.
نترسید؛ طبیعی است
تاثیر این کارتون ها در سال های خیال پردازی بچه ها خودش را نشان می دهد. شروع این زمان سه ساگلی است و کودک در سنین سه تا شش سالگی بیشترین تاثیر را از کارتون ها می گیرد.
این سال ها، دوران کودکی اول است و در کودک یدوم که از شش سالگی شروع می شود و تا دوازده سالگی ادامه دارد هم شاهد این تاثیر هستیم اما میزان آن کمتر از سال های قبل است. ما در زمانی که بچه ها حدودا سه تا چهار ساله هستند، به هیچ وجه با خیالاتشان مقابله نمی کنیم.
در این سال ها ما هم وارد خیال پردازی بچه ها می شویم؛ چرا که این خیال پردازی ها مرحله ای از رشد کودکان است و پرورش دادنش، به رشد بچه ها کمک می کند.
برای مثال، اگر در این دوره زمانی کودک ظرف میوه خیالی را برایمان می آورد و از ما می خواهد که یک موز برداریم، موز را در بشقاب خیالی می گذاریم و به او می گوییم که اگر اشکالی ندارد یک توت فرنگی هم بردارم! درواقع ما در این سال ها برای گسترش خیال کودک تلاش می کنیم.
 شخصیت های محبوب  بچه 
می خواهم قهرمان باشم
قصه گویی به رشد ذهنی و رشد مهارت های اجتماعی کودک کمک می کند و انس گرفتن با شخصیت های کارتونی هم در این سال ها می تواند چنین تاثیری را داشته باشد. تصور نکنید که میل فرزندتان به تبدیل شدن به «السا» یا «بن تن» سلامت روان یا سبک زندگی اش را تهدید می کند.
در دوران کودکی اول و حتی تا اندازه ای در کودکی دوم، بچه ها به شکل طبیعی دوست دارند جای شخصیت های کارتونی محبوبشان قرار بگیرند و از این طریق هیجان هایشان را خالی کنند.
از آنجا که در دوران کودکی اول ما از انگیزه های درونی بچه ها خبر نداریم، می توانیم به این کارتون ها تکیه کنیم و ببینیم که فرزندمان با الگوگیری از یک شخصیت چه آرزوها، هیجان ها و تمایلاتی را به نمایش می گذارد. درواقع می توان گفت که از طریق شخصیت های محبوب کارتونی فرزندمان، می توانیم او و درونیاتش را بیشتر بشناسیم.
هم من توام؛ هم تو منی
بچه ها با مشاهده الگوها، الگوسازی می کنند. دختر چهارساله ای که مادرش را در حال آرایش کردن می بیند، روزها سراغ لوازم آرایش مادر می رود و پسری که پدرش را در حال فوتبال دیدن می بیند، در زمان بازی به یک گزارشگر ورزشی تبدیل می شود و در حالی که توپ را شوت می کند، یک بازی هیجان انگیز را هم گزارش می کند.
طبیعی است که مشاهده الگوهای کارتونی هم باعث الگوگیری از این شخصیت ها شود. برای مثال، بعد از دیدن زورو، روسری مادرش را به جای شنل زورو به شانه اش بیندد یا دختری که کارتون توت فرنگی کوچولو را می بیند، دوست داشته باشد مثل توت فرنگی همه مسئله ها و مشکلات را با درایت حل کند.
مرزها را بشناسید
با این اوصاف باید گفت که نباید از این الگوگیری ها بترسیم و تصور کنیم که به شخصیت و سلامت روان بچه ها آسیب می زند. اگر ما در زمانی که کودک به اقتضای سنش در این دنیای تخیلی زندگی می کند او را به زور از آن بیرون بکشیم، در آینده و با تاخیر، بار دیگر به این دنیا وارد می شود.
دنیای کودکی دنیای عجیب، زیبا و رنگارنگی است. کودکان آنقدر در رویا و تخیلات خودشان غرق هستند که می‌توانند یک روز خود را در مقام پادشاه ببینند و روز دیگر، یک سوپرمن باشند. این دنیای فانتزی بسیار دوست‌داشتنی است و شاید، طلایی‌ترین دوران زندگی هر کسی باشد. در این میان انیمیشن‌های مختلف جزء لاینفک دوران کودکی هستند و هر کدام از آنها می‌توانند روی ذهن کودک چنان تاثیر بگذارند که تا بزرگسالی پابرجا بماند.
یکی از افرادی که توانست نام خود را برای همیشه در دنیای کودکان دنیا ثبت کند «والت دیسنی» بود. او به خوبی با رویا‌های کودکان آشنا بود و انیمیشن‌های مطرح و ماندگاری را ساخت. در این گزارش به بعضی از ساخته‌های او اشاره می‌کنیم و به این پرسش‌ها می‌پردازیم که چرا ماندگار شده‌اند و چه پیامی برای کودکان دنیا داشته‌اند.
 تاثیر انیمیشن های معروف روی ذهن کودک
دیو و دلبر: زیبایی به ظاهر نیست
دیو و دلبر، فیلمی که در ۲۲ نوامبر سال ۱۹۹۱ میلادی توسط والت دیسنی پیکچرز ساخته شده، برگرفته از داستان دیو و دلبر اثر «ژنی ماری لی پرنس دی بیومونت» است. این پویانمایی برنده چند جایزه از ‌جمله جایزه اسکار بهترین ترانه و موسیقی شده‌ است. ابتدای داستان، یک زن گدا یک شاهزاده جوان بدرفتار را نفرین و او را به یک دیو زشت تبدیل می‌کند، زن جادوگر به او یک آینه جادویی که او را از حوادث مطلع می‌کند و یک گل رز می‌دهد که تنها تا بیست‌ویکمین سال تولدش شکوفه می‌دهد، او باید تا آن هنگام عشق واقعی را حس کند تا نفرین را بشکند وگرنه تا پایان عمر همان جانور زشت باقی خواهد ماند.
در سویی دیگر دختری زیبا به‌ نام بل همراه پدر مخترعش موریس زندگی می‌کند. آخرین اختراع موریس یک ماشین چوب خردکن است و هنگامی که او از طریق جنگل برای به نمایش گذاشتن اختراعش در نمایشگاهی می‌رود، گرگ‌ها وی را تعقیب و او را به قصر هدایت می‌کنند و دیو او را زندانی می‌کند. بل دنبال پدرش می‌رود و با دیو برخورد می‌کند و دیو پس از مدتی که او و پدرش را زندانی کرد، عاشق بل می‌شود و عشق واقعی را حس می‌کند و نفرین شکسته می‌شود. یکی از ویژگی‌های این انیمیشن این است که کودکان به خوبی متوجه می‌شوند که مهربانی کردن و خوب بودن چقدر می‌تواند در ارتباط با دیگران موثر باشد و همین زبان یعنی مهربانی می‌تواند یک غول را رام کند.
سفیدبرفی و هفت کوتوله
انیمیشن سفیدبرفی و هفت کوتوله در سال ۱۹۳۷ میلادی به کارگردانی «دیوید هند» و براساس افسانه متل آلمانی به قلم برادران گریم ساخته شده است. این فیلم از نگاه انجمن فیلم آمریکا، برترین فیلم جهان در سبک پویانمایی (انیمیشن) است. سفیدبرفی و هفت کوتوله اولین انیمیشن طولانی از مجموعه انیمیشن‌های کلاسیک والت دیسنی است. داستان این فیلم از اینجا شروع می‌شود که در یکی از شب‌های سال ۱۹۳۴ میلادی والت دیسنی انیماتورهای خود را جمع کرد و به آنها گفت که می‌خواهد انیمیشنی بسازد. منتقدان باور داشتند که چون این انیمیشن بیش از ۸ دقیقه است پس برای موفقیتش نمی‌توان امیدی داشت اما دیسنی تصمیم گرفته بود انیمیشنی بلند بسازد و انیماتورها دست به کار شدند.
انیمیشن «سفیدبرفی و هفت کوتوله» ۳ سال زمان برد و منابع عظیم مالی شرکت را به اتمام رساند تا اینکه در کریسمس سال ۱۹۳۷ میلادی روی پرده رفت. این انیمیشن این پیام را برای کودکان دنیا دارد که نیروی عشق، همبستگی و تلاش انسان را به آرزوها و آمالش می‌رساند و در این بین همکاری ۷ کوتوله با یکدیگر نشان از همکاری و ارتباط دوستانه است که بسیار زیبا به تصویر کشیده شده است.
یادگیری مشاهده‌ای و تاثیر رسانه‌ها در رفتارهای کودکان
آموزش و فراگیری رفتارهای جدید در کودکان، بیشتر از آنکه از طریق آموزش مستقیم کلامی شکل بگیرد، از طریق مشاهده رفتارهای دیگران و الگوبرداری از آنها صورت می‌پذیرد، بنابراین والدین اگر ساعت‌ها هم در مورد رفتارهای مناسب با کودکان صحبت کنند، یادگیری زمانی خواهد بود که کودکان رفتارهای مناسب و مهارت‌های لازم مانند همدلی، جرات‌ورزی، ارتباط موثر و… را مشاهده کنند و با تقلید و الگوسازی از روی آنچه مشاهده می‌کنند، بیاموزند.
نظریه یادگیری مشاهده‌ای که به یادگیری از راه مشاهده، تقلید و الگوبرداری اشاره می‌کند، برای اولین بار توسط «آلبرت بندورا» روان‌شناس ارائه شده و یکی از موثرترین و فراگیرترین روش‌های یادگیری رفتاری است که حتی از طریق رسانه‌هایی مانند تلویزیون، سینما و تئاتر، تاثیر خود را می‌گذارد و اهمیت رسانه‌هایی مانند تلویزیون، تئاتر و سینما و انتخاب محتوای قصه‌هایی که از راه‌های مختلف برای کودکان مورد نمایش قرار می‌گیرد را نشان می‌دهد. در نگاهی کلی به قصه‌هایی که ماندگار شده‌اند، می‌توان به وضوح دریافت قابلیت تقلید و الگوبرداری از شخصیت‌های اصلی داستان یکی از رکن‌های اساسی ماندگاری این داستان‌ها هستند. بنابراین توجه به داستان‌های کهن و فاخر ایرانی مانند شاهنامه فردوسی و ساخت انیمیشن‌هایی با این مضامین و اجرای نمایش‌های مرتبط می‌تواند به تربیت کودکان ما کمک کند. مثلا انیمیشن باخانمان که شخصیت اصلی داستان با به نمایش گذاشتن مهارت‌های فردی مناسب با مشکلات مواجه می‌شود می‌تواند الگویی مناسب برای کودکان باشد.
یخ‌زده: ملکه‌ای در قلب کودکان
منجمد یا یخ‌زده یک فیلم موزیکال آمریکایی ساخته والت دیسنی پیکچرز است. این فیلم بر پایه رمان ملکه برفی اثر نویسنده مشهور «‌هانس کریستیان آندرسن» ساخته شده است. یخ‌زده در مدت کوتاهی توانست به پرفروش‌ترین پویانمایی تاریخ تبدیل شود و در رتبه ۷ فهرست پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما قرار بگیرد. داستان فیلم با تعدادی یخ‌شکن که در حال جمع‌آوری یخ از روی یک دریاچه منجمد در نقاط سردسیر نروژ در آرندال هستند، آغاز می‌شود. میان آنها یک پسربچه ۸ ساله که «کریستوف» نام دارد همراه گوزن شمالی کم‌سن خود «سون» سعی در جمع‌آوری یخ دارد. یخ‌شکنان پس از جمع‌آوری یخ کافی به سوی شهر حکومتی «ارندل» رهسپار می‌شوند. درست در همان زمان در کاخ ارندل دو شاهزاده خردسال زندگی می‌کنند.
پرنسس «آنا» خواهر بزرگ‌تر خود «السا» را دیروقت از خواب بیدار می‌کند تا با او برف بازی کند زیرا السا دارای قدرتی جادویی است که می‌تواند به‌وسیله آن برف و یخ تولید کند. آن دو به یکی از سالن‌های بزرگ کاخ می‌روند و شروع به بازی می‌کنند. حین بازی، وقتی السا می‌خواهد از سقوط آنا جلوگیری کند، به‌طور اتفاقی با یکی از اشعه‌های یخی خود به سر آنا ضربه می‌زند و باعث می‌شود او بی‌هوش شود. السا، مادر و پدرش را صدا می‌کند و پادشاه و همسرش همراه السا و آنای بیهوش، برای حل این مشکل، شبانه به سوی «دره سنگ زنده» جایی که ترول‌ها، موجودات سنگی کوچک با قدرت‌های خاص خود سکونت دارند، رهسپار می‌شوند.
بین راه کریستوف با گوزن کوچکش، سون، در حال بازگشت بودند، اما وقتی می‌بینند که ردی یخی پشت سر اسب‌های پادشاه و ملکه باقی می‌ماند، به تعقیب آنها می‌پردازند. آنا به کمک ترول‌ها به هوش می‌آید اما قدرت السا باعث ایجاد ترس در پادشاه و ملکه می‌شود. «پبی بزرگ» که بسیار دانا و رئیس تمام ترول‌هاست، به آنها می‌گوید شانس آورده‌اند که یخ به قلب آنا اصابت نکرده زیرا قلب به آسانی درمان نمی‌شود. پادشاه تصمیم می‌گیرد تا زمانی که السا یاد بگیرد قدرتش را کنترل کند، دروازه‌های کاخ را بسته و قدرت او را از همه مخفی کند و تا آن موقع دو خواهر را از یکدیگر جدا کند.
چند سال بعد زمانی که آنا در سن ۱۵ سالگی و السا در سن ۱۸ سالگی قرار دارند، پادشاه و ملکه با کشتی به سفر می‌روند، اما کشتی آنها در توفان غرق می‌شود و السا مجبور به پذیرفتن حاکمیت می‌شود و به دنبال آن مشکلات زیادی برای خودش و مردم کشورش ایجاد می‌کند که ناشی از عدم کنترل قدرت جادویی‌اش است. در پایان داستان السا بالاخره متوجه می‌شود که کلید کنترل قدرتش که مدت‌ها دنبال آن بوده، در واقع عشقی حقیقی است. او به‌وسیله عشق تمام برف شهر را آب می‌کند و خساراتی که زمستان فناناپذیرش به شهر وارد کرده بود، در یک لحظه ناپدید می‌کند و تابستان دوباره به جریان می‌افتد و خورشید دوباره تابناک می‌شود. این داستان فانتزی به کودکان می‌آموزد که دنیا بدون عشق و مهربانی جای سرد و یخ‌زده‌ای است که پر از تاریکی و سکوت است و وقتی انسان با عشق ورزیدن به دیگران و کمک به آنها زندگی کند، گرمای مطبوعی در زندگی‌اش ایجاد می‌شود.
سیندرلا: صبوری و امید به آینده
سیندرلا نام داستانی افسانه‌ای و محبوب و بازگوکننده افسانه‌ای قدیمی است که ده‌ها گونه متفاوت از این نوع در همه ‌جای دنیا وجود دارد. محبوب‌ترین این داستان‌ها به قلم نویسنده فرانسوی، «شارل پرو» در سال ۱۶۹۷ میلادی به رشته تحریر درآمده است. به‌طور کلی واژه «سیندرلا» به معنی کسی است که پس از دورانی از گمنامی و بی‌خبری ناعادلانه، به کامیابی و سرشناسی می‌رسد. کمپانی والت دیسنی در سال ۱۹۵۰ میلادی یک فیلم کارتون مشهور براساس همین داستان ساخته است. این انیمیشن هنوز که هنوز است با کودکان سراسر دنیا ارتباط برقرار می‌کند و در این انیمیشن کودکان به خوبی با مفهوم صبر و امید داشتن به آینده آشنا می‌شوند.
معرفی والت دیسنی: مرد رویاهای کودکانه
«والت دیسنی» (که نام واقعی‌اش والتر الیا دیزنی بود)، در ۵ دسامبر سال ۱۹۰۱ میلادی در شهر شیکاگو و در یک خانواده کشاورز به دنیا آمد. پدرش ایرلندی و مادرش اهل آمریکا بود. «والت» چهارمین فرزند از ۵ فرزند «الیا» و «فلورا» دیزنی بود. به‌دلیل تفاوت سنی بسیار زیادی که میان برادران و خواهرانش وجود داشت، میان او و «روی» (یکی از برادران والت) صمیمیت و پیوندی تنگاتنگ به وجود آمد. بعدها «روی» یکی از شرکای والت در کمپانی بزرگ «والت دیزنی» شد. «والت» در سن ۱۳ سالگی، تحصیلات خود را در رشته نقاشی آغاز کرد و در دوران دبیرستان نیز همین رشته را ادامه داد.
هنگامی که در دبیرستان مشغول انتشار یک نشریه گرافیکی بود، جنگ‌جهانی اول شروع شد، اما از آنجایی که به سن قانونی (۱۸ سال) نرسیده بود، نتوانست در جنگ شرکت کند بنابراین، در صلیب سرخ به‌عنوان راننده مشغول به کار شد. سپس به فرانسه رفت و در آنجا نقاشی و کارهای گرافیکی روی ماشین‌های صلیب سرخ را برعهده گرفت.
بعد از جنگ‌جهانی اول، در مطبوعات مختلف به‌عنوان نقاش و کاریکاتوریست مشغول به کار شد. در سال ۱۹۲۰ میلادی، والت و یکی از همکارانش به نام «آیورک» برای اولین بار در ساخت یک فیلم کارتونی در کانزاس‌سیتی شرکت کردند. والت با یک دوربین عاریتی در یک گاراژ شروع به آزمایشات مختلف کرد. کار در این گاراژ، تجربه‌ای برای موفقیت‌های بعدی و ایده‌های بزرگ‌تر وی برای ساخت فیلم کارتونی شد.
دیزنی از این نقطه، راهی را آغاز کرد که پایانش درخشش و شهرت عالمگیر وی بود و دریچه‌ای به دنیایی دیگر گشود؛ دنیایی که سادگی‌هایش نه‌تنها برای کودکان، بلکه برای بزرگ‌ترها نیز جذابیتی چشمگیر داشت.
اولین فیلم کارتونی که دیسنی ساخت، از نظر مالی برای او فاجعه به بار آورد و نتوانست موفقیتی کسب کند. با این حال وی قصد داشت ساختن فیلم‌های کارتونی را ادامه دهد. بنابراین، در جولای ۱۹۲۳ میلادی در حالی که فقط ۴۰ دلار در جیب داشت، به ‌هالیوود رفت و ساخت کارتون را آغاز کرد. در آنجا، بعد از اینکه چند بار با عدم موفقیت روبرو شد، بالاخره استودیوی جدیدی را راه‌اندازی کرد که در آن فیلم‌های کارتونی و واقعی تولید می‌شد. سرمایه اولیه این استودیو را برادرش «روی» در اختیار او قرار داد.
این استودیو که در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۳ میلادی تاسیس شد، کمپانی «والت دیسنی» نام گرفت. نخستین کار بزرگش آفرینش چهره‌ای به نام «میکی‌ماوس» بود. اولین فیلم این کمپانی با نام «آلیس در سرزمین عجایب» ۲ روز بعد از تاسیس آن پدید آمد. دیسنی خود شخصا ۱۵۰۰ نقاشی مختلف برای ساخت قسمت اول این سریال کارتونی تهیه کرد. از سال ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۶ میلادی نزدیک به ۶۰ قسمت از سری فیلم‌های «آلیس» ساخته شد. از سال ۱۹۲۸ میلادی یعنی از زمان ظهور فیلم‌های ناطق بر پرده سینما، فیلم‌های کارتونی والت دیسنی مورد توجه همه مردم و همه سنین بوده است. «کشتی بخار ویلی» که اولین فیلم کوتاه ناطق والت دیسنی است، در سال ۱۹۲۸ میلادی ساخته شد و میکی‌ماوس نخستین شخصیت کارتونی خلق‌شده توسط او در قالب حیوان بود. دیسنی و کمپانی‌های مختلف آن، به‌دلیل فیلم‌ها، کارتون‌ها و تکنیک‌های نوین فیلمسازی، موفق به دریافت ۴۸ جایزه اسکار از طرف «آکادمی علوم و هنر تصاویر متحرک» شدند.
علاوه بر این، کمپانی دیسنی بارها و بارها از طرف مجامع هنری مختلف آمریکایی و بین‌المللی مورد تجلیل قرار گرفت. این هنرمند که ۳۰ جایزه اسکار را از آن خود کرد، در سال ۱۹۶۶ میلادی در شهر لس‌آنجلس درگذشت. او در ۱۵ دسامبر ۱۹۶۶ میلادی به‌دلیل سرطان ریه در کالیفرنیا چشم از جهان فرو بست. یک سال بعد، ساخت و ساز استراحتگاه والت دیسنی در فلوریدا آغاز شد. برادرش روی دیسنی، قلمرو پادشاهی سحر و جادو که یکی از اولین ساخته‌های ۴ پارک تفریحی دیسنی است را در ۱ اکتبر ۱۹۷۱ میلادی افتتاح کرد.
پینوکیو: دروغ گفتن ممنوع!
ماجراهای پینوکیو رمانی ایتالیایی نوشته «کارلو کلودی» است که در قرن ۱۹ نوشته شده است. شخصیت اصلی این رمان آدمکی چوبی به نام پینوکیو (به ایتالیایی: Pinocchio) است و دماغ چوبی این شخصیت تخیلی مشخصه بارز او است.
در سال ۱۸۸۱ میلادی پینوکیو در یک مجله کودکان ایتالیایی توسط «کارلو لورنزینی» چاپ شد. نام مستعار او «کارلو کلودی» بود که این نام را از روستای زادگاه مادرش وام گرفته بود. او از کودکی عاشق الاغ‌ها بود و تمامی کاردستی‌ها و نقاشی‌هایش از این حیوان بود. کارلو با وجود روزنامه‌نگاری در مطبوعات لیبرال، سر از نوشتن برای بچه‌ها درآورد. او در ۲۴ نوامبر ۱۸۲۶ میلادی متولد شد و در ۱۸۹۰ میلادی در ۶۴ سالگی درگذشت و نفهمید که پینوکیوی او در کتاب‌های درسی ایتالیا برای بچه‌ها چاپ شد. در ایتالیا پارک بزرگی به نام پینوکیو برای بچه‌ها وجود دارد که پر است از مجسمه‌های این آدمک چوبین.
امروزه از پینوکیو برای انواع تبلیغات استفاده می‌شود، حتی برای نشان دادن دروغگویی سیاستمداران و اعتراض به سیاست و وعده‌های دروغین دولتمردان‌ در بسیاری از موارد از این آدمک چوبی استفاده می‌شود. ماجراهای پینوکیو در ایتالیا چنان مورد استقبال قرار گرفته که تدریس بخش‌هایی از آن جزو برنامه مدارس آن کشور قرار گرفته ‌است.
پینوکیو به صورت عروسک‌های کوچک خیمه‌شب‌بازی یکی از معروف‌ترین سوغاتی‌های ایتالیاست. داستان در مورد پیرمرد نجاری به نام پدر ژپتو است که بچه‌ای ندارد و تنهاست. او ‌همراه یک گربه و دارکوب زندگی و با درست کردن اشیای چوبی امرار معاش می‌کند. او با درست کردن عروسکی چوبی به اسم پینوکیو باور می‌کند که کودکی دارد. فرشته‌ای مهربان وقتی متوجه آرزوی قلبی پیرمرد می‌شود، با زنده کردن عروسک آرزوی پیرمرد را برآورده می‌کند. مدتی می‌گذرد، پدر ژپتو پینوکیو را به مدرسه می‌فرستد اما او در راه مدرسه از روی سادگی و خوش‌قلبی گول روباه مکار و گربه نره را می‌خورد و به تماشای نمایش خیمه‌شب‌بازی می‌رود و روباه مکار او را به صاحب خیمه‌شب‌بازی می‌فروشد.
پینوکیو ‌همراه آنها از شهری به شهر دیگر می‌رود و ستاره نمایش خیمه‌شب‌بازی می‌شود؛ تا اینکه فرار می‌کند اما در راه خانه، باز فریب روباه مکار را می‌خورد و سکه‌هایی را که از صاحب خیمه‌شب‌بازی گرفته بود از دست می‌دهد او بارها گول آنها را می‌خورد ولی باز هر بار با سادگی و خوش‌قلبی به آنها اعتماد می‌کند؛ تا اینکه سرانجام برای یافتن پدر ژپتو به دریا می‌رود و او را در شکم نهنگ پیدا می‌کند و نهایتا پس از اینکه با شجاعت پدر ژپتو را نجات‌ می‌دهد توسط پری مهربان به انسان تبدیل می‌شود.

ادامه مطلب و دانلود کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۴
no alt

کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۰

سه شنبه، ۲۱ شهریور ۱۳۹۶
10 views
۰دیدگاه
نوشته:مدیریت
Ariol Episode 10 - Ariol plante un arbre

کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۰ 

دانلود کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۰

دانلود رایگان کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۰

نام لاتین:

Ariol Episode 10 – Ariol plante un arbre

توضیحات:

اگر به روزهای شیرین و عروسکی کودکیتان برگردید، حتما به خاطر می‌آورید که آن روزها شما را از چه می‌ترساندند: <لولو>، <بچه دزد>، <کیسه به دوش>، <هیولا>، <یه سر و دو گوش>، <نمکی….> 
در ذهن بسیاری از کودکان این شخصیت‌های غیرواقعی جان می‌گیرند و می‌شوند دلیلی برای ترس کودکان. در کنار همه اینها، بازی‌های کامپیوتری خشن، فیلم‌های ترسناک، هیولاها و موجودات عجیب‌ و غریب کارتون‌های جدید، دلیلی دیگر برای ترس کودکان این دوره و زمانه‌است. 
کارتون‌های قدیمی پر بود از حیوانات مهربان جنگل، موسیقی، دوستی و مهربانی. اما این روزها شرکت‌های کارتون‌سازی و سازندگان بازی‌های رایانه‌ای، برای نوآوری و در دست گرفتن بازار فروش به خلق موجودات عجیب و غریبی روی آورده‌اند که دارای قدرت‌هایی فراتر از موجودات عادی هستند. موجوداتی که یک چشم بزرگ دارند، صدها دست و پا دارند، هیبت‌هایی بزرگ و پرمو دارند و صداهای مهیب از خود در می‌آورند، برروی ذهن و روان کودکان اثرات نامطلوبی به جا گذاشته و موجب ترس و دلهره‌ گاه و بیگاه کودکان می‌شوند. 
ترس کودکان از شخصیت‌های کارتونی، فیلم و بازی رایانه‌ای چگونه به وجود می‌آید و چگونه می‌توان به کودکان کمک کرد تا از این ترس‌ها گذر کنند؟ نتایج یک تحقیق که برروی بیش از ۲هزار دانش‌آموز کلاس دوم تا هشتم در <اوهایو> انجام شد، نشان داد که هر چه بر تعداد ساعات تماشای تلویزیون در شبانه روز افزوده شود، بروز علایم ناراحتی روانی از قبیل عصبانیت، ترس و استرس در کودکان افزایش خواهد یافت. نتایج یک تحقیق دیگر برروی ۵۰۰ کودک کودکستانی نیز نشان دارد؛ افراط در تماشای تلویزیون و داشتن تلویزیون در اتاق خواب، موجب اختلال در خواب کودکان می‌شود. تقریبا ۹۰درصد از والدین این کودکان تاکید داشتند که کودکشان حداقل یکبار در هفته دچار کابوس می‌شود. جالب است بدانید نتایج یک پژوهش نشان داده‌است، ۶۲ درصد والدین کودکان ۲تا‌۷ساله گفته‌اند که کودکان آنها از چیزی در یک برنامه تلویزیونی، فیلم یا کارتون، می‌ترسند. 
تحقیقاتی شبیه به این و بسیاری از گزارش‌های دیگر نشان می‌دهند، بسیاری از افراد، منشا ترس بلند مدت خود از حیوانات خاص مانند سگ‌ها، گربه‌ها و حشرات را تماشای تصاویر کارتونی نظیر <آلیس در سرزمین عجایب> و <دیو و دلبر> یا تماشای فیلم‌های ترسناک در دوران کودکی‌شان دانسته‌اند. 
پدران و مادران باید به این نکته توجه کنند که اثرات این تصاویر، به فکر و مغز ختم نمی‌شود، بلکه اختلال خواب به دلیل این ترس‌های واهی، کودکان را به سمت بیماری‌های جسمی و اختلال در انجام تکالیف مدرسه سوق می‌دهد. 
● ترس بچه ها، واقعی یا مجازی؟ 
هر چه سن کودک بالاتر می‌رود، اهمیت ظاهر تصاویر کمتر می‌شود. کودکان پیش‌ دبستانی از چیزهایی که ظاهر ترسناک دارند ولی واقعا بی‌ضرر هستند (مانند ET، موجود فرازمینی مهربان ولی با ظاهری عجیب و غریب) بیشتر از چیزهایی که جذاب به نظر می‌رسند ولی واقعا خطرناکند‌، می‌ترسند. 
برای کودکان بزرگتر که به دبستان می‌روند و ۶ تا ۱۱ ساله هستند، ظاهر نسبت به رفتار یا خطرناک بودن شخصیت آن، اهمیت کمتری دارد. کودکان وقتی بالغ می‌شوند، از واقعیت‌ها بیشتر ناراحت می‌شوند و نسبت به خطرات غیرواقعی به تصویر کشیده شده در فیلم‌ها، کمتر حساسیت نشان می‌دهند. کودکان در سال‌های آغاز دوره راهنمایی بیشتر از صحنه‌های جنایت و خونریزی در فیلم‌ها و رسانه‌ها، دچار هراس و استرس می‌شوند. 
● خوب و بدکارتون‌ها 
گرچه هنوز هم برخی پژوهشگران و کارشناسان عقیده دارند، رفتارهای خشونت‌آمیز کارتون‌ها و شخصیت‌های ترسناک آنها، به دلیل کمدی بودن و غیرواقعی بودن، فقط موجب سرگرمی کودکان شده و هیچ اثر مخربی برروی ذهن و فکر کودک به جا نمی‌گذارند، ولی نتایج مطالعات و تحقیقات گسترده دیگر، عکس این مطلب را ثابت می‌کنند. یکی ازنخستین مطالعاتی که در این زمینه انجام شد، بررسی ۲۴ کودک بود که ۱۲ نفر از آنها کسانی بودند که بخش‌های خشونت‌آمیز کارتون <وودی وودپگر> را می‌دیدند و به آن علاقه‌مند بودند و مابقی افرادی بودند که روز خود را با دیدن کارتون <مرغ قرمز>، کارتونی که اصلا صحنه خشونت‌آمیز ندارد، می‌گذراندند. پس از اتمام مشاهده کارتون، کودکان به اتاقی هدایت شدند تا چندین ساعت با یکدیگر تنها باشند و بازی کنند. 
نتایج مشاهده پژوهشگران نشان داد کودکانی که کارتون <وودی> را می‌دیدند بیش از گروه دیگر تمایل به ضربه زدن به دیگران، جنگ و گریز و خراب کردن اسباب بازی‌ها داشتند و این ناشی از همان تاثیر نامرئی کارتون‌ها و فیلم‌ها بر فکر و رفتار کودکان است. 
● نترس، عزیزم! 
همه کودکان در زندگی خود با حوادث واتفاقات ترسناک مواجه می‌شوند، از صحنه‌های خشن فیلم‌ها گرفته تا موجودات غیرواقعی که والدین برای ترساندن کودکانشان از آنها نام می‌برند. بسیاری از پدران و مادران تمام تلاششان را می‌کنند تا کودکشان را از شرایط هراس‌آور، دور نگه دارند ولی محافظت از کودکان در برابر این احساسات به صورت ۱۰۰درصد امکان‌پذیر نیست، به خصوص تصاویری که از رسانه‌ها پخش می‌شود و کودک هرروز با آنها در تماس است. والدین باید توجه کنند، ترس‌های کودکان با هم متفاوت است. 
یک کودک ۲ ساله ممکن است از صدای مهیب رعد و برق، کامیون و قطار فیلم‌ها دچار هراس شود ولی یک کودک ۴ ساله از هیولای کارتونی که زیر تخت و یا داخل کمد لباسش پنهان شده می‌هراسد. بنابراین به عنوان نخستین قدم باید عوامل مختلف هراس و ترس کودکان شناسایی شوند. 
والدین باید بپذیرند، ترس بخشی از زندگی کودک است و می‌توان با صبر و ملایمت به کودک کمک کرد تا از این تنش‌ها و اضطراب‌ها گذر کند. شاید در ذهن شما، شخصیت‌های کارتون‌ها و فیلم‌‌ها، دروغین و غیرواقعی باشند ولی در ذهن کودک کاملا زنده و واقعی هستند و درصورتی‌که هراسی از آنها داشته باشند نیز این ترس کاملا واقعی و ملموس است. اگر والدین با کودک خود همدلی کنند و در شرایطی که ترس بر او غلبه کرده است، در کنارش باشند، کودک می‌فهمد که هر قدر هم ناراحت و آشفته باشد، دو پشتیبان قدرتمند در کنار او هستند که علاوه بر حمایت، او را درک می‌کنند. 
● ۷ فرمان برای عبور از ترس 
۱) ‌‌تحقیر و تمسخر ممنوع 
به‌خاطر داشته باشید، نباید به کودکان به خاطر ترسشان خندید و یا آنها را تحقیر کرد. این ترس ممکن است از هیولای فیلم کارتونی که داخل کمد پنهان می‌شود تا هراس از آسیب موجودات فضایی باشد. شما هرگز نباید با گفتن جملاتی مانند <تو چقدر ترسویی> یا <مگر هیولا هم ترس دارد؟> کودک را مورد قضاوت و داوری قرار دهید. چرا که همه این شخصیت‌ها در ذهن کودک، زنده و واقعی هستند. 
۲) بگذارید حرف بزند 
به کودکان فرصت دهید درباره آنچه از آن می‌ترسند با شما صحبت کنند. صحبت کردن از شخصیت‌های ترسناک به کودک این امکان را می‌دهد که با ترس خود روبه‌رو شود و از آن گذر کند. به جای اینکه بپرسید <چرا می‌ترسی؟> با همدلی و مهربانی به حرف‌های کودک گوش دهید. 
۳) حرفش را تصدیق کنید 
سعی کنید با صمیمت، احساسات آنها را درباره موضوع ترسشان مورد تایید قرار دهید. گفتن جملاتی مانند <بله عزیزم، می‌دانم که تو از این موضوع می‌ترسی> و یا اینکه<>می‌دانم برای این از تنها خوابیدن می‌ترسی که مبادا موجودات فضایی تو را با خود ببرند> به شما کمک خواهد کرد که به فرزندتان اطمینان و آرامش خاطر دهید. 
۴) حالا‌ واقعیت را بگویید 
به کودکتان کمک کنید به تدریج با واقعیت روبه رو شود و بر شرایط پیرامون خود و احساساتش تسلط و کنترل پیدا کند، چون اگر این شرایط ادامه پیدا کند ممکن است این ترس‌در وجود کودک تثبیت شود و در آینده دردسرساز شود. 
۵) صفت‌های بد ممنوع 
هیچ‌گاه کودک را به خاطر ترسش، در بین دوستان و آشنایان، <بزدل> و <ترسو> خطاب نکنید. مطمئن باشید اینکار نه تنها ترس را از او دور نخواهد کرد بلکه اعتماد به نفس او را هم تهدید خواهد کرد. کودک برای مقابله با ترس‌های خود به اعتماد نفس و حمایت و محافظت اطرافیان و به ویژه پدر و مادرش نیاز دارد. 
۶) خط قرمز تعیین کنید 
اگر می‌دانید کودک شما ازکدام شخصیت فیلم و کارتون می‌ترسد و یا کدام نوع فیلم او را می‌ترساند، طوری برنامه‌ریزی کنید که او این برنامه‌ها را نبیند. شما حتی می‌توانید این فیلم‌ها و کارتون‌ها را قبلا به تنهایی نگاه کنید و بعدا در صورتی که مطمئن شدید، صحنه وحشتناکی ندارد، به کودک اجازه دیدن آن را بدهید. به عنوان مثال اگر کودک شما از جن و روح می‌ترسد، به او اجازه ندهید فیلم‌هایی را که این پدیده‌ها جزء شخصیت‌های آن هستند، تماشا کند. 
۷) برایش قصه بگویید 
قصه‌ها و کتاب‌های داستانی که مخصوص کودکان است، پر از شخصیت‌های دوست داشتنی و محبوب کودکان است که با شخصیت‌های بد و پلید با شجاعت می‌جنگند و مبارزه می‌کنند و در نهایت پیروز می‌شوند. 
در داستان <جک و ساقه لوبیا> که داستان مبارزه یک کودک با یک غول است و یا در <سفید برفی> که موجوداتی دوست‌ داشتنی با جادوگر سیاهپوش، با شجاعت روبه‌رو می‌شوند و در نهایت پیروز می‌شوند، کودک خود را در جایگاه شخصیت محبوب داستان قرار می‌دهد و با شجاعت و اعتماد به نفس در مقابل شخصیت بد و ترسناک قرار می‌گیرد و از ترسش گذر می‌کند. در حقیقت شجاعت قهرمان داستان به کودک می‌آموزد که شجاع و قهرمان باشد.

ادامه مطلب و دانلود کارتون آموزش زبان فرانسوی آریول قسمت ۱۰
no alt

کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۳

سه شنبه، ۱۴ شهریور ۱۳۹۶
389 views
۰دیدگاه
نوشته:مدیریت
Ariol Episode 3 - Le jeu idiot

 کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۳

دانلود کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۳

دانلود رایگان کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۳

نام لاتین:

Ariol Episode 3 – Le jeu idiot

توضیحات:

تلویزیون یکی از وسایل ارتباط جمعی است که از قدرت زیادی در فرآیند ارتباط اجتماعی برخوردار است و به خانه‌هایی که کودکان کم‌ سن و سال در آنها زندگی می‌کنند، به سرعت نفوذ می­ کند. حضور گسترده تلویزیون از نظر کمّی در منازل، داشتن تصویر، وجود شبکه‌های متعدد برای پخش برنامه‌های متنوع، شکسته شدن مرزهای جغرافیایی توسط این وسیله با استفاده از ماهواره ­ها، سهل‌الوصول و ارزان بودن آن نسبت به برخی از وسایل ارتباط جمعی دیگر، به تلویزیون در میان وسایل ارتباط جمعی موقعیت ممتازی بخشیده که از این جهت، نظر محققان را به خود جلب کرده است.

ظرفیت این رسانه در انتقال سریع و ساده پیام های گوناگون، استفاده از آن را برای طیف وسیعی از مخاطبان اعم از کوچک و بزرگ، فراهم کرده است.

مخاطبان، تأثیرات تربیتی خاصی را از تلویزیون دریافت می کنند. پیام هایی که از تلویزیون به مخاطب می رسد، به طور مستقیم یا ضمنی بینش ها، نگرش ها و الگوهای ویژه  را به وی ارائه می کند.این نوع استفاده از تلویزیون می تواند نقش مهمی در شکل گیری شخصیت افراد داشته باشد و با گذشت زمان ممکن است ساختار ذهنی افراد و الگوی رفتاری آنان، منطبق با الگوهای دریافت شده از تلویزیون سامان یابد.

 کارشناسان معتقدند کودکان بیش از دیگر مخاطبان از تلویزیون تأثیر می گیرند. چون ذهن کودک ساده و فاقد توانایی تجزیه و تحلیل پیام های این رسانه است. ازاین رو، کودکان بدون هیچ پناهی در برابر رسانه های جمعی قرار می گیرند و سخت متأثر می شوند.

در بررسی نقش تلویزیون در تربیت، «نظریه پرورش» می تواند به خوبی زوایای نقش آفرینی تلویزیون را در تربیت نشان دهد. طبق این نظریه، هنگامی که ما از سهم مستقل تلویزیون بحث می کنیم، مقصود این است که گسترش برخی دیدگاه ها، باورها و نگرش ها و حفظ و نگهداری آنان، می تواند از پیام های تلویزیونی و در اثر استفاده زیاد از این رسانه، تحقق یابد.

گربنر که نظریه پرداز این تئور است، معتقد است بینندگانی که ساعات زیادی را به تماشای تلویزیون می پردازند، اطلاعات و ایده های خاصی را رده بندی می کنند. از نظر تربیتی، آنچه که در اثر تماشای تلویزیون برای مخاطب پدید می آید، گربنر آن را «پرورش» می نامد. طبق نظریه پرورش، تلویزیون منبع مهمی در تولید ارزش های اجتماعی، ایدئولوژی ها و دیدگاه هاست.

آثار مثبت و منفی تلویزیون

بیشتر تحقیقات انجام شده درباره تلویزیون در داخل و خارج از کشور به تأثیر آن بر مخاطبان کودک و نوجوان پرداخته‌ است. یکی از دانشمندان علوم اجتماعی می‌گوید: «این اعتقاد که تلویزیون بد است، در بعضی موارد، یک نظریه بسیار متحجرانه است که بخشی از جامعه و فناوری امروزی را به نفع جوامع قدیم طرد می کند. در حالی که اغلب فرم‌های اجتماعی و فرهنگی به وسیله تلویزیون، درونی می ‌شوند».

به نظر عده‌ای دیگر از صاحب‌ نظران، تلویزیون نقش مؤثر و مثبتی را در جامعه ایفا می‌کند که می‌توان برخی از این آثار را چنین بیان کرد؛ باعث تنویر افکار می‌ شود، آموزش می دهد و ارشاد می کند،موجب پیشرفت جامعه و باعث وحدت خانوادگی می ‌شود.

صاحب‌نظران و محققان در مقابل آثار مثبت تلویزیون، به اثرات منفی آن نیز توجه جدّی نشان‌ داده‌اند که به طور مسلم این تاثیرات بر روی کودکان چند برابر است. برای نمونه، در یک نظرسنجی که در کشور فرانسه انجام شده است، ۵۱ درصد پاسخ‌گویان اظهار داشته‌اند تلویزیون باعث تنبلی کودک و نوجوان می شود و آنها را از کار کردن باز می دارد. 

دو نفر از اندیشمندان اجتماعی نیز با بررسی نگرانی شدید والدین و مسئولان تربیتی بیان کرده‌اند که بیشتر مطالعات در کشورهای پیشرفته نشان داده است والدین از اثرات منفی تلویزیون بر فرزندان خود نگرانند و می ‌گویند فرزندانشان از کنترل آنها خارج شده‌اند و نمی توانند میزان و نوع تماشای آنها را کنترل کنند.

محققان به آثار منفی تلویزیون در ابعاد گوناگون آن توجه کرده‌اند اما بیش از همه، خشونت ـ که محصول فیلم‌های خشن است و می‌تواند نوجوانان را بیشتر تحت تأثیر قرار دهد ـ نظر مطالعه‌کنندگان اثرات منفی تلویزیون بر کودکان و نوجوانان را به خود جلب کرده است. همچنین برنامه‌های هراس‌‌انگیز، خشن و سرشار از شرارت و آزار رسانی اصولاً در کودکان و نوجوانان اثرات نامطلوب هیجانی گذاشته و حالت اضطراب و نگرانی مفرط و نوعی دلواپسی را ایجاد کرده است.

یکی دیگر از آثار عمیق تلویزیون، قدرت تلفیقی آن است. تلویزیون با نمایش داستان‌ها و وقایع مختلف در اندیشه نوجوان تماشاگر نفوذ می ‌کند و او را به شیوه‌های گوناگون تحریک می ‌کند. بنابراین، از آنجایی که گرایش تلقین ‌پذیری کودک و نوجوان بیشتر است، به سادگی منحرف می شود و تحت تأثیر القائات تلویزیون قرار می گیرد.

 ابعاد تربیتی تلویزیون

الف) اعطای بینش

یکی از ابعاد کارکرد تربیتی تلویزیون، القای بینش هایی است که از این رسانه منعکس می شوند. مخاطبان رسانه تلویزیون، در اثر استفاده از برنامه های آن به دانش ها و بینش های نشر شونده از تلویزیون دست پیدا می کنند. گفته می شود که روند یادگیری و کسب معرفت از تلویزیون، در بیشتر وقت ها فارغ از قصد و نیت بیننده تحقق پیدا می کند.

افراد به ویژه کودکان، بیشتر برنامه های تلویزیون را همچون سرگرمی نگاه می کنند، نه به قصد کسب دانش و معرفت. ولی در عین حال، فرایند کسب دانش و بینش از تلویزیون، به صورت ناخودآگاه به وقوع می پیوندد.
کسب دانش و بینش مخاطبان از تلویزیون چه آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه، نشانگر موقعیت مهم تلویزیون در اعطای بینش های تازه به بینندگان یا تغییر اعتقادات آنان است.

در مواردی که رسانه تلویزیون، به القای بینش های خاص، همچون رسالتی برای خودش بنگرد، عمق و گستره تأثیر تلویزیون در این جهت، بیش از موارد دیگر خواهد بود. امروزه تلویزیون هایی که با این هدف برنامه پخش می کنند، رشدی فزاینده دارند.

ب) ایجاد گرایش

تأثیر تربیتی تلویزیون بر افراد، بیشتر به صورت چند بعدی به وقوع می پیوندد. یکی از ابعاد آن، تأثیر برنامه های این رسانه بر نگرش های مخاطبان است. محتوای تلویزیون، فضیلت های خاصی را به مخاطب القا می کند که مواردی از آن به صورت عقیده برای مخاطب درمی آید.

تردیدی نیست که پیام های رسانه تلویزیون، در انتقال نگرش های خاص خنثی عمل نمی کند، بلکه دربردارنده نگرش های خاصی برای مخاطب است. از طرف دیگر، پیام های تلویزیون زمانی تأثیرگذار است که زمینه های روانی و اجتماعی آن برای مخاطب فراهم شود.

بخش زیادی از برنامه های تلویزیون، سبک و سیاق عاطفی و انگیزشی دارد. از این رو، همیشه تلویزیون با نگرش های مخاطب درگیر است. از آن جا که بخش زیادی از مخاطبان تلویزیون کودکانند، تغییر نگرش های مخاطبان و ایجاد نگرش های تازه در آنان هم تشدید  می شود و هم با سهولت انجام می پذیرد.

ج) معرفی الگوهای رفتاری

تأثیر تربیتی تلویزیون، تنها در بخش های بینشی و گرایشی خلاصه نمی شود، بلکه در حیطه عمل هم، راه و روش خاصی را برای مخاطبانش عرضه و معرفی می کند.

نظریه موسوم به «مدل سازی»، سازوکار تأثیر تربیتی تلویزیون در حوزه رفتار را چنین بازگو می کند که بازیگران تلویزیون و شیوه های رفتار آنان در مواقع مختلف برای مخاطبان این رسانه به عنوان الگو عمل می کنند. مخاطبانی که از جاذبه های تلویزیون تأثیر می پذیرند، همیشه سعی می کنند در موقعیت های همسان با مواقعی که در تلویزیون مشاهده کرده اند، رفتارهایی را شبیه به رفتارهای بازیگران تلویزیونی از خودشان دهند.

اصطلاح مدل در این نظریه، هم شامل شخصیت های نمایش داده شده در تلویزیون می شود و هم رفتار آنان را دربرمی گیرد. این نظریه، تأثیرپذیری افراد از تلویزیون را ظریف و در مواردی فارغ از قصد و نیت مدیران رسانه توضیح می دهد. به این معنا که در مواردی ممکن است بینندگان چیزی را از تلویزیون به عنوان الگو برگزینند که مدیران رسانه قصد الگوسازی آن را نداشته اند.

سازوکار الگوگیری مخاطبان تلویزیون از رفتارهای به نمایش در آمده در آن رسانه، طبق نظریه مدل سازی، چنین بازگو شده است:

یک ـ تماشاگر، رفتار خاصی را از بازیگر رسانه مشاهده می کند.

دوـ مخاطب رفتار مشاهده شده را درک و حلاجی کرده، خود را در جای بازیگر قرار می دهد.

سه ـ پس از آن، تماشاگر در موقعیت های همسان با موقعیت های نمایش داده شده، شبیه رفتار بازیگر در آن موقعیت عمل می کند.

چهار- تکرار رفتارهای مشاهده شده، احساس رضایتمندی تماشاگر را به دنبال دارد و این مثل شرطی شدن عمل می کند. یعنی تماشاگر در مقابل تکرار رفتار نمایش داده شده، رضایت مادی یا معنوی یا هر دو را به دست می آورد. تقویت و ترغیب مثبت، احتمال تکرار آن رفتار را از سوی تماشاگر افزایش می دهد.

بنابراین در فرآیند شکل‌گیری شخصیت کودکان، بیشترین نقش متوجه الگوهای رفتاری است. چرا که یادگیری، اساس رفتار آدمی را تشکیل می ‌دهد. یادگیری‌های غیر مستقیم، ضمنی یا مشاهده‌ای، پایدارترین و مؤثرترین نوع یادگیری محسوب می ‌شوند و در این میان، مهم‌ترین نقش بر عهده الگوهای رفتاری است.

به عبارت دیگر، از آنجایی که تقلید و همانندسازی یکی از مهم‌ ترین روش‌های یادگیری در کودکان است، هر قدر الگوی رفتاری نزد کودکان از شخصیت محبوب‌تری برخوردار باشد، به رفتارهای کلامی و غیر کلامی آنها بیشتر توجه می ‌شود. از آنجا که آگاهی در سنین مختلف کودکی فرق می کند، نقش برنامه ­سازان در معرفی الگوها و ایجاد شناخت و درک کودک بسیار مهم است.

لزوم توجه والدین به محتوای برنامه های کودکان

هم اکنون که تلویزیون به ملزومات اصلی زندگی خانواده‌ها به ویژه خانواده‌های نوپا تبدیل شده است، پدر و مادر‌ها ـ که از این امکانات به عنوان وسیله‌ای برای پر کردن اوقات فراغت خانواده به ویژه کودکان استفاده می کنند ـ تلاش دارند به خیال خود برنامه‌های وی‌ژه‌ای را برای ایشان طراحی و تدارک ببینند. بیشتر خانواده‌ها بی هیچ نگرانی، کودک خود را در مقابل برنامه‌های پخش شده از تلویزیون یا ماهواره قرار می ‌دهند و هر روز به عنوان جایزه، یک سی دی انیمیش به او هدیه می دهند تا بقیه ساعت­های خالی خود را نیز مقابل دستگاه  و در حال تماشا بگذراند.

جالب است به این نکته توجه کنیم که این گونه برنامه‌ها که ویژه کودکان طراحی و تولید می شوند، از نظر حرفه‌ ای و صرف هزینه، به مراتب پیشرفته ­تر و گران­ تر از بسیاری تولیدات دیگر هستند. پرسش مهم این است که آیا هزینه‌های میلیاردی تولید این برنامه‌ها، تنها برای سرگرم کردن کودکان صرف می ‌شود؟

آیا تا کنون به محتوای این انیمیشن‌ها وفیلم ها توجه کرده‌ایم؟ به گفته محققان کودک در سنین سه تا پنج سالگی فقط بیننده است و هنوز قدرت تشخیص خوب و بد و تحلیل کافی را ندارد. برای همین، هر آنچه را می بیند به عنوان یک پدیده خوب و در عین حال، واقعی می پذیرد. در این میان، ابزارهای قدرتمند رسانه نیز به واقعی ‌تر نشان دادن این آثار کمک می کنند.

انیمیشن‌های فوق حرفه‌ای موجود در بازار و پخش شده در رسانه‌ها که حتی ذهن انسان بزرگ‌سال را در تشخیص واقعیت و مجاز دچار ابهام می کنند، به تدریج در ذهن کودکان رسوخ می کنند و مبانی تربیتی و فرهنگی او را در آینده شکل می دهند.

بیشتر این مؤلفه‌های فرهنگی، متأسفانه با فرهنگ بومی و باور‌های دینی ما هماهنگی ندارند. برای نمونه، تقریبا در همه این انیمیشن‌ها  که حتی در رسانه ملی نیز بارها پخش می ‌شوند و متأسفانه در انیمیشن‌های ایرانی نیز رسوخ کرده است و ترویج می شود می بینیم که دختر‌ها و پسرها با هم دوست هستند.

رابطه دختر و پسر در این انیمیشن‌ها (خواسته یا ناخواسته)  در حالی گسترش می ‌یابد که همین دختران و پسران، چند سال بعد با سخت­گیری و جلوگیری شدید جامعه و خانواده از ارتباط آزاد بر پایه آموزه‌های دینی و عرف اجتماعی روبه‌رو می‌شوند و این یعنی تقابل یا تضاد فرهنگی.

اگر بر این باور باشیم که فرهنگ، برآیند باور‌های اجتماع است و کودکان امروز با باور‌های خود، فرهنگ و باور فردای جامعه را شکل می دهند، این امر می تواند همان هدف جنگ نرم در عرصه فرهنگی باشد که نشانه آن، افکار و باور‌های کودکان و نونهالان امروز جامعه است.

کودک ما در انیمیشن‌هایی که از طریق تلویزیون، ماهواره و ویدیوکلوپ‌ها در اختیارش نهاده می ‌شود و حتی والدین به عنوان پاداش یک کار نیک به او می دهند، با خشونت، ترس، دلهره، پرخاشگری و حتی متأسفانه تا اندازه‌ای سکس در سطوح گوناگون رو‌به‌رو می ‌شود. از آنجا که هنوز تفکر انتقادی و تحلیلگری بر مبنای حقایق و داده‌ها در او شکل نگرفته است، قطعاهمه اینها را به عنوان مواردی معمولی، سالم و قابل پذیرش می ‌پذیرد و اینها به تدریج، باور‌ها و ایده‌آل‌های آینده او را می سازد.

دینی شدن رسانه کودک

مدیریت برنامه سازی کودک در داخل کشور باید به صورت جمعی از کارشناسان دین، کودک و رسانه انجام گیرد و گروهی با حضور کارشناسانی از حوزه علمیه، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، کارشناسان تربیتی حوزه کودک و نوجوان و برنامه‌سازان … تشکیل شود تا برنامه‌های کودک و نوجوان تحت نظارت این شورا تولید و پخش شود.

در شرایطی که کودک می ‌تواند در خانه بنشیند و با تمام دنیا در ارتباط باشد لازم است مسئولان و برنامه‌سازان تلویزیونی نسبت به اهمیت تولید برنامه‌های قرآنی و دینی برای کودکان و نوجوانان آگاه باشند و تلاش کنند تا مفاهیم ناب را به موقع و در سنی که به گفته رسول مکرم اسلام (ص) همه چیز در کودک ثبت می شود، منتقل کنند.

مسئله مهم بعدی بحث انتقال داستان های قرآنی است که در مقطع سنی کودکان امکان بسیاری برای این موضوع وجود دارد و جا دارد با بررسی و به کار گیری قدرت هنر، قصه های قرآنی در زیباترین قالب به کودکان ایرانی منتقل شود.

ادامه مطلب و دانلود کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۳
no alt

کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۲

سه شنبه، ۱۴ شهریور ۱۳۹۶
22 views
۰دیدگاه
نوشته:مدیریت
Ariol Episode 2 - Moumoutte

کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۲ 

دانلود کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۲

دانلود رایگان کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۲

نام لاتین:

Ariol Episode 2 – Moumoutte

توضیحات:

عده ای از پژوهشگران، شاخص <<سن>> را یکی از عوامل مهم در پذیرش و به خاطر سپردن آموخته‌ها می‌دانند و معتقدند هر چه سن کمتر باشد، فراگیری او نیز بیشتر است و این شاخص به ویژه در آموزش‌هایی چون فراگیری زبان دوم و فعالیت‌های هنری تأثیر بیشتری دارد.

اما گروهی نیز بر این باورند که علاوه بر شاخص سن، عوامل دیگری نیز در تسریع یا کند شدن روند آموزش- فراگیری مؤثر است و فراگیری زبان دوم و فعالیت‌هایی از این دست، تنها وابسته به سن نبوده و عوامل دیگری نیز در روند فراگیری دخیل هستند.

آنچه می‌خوانیم بررسی عوامل تأثیرگذار بر فراگیری زبان دوم در گروه‌های سنی پیش دبستانی و دبستان، جوانان و نوجوانان است.

نخستین گام در راه آموزش برای یافتن برنامه ای صحیح و آموزش بر مبنای آن لازم است تا پیش از هر اقدامی به سه پرسش مهم پاسخ داد 

در حقیقت نخستین قدم، پاسخ به پرسش‌هایی است که می‌تواند خط مشی درست آموزش زبان دوم را مشخص کرده و فرآیند آموزش- فراگیری را در مسیری درست هدایت کند:

۱- آغاز آموزش زبان دوم چه سنی است؟

۲- چه روش تدریسی برای آموزش انتخاب شود؟

۳- استعداد و توانایی لازم برای فراگیری زبان دوم چقدر است؟ از منظری دیگر چه میزان استعداد توانایی برای فراگیری زبان دوم کافی و لازم است؟

آیا آموزش زبان دوم باید از سن بسیار پایین آغاز شود؟

این نظریه که کودکان به سرعت زبانی را که اطرافیان به آن زبان صحبت می‌کنند، فرا می‌گیرند به اثبات رسیده است و به همین ترتیب زبان دوم را نیز سریع تر از بزرگسالان می‌آموزند، اما آیا آموزش زبان دوم الزاماً باید از سن بسیار پایین آغاز شود؟

مقایسه کودکان و دانش آموزان نشان می‌دهد توانایی کودکان در صحبت کردن، بیش از توانایی آنها در تلفظ صحیح کلمات- توجه کنیم که گاه کودکان در تکلم به زبان مادری خویش نیز لغاتی را اشتباه تلفظ می‌کنند- استفاده درست از دستور زبان (گرامر) و به خاطر سپردن لغات است و این نشان می‌دهد که فرآیند فراگیری زبان دوم در کودکان به سرعت آغاز می‌شود؛ اما با این همه نمی توان به طور قطع درباره فواید و اثرات آغاز آموزش زودهنگام زبان دوم نظری قطعی صادر کرد.

بسیاری از پژوهشگران آغاز آموزش زبان دوم را پیش از شروع مدرسه و بسیاری از دوره ابتدایی می‌دانند، چرا که معتقدند جدا از سن، عوامل دیگری نیز در آموزش زبان دوم دخیل است. در حقیقت پاسخ قطعی به این پرسش که <<بهترین سن شروع آموزش زبان دوم چه زمانی است؟>> منوط به آن است که بدانیم هدف از آموزش زبان دوم چیست؟ به این معنی که اگر هدف تنها اثبات قدرت فراگیری بالای کودکان نسبت به رده‌های سنی دیگر باشد، می‌توان سرعت فراگیری در دوره کودکی را با این روش به اثبات رساند، اما اگر هدف، بررسی میزان فراگیری واقعی کودکان باشد، بی شک باید نکات دیگری را نیز در نحوه فراگیری و میزان فراگیری آنها مؤثر دانست.

نتایج حاصل از پژوهش‌ها نشان می‌دهد هر چند الزامی به آغاز آموزش زبان دوم پیش از سن ۶ سالگی (آغاز مدرسه) نیست، اما کودکان در این دوره بیش از هر زمان دیگری فراگیری داشته و دروس آموزش داده شده را به سرعت به ذهن می‌سپارند.

بنابراین اگر معتقد باشیم که آموزش زبان دوم از قانون <<شروع زود هنگام برابر با موفقیت حتمی>> پیروی می‌کند، باید به این نکات نیز توجه داشته باشیم:

– کودکان فراگیری زبان را با دریافت و به خاطر سپردن کلمات که عموماً نیز برایشان نامفهوم و دشوار است، آغاز می‌کنند، بنابراین برای تسریع روند فراگیری برنامه منظم آموزشی و روش تدریس مناسب الزامی است تا ابهامات آنها برطرف شود. تدریس آسان و صحیح زبان نه تنها روند فراگیری کودکان را تسریع می‌بخشد، بلکه می‌تواند اشتیاق آنها را نیز برای فراگیری افزایش دهد. این نکته برای آموزش زبان به جوانان و نوجوانان نیز باید مدنظر قرار بگیرد.

– تاثیر سن روی آموزش و در نهایت مهارت و تسلط فرد در فراگیری صددرصد نیست. از نگاهی دیگر آموزش زبان به بعضی از کودکان تنها در حد فراگیری تلفظ صحیح کلمات یا لهجه خوب و فراگیری دستور زبان خلاصه می‌شود، اما در عده ای دیگر از بزرگسالان آموزش زبان به حدی کامل است که آن را می‌توان در حد تسلط به زبان مادری دانست، بنابراین صرف نظر از سن، عوامل دیگری نیز در آموزش زبان دوم دخیل است.

– تفاوت فراگیری زبان دوم در کودکان و بزرگسالان به علایق این دو گروه بازمی گردد. در کودکان علاقه به فراگیری <<لهجه>> بیش از فراگیری لغات و دستور زبان (گرامر) است و به همین دلیل کودکان سریع تر از بزرگسالان از جهت <<لهجه>> پیشرفت کرده و می‌توانند مانند افراد بومی با لهجه زبان مورد نظر تکلم کنند، اما روند فراگیری لغات و دستور زبان در بزرگسالان سریع تر از کودکان است.

اگر <<مهارت>> در فراگیری هدف باشد، آموزش زبان دوم به کودکان، آموزشی وابسته به <<سن>> است و لازم است تا با استفاده از مربیان مجرب، آموزش زبان دوم انجام شود.
 
از این رو برنامه‌های آموزشی باید با پیروی از این الگوها اجرا شود:

– تکمیل آموزش زبان دوم با ادغام آموزش‌های پیشرفته و انتخاب بهترین شیوه آموزشی

– فرصت دادن به فراگیران برای درگیر شدن با مطالب آموزش داده شده از طریق مطالعه شخصی و تبادل نظر با همکلاسان و آموزگار

– ارتباط زبان آموزان با افرادی که زبان آموزش داده شده، زبان مادری آنهاست تا به این ترتیب آموزش زبان دوم تکمیل شود

– و تمرکز روی آموزش واقعی و آموزش دقیق مهارت‌ها و نیازهای آموزشی کودکان به دور از حذف آموزش‌های صحیح و دقیق به بهانه آسان کردن آموزش و فراگیری زبان دوم.

یکی از نکات مورد بحث و اختلاف، نگرانی والدین و آموزگاران از آموزش زبان دوم است؛ به این معنی که معتقدند توجه بیش از حد به فراگیری زبان دوم، عاملی جهت به تعویق افتادن آموزش‌های دیگر، حتی زبان مادری است.

اما مطالعات نشان می‌دهد آموزش زبان دوم نه تنها باعث به تعویق افتادن فراگیری سایر درس‌ها نمی شود، بلکه دانش آموزانی که زبان دوم را فرا می‌گیرند در درس ریاضی و درس‌های شفاهی نسبت به همسالان خود سرآمد هستند و مهارت آنها در حل مسائل ریاضی و به خاطر سپردن درس‌های حفظی بیش از کودکانی است که به اصطلاح <<یک زبانه>> بوده و غیر از زبان مادری، زبان دیگری را فرانگرفته اند. از سوی دیگر قدرت تجزیه و تحلیل و توان شناخت و تشخیص کودکان دوزبانه، بالاتر از کودکان یک زبانه گزارش شده است.

با این همه نباید چشم بر نواقص برنامه‌های مختلف و شیوه‌های مختلف آموزشی زبان دوم به ویژه برنامه‌هایی که از آنها به عنوان <<روش‌های برتر آموزش>> یاد می‌شود، بست، چرا که مطالعات نشان می‌دهد تعدادی از برنامه‌های اجرا شده در <<کانادا>> برای آموزش زبان فرانسه به عنوان زبان دوم به کودکان انگلیسی زبان و یا آموزش زبان انگلیسی به کودکانی که زبان مادری آنها غیر از زبان انگلیسی است، با شکست مواجه شده است.

بنابراین دقت در انتخاب برنامه و شیوه آموزشی یکی از نکات بسیار مهم، جدا از در نظر گرفتن سن زبان آموز است.

آموزش زبان دوم به پایه پیش دبستانی و دبستانی

<<جذابیت>> و ایجاد <<اشتیاق>> در دانش آموز و به طور کلی <<فراگیران>> اگر تنها راه مطمئن برای آموزش نباشد، اما بی تردید یکی از موثرترین شیوه‌های آموزشی است. 

برای دانش آموزان بالاتر از پایه پیش دبستانی و دبستانی یا به عبارتی نوجوانان و جوانان، آموزش مؤثر عبارت است از:

– آموزش مستقیم زبان موردنظر

– آموزش منظم و برنامه ریزی شده قوانین و دستور زبان (گرامر)

– آموزش مکالمه زبان با صحبت کردن به زبان آموزشی در تمام طول مدت کلاس درس.

در واقع هدف از آموزش باید بر پایه فهماندن و فهمیدن دقیق مفاهیم درسی، به جای بیان کلیشه ای ساختارهای دستوری یا مکالمه ای زبان موردنظر استوار باشد.

تعادل در آموزش یکی از مهمترین نکات آموزشی است، چرا که تمرکز و تاکید بیش از حد روی مفاهیم درسی باعث از بین رفتن قدرت خلاقیت و نامتعادل شدن آموزش مفاهیم ساختاری می‌شود. از طرفی تمرکز بیش از حد روی مورد ذکر شده باعث افت مهارت مکالمه شده و تمرکز بیش از حد روی موارد ذکر شده، آموزش لغت را ناکام می‌کند.

از این رو لازم است آموزش به صورت هماهنگ و متعادل انجام شود، چرا که تمرکز روی هر بخش – مکالمه، دستور زبان یا آموزش لغت- باعث بی حوصلگی دانش آموز و افت شدید او می‌شود.

در یک برنامه آموزشی صحیح، اندکی تمرکز روی اصول دستور زبان ساختارهای دستوری- مکالمه ای زبان موردنظر می‌تواند استعدادهای دانش آموز را شکوفا کرده و روند فراگیری او را تسریع بخشد؛ توجه کنیم تنها اندکی تمرکز به دور از مکث و تمرکز بیش از حد توصیه می‌شود.

پژوهشگران معتقدند برای آموزش بهتر زبان مورد نظر می‌توان از بازی با کلمات، جمله سازی، توجه به آوا و آهنگ کلمات و هر شیوه مناسبی که می‌تواند اشتیاق زبان آموز را به فراگیری زبان بیشتر کند، استفاده کرد.

پژوهش‌های تکمیلی نشان می‌دهد برقراری تعادل بین ساختارهای پایه ای زبان مورد نظر و مفاهیم کلیدی می‌تواند بهترین شیوه جهت آموزش بهتر زبان دوم باشد و این نکته را نیز به خاطر بسپاریم که تمرکز بیش از حد روی هر یک از بخش‌های مکالمه، لغت و دستور زبان، افت شدید دانش آموزان را به دنبال دارد.

همه افراد می‌توانند زبان دوم را به خوبی فرابگیرند

نخستین شاخص جهت شناسایی توان فراگیری زبان دوم در افراد مختلف، استعداد هر فرد در فراگیری زبان دوم است. در میان جوانان و نوجوانان، <<استعداد>> همراه با <<اشتیاق و انگیزه>> دو شاخص مهم جهت فراگیری زبان دوم است.

<<استعداد>> دانش آموز برای فراگیری زبان دوم به راحتی و با استفاده از آزمون‌های ویژه قابل تشخیص است و نکته جالب این که براساس پژوهش‌های انجام شده، پس از شاخص <<سن>> ، <<استعداد فرد>> دومین عامل مهم جهت فراگیری زبان دوم است.

به عقیده پژوهشگران مفهوم <<استعداد>> در فراگیری زبان دوم، ترکیبی از چند شاخص شامل، حساسیت در تشخیص اصوات که عامل مهمی جهت تلفظ صحیح کلمات است، حساسیت به شناخت و فراگیری ساختارهای زبان که عاملی جهت فراگیری دستور زبان است و حافظه قوی برای فراگیری سریع آموزه‌ها به ویژه لغات جدید و کاربرد به جا و مجدد آن است که مجموع این شاخص‌ها <<استعداد>> فرد برای فراگیری زبان دوم را نشان می‌دهد.

علاوه بر شاخص‌های ذکر شده – استعداد و اشتیاق- سه شاخص سن، قرار گرفتن در محیطی که به زبان موردنظر صحبت می‌کنند و شناخت و شناسایی تفاوت‌های زبانی – لهجه متفاوت افراد با یکدیگر و تشخیص لهجه صحیح- عوامل مهم جهت فراگیری زبان دوم است.

در نهایت، استعداد – که تعاریف متعددی برای آن ارائه می‌شود- مهمترین شاخص جهت فراگیری زبان دوم به ویژه در میان جوانان و نوجوانان است ، چرا که کودکان اغلب به دلیل کنجکاوی، بکر بودن و محدود بودن آموخته‌هایشان – در صورتی که تحت تعلیم صحیح قرار بگیرند- سریع تر از جوانان و نوجوانان زبان دوم را می‌آموزند و به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران معتقدند سن کم کودکان خود عاملی تأثیرگذار برای آموزش بوده و نوعی استعداد موسوم به <<استعداد ناشی از پایین بودن سن>> را در آنها ایجاد می‌کند که این استعداد متفاوت از استعداد جوانان و نوجوانان در فراگیری زبان دوم است.

سفر به کشورهای دیگر، قرار گرفتن در شرایط خاص مانند فراگیری زبان، دستیابی به هدفی خاص چون مطالعه کتاب، استفاده از اینترنت، تماشای فیلم یا کارتون مورد علاقه و… برقراری ارتباط با ملت‌های دیگر و… از مهمترین علل ایجاد علاقه و اشتیاق در جوانان و نوجوانان برای فراگیری زبان دوم است.

جمع بندی

انتخاب زبان دوم و تصمیم برای فراگیری زبان دوم به عوامل متعددی به این شرح بستگی دارد:

– سن شخص

– استعداد، انگیزه و اشتیاق او برای فراگیری

– زمان مناسب برای آموزش

– تفاوت بین توان فراگیری افراد- به ویژه تفاوت در فراگیری یک فرد بومی و غیربومی

– شیوه و برنامه آموزشی

در کودکان، شروع آموزش از سن کم می‌تواند باعث افزایش تسلط به زبان دوم- بدون تمرکز بیش از حد برای درک و آموزش مفاهیم دشوار- شود که البته ایجاد جذابیت برای آموزش یکی از نیازهای اصلی آموزش در این رده سنی است. انتخاب برنامه‌های آموزشی منظم، اما با ساعت‌های کم و محدود در طول هفته و تکمیل آموزش‌ها با استفاده از کتاب، فیلم، مجله، مسابقه‌ها و… بهترین شیوه آموزشی به کودکان است.

در جوانان و نوجوانان، علاوه بر توجه به نکات ذکر شده لازم است تا آموزش‌ها طبق برنامه ای منظم و ترکیبی از تکرار و تمرین و برقراری ارتباط کلامی یا نوشتاری با افرادی که زبان آموزش داده شده زبان مادری آنهاست، انجام شود.

فراموش نکنیم، آموزش مستقیم شامل پایه ای دستور زبان، فراگیری و به خاطر سپردن لغات جدید و آواشناسی زبان و حفظ تعادل در آموزش همه این نکات است و آموزش باید بر پایه آموزش متعادل مفاهیم و تکمیل آموزش‌ها با استفاده از تجهیزات کمک آموزشی چون فیلم، کتاب و… استوار باشد.

ادامه مطلب و دانلود کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۲
no alt

کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۱

سه شنبه، ۱۴ شهریور ۱۳۹۶
36 views
۰دیدگاه
نوشته:مدیریت
Ariol Episode 1

کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۱ 

دانلود کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۱

دانلود رایگان کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۱

نام لاتین:

Ariol Episode 1 – La machine à être premier de la classe

توضیحات:

عده ای از پژوهشگران، شاخص <<سن>> را یکی از عوامل مهم در پذیرش و به خاطر سپردن آموخته ها می دانند و معتقدند هر چه سن کمتر باشد، فراگیری او نیز بیشتر است و این شاخص به ویژه در آموزش هایی چون فراگیری زبان دوم و فعالیت های هنری تأثیر بیشتری دارد.

اما گروهی نیز بر این باورند که علاوه بر شاخص سن، عوامل دیگری نیز در تسریع یا کند شدن روند آموزش فراگیری مؤثر است و فراگیری زبان دوم و فعالیت هایی از این دست، تنها وابسته به سن نبوده و عوامل دیگری نیز در روند فراگیری دخیل هستند.

آنچه می خوانیم بررسی عوامل تأثیرگذار بر فراگیری زبان دوم در گروه های سنی پیش دبستانی و دبستان، جوانان و نوجوانان است.

نخستین گام در راه آموزش برای یافتن برنامه ای صحیح و آموزش بر مبنای آن لازم است تا پیش از هر اقدامی به سه پرسش مهم پاسخ داد

در حقیقت نخستین قدم، پاسخ به پرسش هایی است که می تواند خط مشی درست آموزش زبان دوم را مشخص کرده و فرآیند آموزش فراگیری را در مسیری درست هدایت کند:

۱) آغاز آموزش زبان دوم چه سنی است؟

۲) چه روش تدریسی برای آموزش انتخاب شود؟

۳) استعداد و توانایی لازم برای فراگیری زبان دوم چقدر است؟ از منظری دیگر چه میزان استعداد توانایی برای فراگیری زبان دوم کافی و لازم است؟

آیا آموزش زبان دوم باید از سن بسیار پایین آغاز شود؟
این نظریه که کودکان به سرعت زبانی را که اطرافیان به آن زبان صحبت می کنند، فرا می گیرند به اثبات رسیده است و به همین ترتیب زبان دوم را نیز سریع تر از بزرگسالان می آموزند، اما آیا آموزش زبان دوم الزاماً باید از سن بسیار پایین آغاز شود؟

مقایسه کودکان و دانش آموزان نشان می دهد توانایی کودکان در صحبت کردن، بیش از توانایی آنها در تلفظ صحیح کلمات توجه کنیم که گاه کودکان در تکلم به زبان مادری خویش نیز لغاتی را اشتباه تلفظ می کنند استفاده درست از دستور زبان (گرامر) و به خاطر سپردن لغات است و این نشان می دهد که فرآیند فراگیری زبان دوم در کودکان به سرعت آغاز می شود؛ اما با این همه نمی توان به طور قطع درباره فواید و اثرات آغاز آموزش زودهنگام زبان دوم نظری قطعی صادر کرد.

بسیاری از پژوهشگران آغاز آموزش زبان دوم را پیش از شروع مدرسه و بسیاری از دوره ابتدایی می دانند، چرا که معتقدند جدا از سن، عوامل دیگری نیز در آموزش زبان دوم دخیل است. در حقیقت پاسخ قطعی به این پرسش که <<بهترین سن شروع آموزش زبان دوم چه زمانی است؟>> منوط به آن است که بدانیم هدف از آموزش زبان دوم چیست؟ به این معنی که اگر هدف تنها اثبات قدرت فراگیری بالای کودکان نسبت به رده های سنی دیگر باشد، می توان سرعت فراگیری در دوره کودکی را با این روش به اثبات رساند، اما اگر هدف، بررسی میزان فراگیری واقعی کودکان باشد، بی شک باید نکات دیگری را نیز در نحوه فراگیری و میزان فراگیری آنها مؤثر دانست.

نتایج حاصل از پژوهش ها نشان می دهد هر چند الزامی به آغاز آموزش زبان دوم پیش از سن ۶ سالگی (آغاز مدرسه) نیست، اما کودکان در این دوره بیش از هر زمان دیگری فراگیری داشته و دروس آموزش داده شده را به سرعت به ذهن می سپارند.

بنابراین اگر معتقد باشیم که آموزش زبان دوم از قانون <<شروع زود هنگام برابر با موفقیت حتمی>> پیروی می کند، باید به این نکات نیز توجه داشته باشیم:

کودکان فراگیری زبان را با دریافت و به خاطر سپردن کلمات که عموماً نیز برایشان نامفهوم و دشوار است، آغاز می کنند، بنابراین برای تسریع روند فراگیری برنامه منظم آموزشی و روش تدریس مناسب الزامی است تا ابهامات آنها برطرف شود. تدریس آسان و صحیح زبان نه تنها روند فراگیری کودکان را تسریع می بخشد، بلکه می تواند اشتیاق آنها را نیز برای فراگیری افزایش دهد. این نکته برای آموزش زبان به جوانان و نوجوانان نیز باید مدنظر قرار بگیرد.

تاثیر سن روی آموزش و در نهایت مهارت و تسلط فرد در فراگیری صددرصد نیست. از نگاهی دیگر آموزش زبان به بعضی از کودکان تنها در حد فراگیری تلفظ صحیح کلمات یا لهجه خوب و فراگیری دستور زبان خلاصه می شود، اما در عده ای دیگر از بزرگسالان آموزش زبان به حدی کامل است که آن را می توان در حد تسلط به زبان مادری دانست، بنابراین صرف نظر از سن، عوامل دیگری نیز در آموزش زبان دوم دخیل است.

تفاوت فراگیری زبان دوم در کودکان و بزرگسالان به علایق این دو گروه بازمی گردد. در کودکان علاقه به فراگیری <<لهجه>> بیش از فراگیری لغات و دستور زبان (گرامر) است و به همین دلیل کودکان سریع تر از بزرگسالان از جهت <<لهجه>> پیشرفت کرده و می توانند مانند افراد بومی با لهجه زبان مورد نظر تکلم کنند، اما روند فراگیری لغات و دستور زبان در بزرگسالان سریع تر از کودکان است.

اگر <<مهارت>> در فراگیری هدف باشد، آموزش زبان دوم به کودکان، آموزشی وابسته به <<سن>> است و لازم است تا با استفاده از مربیان مجرب، آموزش زبان دوم انجام شود.

از این رو برنامه های آموزشی باید با پیروی از این الگوها اجرا شود:

تکمیل آموزش زبان دوم با ادغام آموزش های پیشرفته و انتخاب بهترین شیوه آموزشی

فرصت دادن به فراگیران برای درگیر شدن با مطالب آموزش داده شده از طریق مطالعه شخصی و تبادل نظر با همکلاسان و آموزگار

ارتباط زبان آموزان با افرادی که زبان آموزش داده شده، زبان مادری آنهاست تا به این ترتیب آموزش زبان دوم تکمیل شود

و تمرکز روی آموزش واقعی و آموزش دقیق مهارت ها و نیازهای آموزشی کودکان به دور از حذف آموزش های صحیح و دقیق به بهانه آسان کردن آموزش و فراگیری زبان دوم.

یکی از نکات مورد بحث و اختلاف، نگرانی والدین و آموزگاران از آموزش زبان دوم است؛ به این معنی که معتقدند توجه بیش از حد به فراگیری زبان دوم، عاملی جهت به تعویق افتادن آموزش های دیگر، حتی زبان مادری است.

اما مطالعات نشان می دهد آموزش زبان دوم نه تنها باعث به تعویق افتادن فراگیری سایر درس ها نمی شود، بلکه دانش آموزانی که زبان دوم را فرا می گیرند در درس ریاضی و درس های شفاهی نسبت به همسالان خود سرآمد هستند و مهارت آنها در حل مسائل ریاضی و به خاطر سپردن درس های حفظی بیش از کودکانی است که به اصطلاح <<یک زبانه>> بوده و غیر از زبان مادری، زبان دیگری را فرانگرفته اند. از سوی دیگر قدرت تجزیه و تحلیل و توان شناخت و تشخیص کودکان دوزبانه، بالاتر از کودکان یک زبانه گزارش شده است.

با این همه نباید چشم بر نواقص برنامه های مختلف و شیوه های مختلف آموزشی زبان دوم به ویژه برنامه هایی که از آنها به عنوان <<روش های برتر آموزش>> یاد می شود، بست، چرا که مطالعات نشان می دهد تعدادی از برنامه های اجرا شده در <<کانادا>> برای آموزش زبان فرانسه به عنوان زبان دوم به کودکان انگلیسی زبان و یا آموزش زبان انگلیسی به کودکانی که زبان مادری آنها غیر از زبان انگلیسی است، با شکست مواجه شده است.

بنابراین دقت در انتخاب برنامه و شیوه آموزشی یکی از نکات بسیار مهم، جدا از در نظر گرفتن سن زبان آموز است.

آموزش زبان دوم به پایه پیش دبستانی و دبستانی
<<جذابیت>> و ایجاد <<اشتیاق>> در دانش آموز و به طور کلی <<فراگیران>> اگر تنها راه مطمئن برای آموزش نباشد، اما بی تردید یکی از موثرترین شیوه های آموزشی است.

برای دانش آموزان بالاتر از پایه پیش دبستانی و دبستانی یا به عبارتی نوجوانان و جوانان، آموزش مؤثر عبارت است از:

آموزش مستقیم زبان موردنظر

آموزش منظم و برنامه ریزی شده قوانین و دستور زبان (گرامر)

آموزش مکالمه زبان با صحبت کردن به زبان آموزشی در تمام طول مدت کلاس درس.

در واقع هدف از آموزش باید بر پایه فهماندن و فهمیدن دقیق مفاهیم درسی، به جای بیان کلیشه ای ساختارهای دستوری یا مکالمه ای زبان موردنظر استوار باشد.

تعادل در آموزش یکی از مهمترین نکات آموزشی است، چرا که تمرکز و تاکید بیش از حد روی مفاهیم درسی باعث از بین رفتن قدرت خلاقیت و نامتعادل شدن آموزش مفاهیم ساختاری می شود. از طرفی تمرکز بیش از حد روی مورد ذکر شده باعث افت مهارت مکالمه شده و تمرکز بیش از حد روی موارد ذکر شده، آموزش لغت را ناکام می کند.

از این رو لازم است آموزش به صورت هماهنگ و متعادل انجام شود، چرا که تمرکز روی هر بخش مکالمه، دستور زبان یا آموزش لغت باعث بی حوصلگی دانش آموز و افت شدید او می شود.

در یک برنامه آموزشی صحیح، اندکی تمرکز روی اصول دستور زبان ساختارهای دستوری مکالمه ای زبان موردنظر می تواند استعدادهای دانش آموز را شکوفا کرده و روند فراگیری او را تسریع بخشد؛ توجه کنیم تنها اندکی تمرکز به دور از مکث و تمرکز بیش از حد توصیه می شود.

پژوهشگران معتقدند برای آموزش بهتر زبان مورد نظر می توان از بازی با کلمات، جمله سازی، توجه به آوا و آهنگ کلمات و هر شیوه مناسبی که می تواند اشتیاق زبان آموز را به فراگیری زبان بیشتر کند، استفاده کرد.

پژوهش های تکمیلی نشان می دهد برقراری تعادل بین ساختارهای پایه ای زبان مورد نظر و مفاهیم کلیدی می تواند بهترین شیوه جهت آموزش بهتر زبان دوم باشد و این نکته را نیز به خاطر بسپاریم که تمرکز بیش از حد روی هر یک از بخش های مکالمه، لغت و دستور زبان، افت شدید دانش آموزان را به دنبال دارد.

همه افراد می توانند زبان دوم را به خوبی فرابگیرند
نخستین شاخص جهت شناسایی توان فراگیری زبان دوم در افراد مختلف، استعداد هر فرد در فراگیری زبان دوم است. در میان جوانان و نوجوانان، <<استعداد>> همراه با <<اشتیاق و انگیزه>> دو شاخص مهم جهت فراگیری زبان دوم است.

<<استعداد>> دانش آموز برای فراگیری زبان دوم به راحتی و با استفاده از آزمون های ویژه قابل تشخیص است و نکته جالب این که براساس پژوهش های انجام شده، پس از شاخص <<سن>> ، <<استعداد فرد>> دومین عامل مهم جهت فراگیری زبان دوم است.

به عقیده پژوهشگران مفهوم <<استعداد>> در فراگیری زبان دوم، ترکیبی از چند شاخص شامل، حساسیت در تشخیص اصوات که عامل مهمی جهت تلفظ صحیح کلمات است، حساسیت به شناخت و فراگیری ساختارهای زبان که عاملی جهت فراگیری دستور زبان است و حافظه قوی برای فراگیری سریع آموزه ها به ویژه لغات جدید و کاربرد به جا و مجدد آن است که مجموع این شاخص ها <<استعداد>> فرد برای فراگیری زبان دوم را نشان می دهد.

علاوه بر شاخص های ذکر شده استعداد و اشتیاق سه شاخص سن، قرار گرفتن در محیطی که به زبان موردنظر صحبت می کنند و شناخت و شناسایی تفاوت های زبانی لهجه متفاوت افراد با یکدیگر و تشخیص لهجه صحیح عوامل مهم جهت فراگیری زبان دوم است.

در نهایت، استعداد که تعاریف متعددی برای آن ارائه می شود مهمترین شاخص جهت فراگیری زبان دوم به ویژه در میان جوانان و نوجوانان است ، چرا که کودکان اغلب به دلیل کنجکاوی، بکر بودن و محدود بودن آموخته هایشان در صورتی که تحت تعلیم صحیح قرار بگیرند سریع تر از جوانان و نوجوانان زبان دوم را می آموزند و به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران معتقدند سن کم کودکان خود عاملی تأثیرگذار برای آموزش بوده و نوعی استعداد موسوم به <<استعداد ناشی از پایین بودن سن>> را در آنها ایجاد می کند که این استعداد متفاوت از استعداد جوانان و نوجوانان در فراگیری زبان دوم است.

سفر به کشورهای دیگر، قرار گرفتن در شرایط خاص مانند فراگیری زبان، دستیابی به هدفی خاص چون مطالعه کتاب، استفاده از اینترنت، تماشای فیلم یا کارتون مورد علاقه و… برقراری ارتباط با ملت های دیگر و… از مهمترین علل ایجاد علاقه و اشتیاق در جوانان و نوجوانان برای فراگیری زبان دوم است. 

ادامه مطلب و دانلود کارتون آموزش زبان فرانسه آریول قسمت ۱
صفحه 2 از 47512345678910...قبلی »

پشتیبانی آنلاین

اپراتور در حال حاضر آفلاین است . پیام شما ذخیره و در فرصت مناسب پاسخ داده خواد شد

سوالات خود را بفرستید تا کمکتان کنیم

دکمه اینتر را جهت شروع چت فشار دهید